حضرت مهدی (ع) منتقم و خونخواه خون های بنا حق ریخته است. این وصف حضرتش انشاء الله در زمان ظهورشان محقق می شود. انتقام گیری حضرت مهدی (ع) یک مسئله شخصی نیست، بلکه مسأله دین خدا مطرح است. آنچه در کربلا رخ داد، از نتظر اعتقادی، ستیزِ همۀ اسلام با همۀ کفر بود، چرا که معرفت امام (ع)، میوه و ثمرۀ درخت توحید است. کسانی که با امام حسین (ع) جنگیدند، در حقیقت با ادعای مسلمانی، به انکار توحید و ردّ نبوتّ برخاستند. این نفاق، به مراتب از کفرِ صریحِ کافرانِ صدر اسلام، بدتر و خطرناک تر بوده و هست. امام زمان (ع) هنگام ظهور، توحید حقیقی را عملی می سازند، بنابراین از دشمنان امام حسین (ع) که در واقع دشمنان خدا هستند انتقام می گیرند.
بعضی از گویندگان با این که هیچ شناخت درستی از دین و معرفت دینی ندارند، اما به خود اجازه می دهند درباره همه معارف دینی اظهار نظر کنند. اینان با بهانه تراشی های بی پایه و سست، خواسته اند این باور دینی را یک امرِ صرفاً عاطفی قلمداد کنند که منشأ کینه توزی و اختلاف انگیزی بین مسلمانان می شود. آن گاه یک مغالطۀ به ظاهر برهانی را به عنوان دلیل ادعای خود مطرح می کنند، می گویند: در روزگاری که دولت امویان بر سر کار بود، یعنی کشندگان امام حسین (ع) هنوز به حکومت و ریاست خود ادامه می دادند، خیلی طبیعی بود که طرفداران فرزند پیامبر (ص) آرزو کنند که روزی بر دشمنان خود که هنوز بر سر کار بودند دست یابند و انتقام آن خونهای به ناحق ریخته را از آنها بگیرند.
اما اکنون، بیش از سیزده قرن از آن زمان گذشته، نه از امویان و عباسیان خبری است و نه دشمنان و کشندگان بالفعل و نه اعقاب و نسل های بعد از آنها، هیچ کدام در صحنه وجود نیستند. لذا شعله ور کردن و زنده نگهداشتنِ عنصر انتقام و کینه توزی و خشونت و خونریزی و از طریق تحریک عواطف دشمنان غیر عینی و موهوم تراشیدن، چیزی جز جفای کردن نسبت به یک واقعه زیبای انسانی (شهادت) نیست!!
انحراف مدافعان این نظریه به آن جا رسیده که مدعی شده اند: دعاها و زیارتنامه هایی که متضمن چنین سخنانی هستند، در همان زمان ها ساخته شده اند و اکنون دیگر فلسفه خود را از دست داده اند، بنابراین یکی از وظایف متفکران و رهبران دینی را در دورانِ ما، تجدید نظر کردن در مضامین آن دعاها و زیارتنامه ها دانسته اند!!
این سخنان واهی و سست، وقتی با رنگ و لعاب روشنفکر مآبانه بیان شود، می تواند باعث فریب افراد بی اطلاع و ساده لوح در معارف دینی گردد، و آنها را از پذیرش یک اعتقاد اصیل اسلامی باز دارد. انتقام از کشندگانِ سید الشهداء (ع) یکی از برنامه های امام عصر (ع) است که به صورت ناجوانمردانه ای مورد انکار قرار گرفته، و از مصادیق کفران نعمت قلبی نسبت به این صفت ایشان به شمار می آید.
در اینجا بدون این که بخواهیم به تفصیل و با پاسخ به یکایکِ اشکالات وارد این بحث شویم، به بیان عقیده صحیح و مستدّل در این موضوع اکتفا می کنیم.
اصل مسأله این ات که واقعۀ کربلا و شهادت امام حسین (ع) همراه با اهل بیت (ع) و اصحاب خود در عاشورای سال 61 هجری، حادثه ای نیست که فقط به زمان وقوعش مربوط باشد و صرفاً از دشمنی شخصی بنی امیه با اهل بیت عصمت و طهارت (ع) نشأت گرفته باشد. ریشه های اصلی این مصیبت بزرگ، به صدر اسلام و دشمنی های حساب شده منافقان زمان پیامبر (ص) با آن حضرت بر می گردد. از همان زمان، کسانی، به نام اسلام و تحت عنوان دفاع از دین خدا، ظلم به عترت پیامبر (ص) را پی ریزی کردند. آنها مهمترین نقش را در ستم های بعدیِ دشمنان نسبت به اهل بیت (ع) داشتند. به همین دلیل، در زیارت مأثور و مستند عاشورا که حدیث قدسی است می خوانیم:
لَعَنَ اللهُ اُمَّهً اَسَّسَت اَساسَ الظُّلمِ وَ الجَورِ عَلَیکُم اَهلَ البَیتِئ [1]
خداوند، گروهی را که ظلم و ستم به شما اهل بیت (ع) را پی ریزی کردند، از رحمت خود دور فرماید.
در عبارت دیگر از آن زیارت معتبر، اعلام بیزاری از همین افراد را، وسیله تقرّب خود به سوی خدا و رسول (ص) و حضرت زهرا (ع) و ائمه اطهار (ع) قرار می دهیم:
یا اَبا عَبدِاللهِ! اِنِّی اَتَقَرَّبُ اِلی اللهِ وَ اِلی رَسُولِهِ وَ اِلی اَمیرِ المؤمِنینَ وَ اِلی فاطِمَهَ وَ اِلی الحَسنِ وَ اِلیکَ... بِالبَرائَهِ مِمِّن اَسَّسَ اَساسَ الظَّلمِ وَ الجَورِ عَلَیکُم [2]
ای اباعبدالله! من .... به وسیله بیزاری جستن از کسانی که ظلم و ستم به شما اهل بیت را پی ریزی کردند، به سوی خدا و رسول خدا (ص) و به امیرالمؤمنین (ع) و حضرت زهرا (ع) و امام حسن (ع) و به شما تقرب می جویم.
این حقیقت با رساترین بیان در زیارات مختلف امام حسین (ع) ذکر شده و درسی است که زائر آن حضرت از خواندن آنها می گیرد.
به همین جهت، مصیبت روز عاشورا برای همه اهل بیت (ع) بسیار سنگین و جانگداز است. خاندان وحی (ع)، ایام محرم و عاشورا در هر سال را ایام حزن و سوگواری خود می دانستند. به عنوان نمونه، امام رضا (ع) فرمودند:
اِنَّ یَومَ الحُسَینِ عَلَیهِ السَّلامُ اَقرَحَ جَفُونَنا وَ اَسبَلَ دُمُوعَنا وَ اَذَلَّ عَزیزَنا بِاَرضِ کَربٍ وَ بلاءٍ، وَ اَورَثَتنَا الکَربَ وَ البلاءَ اِلی یَومِ الاِنقِضاء، فَعَلی مِثلِ الحُسَینَ عَلَیهِ السَّلامُ فَلیَبکِ الباکُونَ [3]
روز امام حسین (ع) (عاشورا) پلکهای ما را زخم نموده، و اشکهای ما را ریزان ساخته، و عزیز ما را در سرزمین گرفتاری و بلا، به ذلت انداخته است. و (این مصیبت) باعث شده که ما تا پایان دنیا در اندوه و گرفتاری باقی بمانیم! پس گریه کنندگان باید بر مانندِ حسین (ع) بگریند.
این حدیث، بیان کنندۀ بعضی از مصائب اهل بیت (ع) در غم عاشورای امام حسین (ع) است.
اما گفت و شنود مفضّل با امام صادق (ع) پرده از واقعیت عمیق تر و تلخ تری بر می دارد. مفضّل که از خواص اصحاب امام (ع) بود روزی به ایشان عرض کرد:
اِنَّ یَومَکُم فِی القِصاصِ لَآَعظَمُ مِن یَومِ مِحنَتِکُم
روزی که شم (دشمنان خود را) قصاص می کنید، از روز غم و محنت شما بزرگتر است.
او می خواست با این گفتار خود، امام صادق (ع) را نسبت به مصیبت های اهل بیت (ع) تسلی دهد، بر این اساس که خوشحالی از قصاص دشمنان، ناراحتی های گذشته ایشان را جبران می کند. ولی حضرت در پاسخ او فرمودند:
وَلا کَیَومِ مِحنَتِنا بِکرَبَلاءً
ولی نه مانند غم و ناراحتیِ ما در کربلا.
یعنی قصاص کردن دشمنان، ناراحتی های ما در روز عاشورا و سرزمین کربلا را جبران نمی کند، آن محنتی است که به تعبیر امام رضا (ع) تا پایان دنیا باقی خواهند ماند. و حتی با انتقام گیریِ امام عصر (ع) از کشندگان سید الشهداء (ع) نیز، از بین نخواهد رفت.
آن گاه امام صادق (ع) به مصیبتی تلخ تر و سخت تر از عاشورای امام حسین (ع) اشاره فرمودند:
وَ اِن کانَ یَومُ السَّقیفَهِ وَ اِحراقُ النّارِ عَلی بابِ اَمیرالمؤمِنینَ وَ الحَسَنِ وَ الحُسَینِ وَ فاطِمَهَ، وَ زَینَبَ وَ اُمَّ کُلثُومَ [علیهم السلام] وَ فَضَّهَ وَ قَتلُ مُحسِنٍ بِالرَّفسَهِ اَعظَمَ وَ اَدهی وَ اَمَّرَ، لِاَنَّهُ اَصلُ یَومِ العَذابِ [4]
هر چند که (مصیبت) روز سقیفه (غصب خلافت) و آتش زدن خانۀ امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسین و حضرت زهرا و حضرت زینب و ام کلثوم (ع) و فضه (خادمه حضرت زهرا «س») و کشتن حضرت محسن «ع» (در شکم مادرش حضرت فاطمه «س») با لگد، بزرگتر و سنگین تر و تلخ تر بود، چون ریشۀ مصیبت ها و عذابها همان بود.
مصیبت عاشورا، بیش از آن که معلول ظلم و ستم بنی امیه در حق اهل بیت (ع) باشد، برخاسته از اساسِ منحرف و باطلی بود که پایه گذارانِ سقیفه و کشندگانِ محسن فاطمه (ع) پی ریزی کردند. اساس ظلم نسبت به عترت پاک پیامبر خدا (ص)، همان جنایتی بود که اولی و دومی و سومی مرتکب شدند، همان کسانی که در زیارت شریفۀ عاشورا، از خداوند عزوجل می خواهیم آنها را به طور خاص مورد لعنت خود قرار دهد، و از رحمت خود دور بدارد:
اَللّهُمَّ خُصَّ اَنتَ اَوّلَ ظالمٍ بِاللَّعنِ مِنیّ، وَ ابَدَأ بِهِ اَوّلاً ثُمَّ الثّانیَ وَ الثالِثَ وَ الرابِعَ. اللُّهُمَ العَن یَزیدَ بنَ مُعاوِیَهَ خامِساً، وَ العَن عُبیدَاللهِ بنَ زیادٍ وَ ابنَ مَرجانَهَ وَ عُمَرَ بنَ سعدٍ وَ شِمراً [5]
درخواست لعن از جانب خداوند، ابتدا برای اولی و دومی و سومی می شود، و در مرتبه چهارم به معاویه می رسد. آن گاه در مرتبه پنجم، نوبت به یزید و همراهانش در کشتن سید الشهداء (ع) می رسد.
با این ترتیب، زیارت عاشورای امام حسین (ع)، درسی عمیق به زیارت کنندگان آن حضرت می دهد، و آنها را با اساس و ریشۀ ظلم به اهل بیت (ع) آشنا می کند. از جمله آثارِ مداومت بر این زیارت که با تعابیر مختلف مورد تاکید قرار گرفته است [6]، ثبات قدم زائر در همین عقیده زیر بنائی است.
آگاهی از پایه گذارانِ ظلم به اهل بیت (ع) صرفاً اطلاع یافتن از یک امر تاریخی نیست، بلکه کاملاً جنبۀ اعتقادی دارد، زیرا آنها با این پایه گذاری، در صدد تحریف دین در تمام ابعاد بودند، و هدف آنها، محوِ کاملِ اسلام محمدی (ع) و قرار دادن یک سلسله بدعت به نام دین بود. از سوی دیگر، رسالت ائمه اطهار (ع) مبارزه با همین بدعتها و حفظ اسلام از تحریف ها بود. بدین ترتیب خلفای غاصب، یک مکتب ساختگی در برابر اسلام واقعی ساختند، و در برابر اهل بیت (ع) ایستادند. و این رویارویی جبهۀ حقّ و باطل، بعد از دوران پیامبر اکرم (ص) تا به امروز ادامه داشته است. شناخت رهبران این دو جبهه و آشنایی با اهداف و عملکرد آنها، برای هر کس که به شناخت اسلامِ پیامبر (ص) علاقه دارد، بسیار ضروری است. [7]
همین امروز اگر کسی بخواهد آئین اسلام را بررسی کند و درباره حقانیت آن به تحقیق بپردازد، باید به کدام مکتب و مذهب به عنوان اسلام روی آورد؟ مکتب اهل بیت (ع) «مذهب جعفری» یا مکتب خلافت (مذاهب اربعه)؟ این دو مکتب، همین امروز هم به قدری با یکدیگر اختلاف دارند که هیچ کس نمی تواند با مطالعه منابع هر دو گروه، به اصول و فروع یکسانی در امر دین برسد. کافی است موارد اختلاف دو گروه را در بحث توحید، نبوت، امامت، معاد و عدل ببینیم، تا بفهمیم غیر از اشتراکی که در الفاظ این اصول وجود دارد، محتوا و مفاهیم اینها تفاوت هایی جدی و اساسی با یکدیگر دارند. [8] در احکام عملی و فرعی هم خلفای جائر و فقهای اجیر آنان، آن چنان بدعت های مختلف در دین وارد کرده اند که به کمتر اشتراکی در جزئیات احکام برخورد می کنیم.
پس شناخت بدعت گذاران اولیه در دین اسلام و آشنایی با مکتب آنها، برای تشخیص مذهب صحیح، هم بر مسلمانان و هم بر غیر ایشان، در همه زمان ها ضرورت تامّ دارد. و هیچ کس نمی تواند امروز بدون اطلاع مستند و درست از تاریخ صدر اسلام به دین شناسی صحیح دست یابد. نتیجه این شناخت صحیح، آن است که هر مسلمان واقعی، وقتی از جنایتِ کشندگان اباعبدالله (ع) و نیت و عقیدۀ آنها آگاهی می یابد، با دل و زبان از اعمال آنها اعلام بیزاری می کند، و با اظهار نفرت از آنها، بر همه پیروانشان تا قیام قیامت نفرین می فرستد، و می کوشد تا در عمل، از آلودگی های فکری، زبانی و عملیِ آن ظالمان دور بماند. به این جمله زیارت عاشورا توجه کنید:
اللَّهمَ العَن اَوِّلَ ظالِمٍ حَقَّ مُحَّمَدٍ وَ آلِ مُحُّمَدٍ وَ آخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلی ذلِکَ [9]
یعنی آخرین کسی که از مسیر بنیان گذاران ظلم به اهل بیت (ع) پیروی می کند، در کنار اولین آنها باید نفرین و از رحمت الهی دور گردد. یک مسلمان واقعی، باید هم از پایه گذاران دشمنی با عترت پیامبر (ص) بیزاری جوید و هم از پیروان آنها اعلام برائت نماید، و این عمل خود را وسیله تقرب به خداوند و حجت های معصوم او بداند:
اَتَّقَربُ اِلیَ اللهِ ثُمَّ اَلَیکُم بِموُالاتِکُم وَ مُوالاهِ وَلِیَّکُم وَ بِالبرَائَهِ مِن اَعدائِکُم وَ الناصِبینَ لَکُمُ الحَربَ وَ بِالبَرائِهِ مِن اَشیاعِهِم وَ اَتباعِهِم [10]
من به سوی خداوند و به شما (اهل بیت «ع») تقرّب می جویم، از طریق دوستی با شما و دوستی با دوست شما، و از طریق بیزاری جستن از دشمنان شما و کسانی که با شما جنگ راه انداختند، و نیز از طریق بیزاری جستن از پیروان ایشان، و کسانی که راه آنها را دنبال می کنند.
به همین جهت است که پیامبر خدا (ص) فرمودند:
لَعَنَ اللهُ قَتَلَهَ الحُسَینِ عَلَیهِ السَّلامُ وَ مُحِبیهِم وَ ناصِریهِم وَ السّاکِتینَ عَن لَعنِهِم مِن غَیرِ تِقَّیهٍ یُسکِتُهُم [11]
خدا لعنت کند کشندگان حسین (ع) و دوستداران آنها و یاری کنندگان ایشان را، و آن کسانی که بدون وجود شرایط تقیه – که سبب سکوت آنها (از لعن) بشود از لعن کردن آنها ساکت هستند!
پس در هر زمان، یکی از وظایف دینیِ مؤمنان، آشنایی با دشمنان اهل بیت (ع) و طرز تفکر و مکتب ایشان، و اعلام بیزاری از راه و رسم آنها و پیروانشان، و لعن آنها به زبان و عمل است.
از این بالاتر، هر کسی در هر زمان و هر مکان، به کشتن سید الشهداء (ع) و یاران وفادار حضرتش قلباً راضی و خشنود باشد، خود جزء کشندگان آن حضرت محسوب می گردد.
پیامبر خدا (ص) فرمود:
اَلا وَ اِنَّ الرّاضینَ بِقَتلِ الحُسینِ عَلَیهِ السَّلامُ شُرَکاءُ قَتَلَتِهِ [12]
آگاه باشید، کسانی که به کشتن حسین (ع) راضی و خشنود باشند، در کشتن او شریک قاتلانش هستند!
به همین جهت در احادیث آمده است که وقتی امام عصر (ع) ظهور می فرماید، انتقام خون سید الشهداء (ع) را از فرزندان کشندگان ایشان می گیرد، پیامبر اکرم (ص) فرمود:
اِنَّ اللهَ ... یَبعَثُ عَلی بَقایا ذَراریهِم قَبلَ یَومِ القِیامَهِ هادیاً مَهدیاً مِن وُلدِ الحُسَینِ المَظلُومِ، یُحرِقُهُم بِسُیُوفِ اَولیائِهِ اِلی نارِ جَهَنَّمَ [13]
همانا خداوند ... بر باقیمانده از فرزندانِ کشندگان اهل بیت (ع)، پیش از روز قیامت، یک (بزرگوار) هدایت یافته هدایت کننده از نسل حسین مظلوم (ع) بر می انگیزد، تا با شمشیر دوستانش، آنها را بسوزاند تا به جهنم برسند.
البته برای کسانی که با معراف اعتقادی اسلام آشنایی ندارند، پذیرش این مطلب سنگین است که کسانی به خاطر کار پدران خود، مورد عذاب الهی قرار بگیرند. به همین دلیل، از ائمه اطهار (ع) درباره آن سئوال می کردند و ایشان پاسخ می دادند. به عنوان نمونه، «عبدالکریم هروی» از امام رضا (ع) می پرسد نظر شما در باره سخن امام صادق (ع) چیست که فرمود:
اِذا خَرَجَ القائِمُ عَلَیهِ السَّلامُ قَتَلَ ذَراری قَتَلَهِ الحُسَینِ عَلَیهِ السَّلامُ بِفِعالِ آبائِهِم
یعنی: وقتی قائم (ع) ظهور کند، کشندگان حسین (ع) را به سبب اعمال پدرانشان به قتل می رساند.
امام رضا (ع) فرمودنأ: همین طور است. (مطلب همان گونه است که امام صادق (ع) فرموده اند) هروی می پرسد: پس آیۀ قرآن چیست که می فرماید:
وَلاتَزِرُ وازِرَهُ وِزرَ اخُری [14]
هیچ کس بار (عملِ) دیگری را به دوش نمی کشد.
امام رضا (ع) فرمودند:
صَدَقَ اللهُ فی جَمیعِ اَقوالِهِ، وَلکِن ذَراری قَتَلَهِ الحُسَینِ عَلَیهِ السَّلامُ یَرضَونَ بَاَفعالِ آبائِهِم و یَفتَخِروُنَ بِها، وَ مَن رَضیِ شَیئاً کانَ کَمَن اَتاهُ وَلَو اَنَّ رَجُلاً قُتِلَ بِالمَشرِقِ، فَرَضِیَ بِقَتلِهِ رَجُلٌ فِی المَغرِبِ، لَکانَ الرّاضی عِندَاللهِ عَزَّوَجَلَّ شَریکُ القاتِلِ. وَ اِنَّما یَقتُلُهُمُ القائِمُ عَلَیهِ السَّلامُ اِذا خَرَجَ لِرِضا هُم بِفِعلِ آبائِهِم [15]
خداوند در همه گفتارهایش راست فرموده است. ولی فرزندانِ کشندِگان حسین (ع) به اعمال پدران خود راضی هستند، و به آن افتخار می کنند. و هر کس به انجام چیزی راضی و خشنود باشد، مانند کسی است که آن را انجام داده است، تا آن جا که اگر کسی در مشرق کشته شود و فرد دیگری در مغرب به کشتن او راضی باشد، رضایت دهنده نزد خدای عزوجل، شریک قاتل محسوب می شود. و حضرت قائم (ع) وقتی ظهور می فرمایند، صرفاً به دلیل رضایت آنها نسبت به عمل پدرانشان، آنها را به قتل می رسانند.
بنابراین اگر امام زمان (ع) انتقام خون جدشان را از فرزندان قاتلانِ ایشان بگیرند، به جهت رضایت آنها نسبت به جنایت پدرانشان می باشد. اینان در حقیقت، به سبب عمل خودشان یعنی رضایت از قتل و جنایت پدرانشان در کربلا کشته می شوند. به همین دلیل در بعضی از زیارات امام حسین (ع) مانند زیارت عاشورا، پس از درخواستِ لعن خدا بر کشندگان سید الشهداء (ع) و اعوان و انصارشان، چنین می خوانیم:
لَعَنَ اللهُ آلَ زیادٍ وَ الَ مروانٍ وَ لَعَنَ اللهُ بَنی اُمَیَهً قاطِبَهً [16]
بدین گونه، درخواست لعن خدا بر همه بنی امیه و خاندان زیاد و خاندان مروان تا روز قیامت می شود.
در همین زیارت شریفه آمده است که:
هذا یُومٌ فَرِحَت بِهِ آلُ زیادٍ وَ آلُ مَروانٍ بِقَتلِهِمُ الحُسَینَ عَلَیهِ السَّلامٌ [17]
در روز عاشورا خاندان زیاد و مروان، به خاطر کشتن حسین (ع) شاد شدند.
افرد معدودی، به عنوان کشندگان مستقیم سید الشهداء (ع) مباشرت به این جنایت کردند، اما تمام خاندان آنها بلکه همه طوائف بنی امیه – به عمل آنها شاد شده و راضی بوده اند. از این رو، مستحق لعن الهی بوده و هستند.
بنابراین اگر ائمه اطهار (ع) به شیعیان سفارش کرده اند که زیارت عاشورا و امثال آن را همیشه بخوانند، و در همه زمان ها بر بنی امیه لعن و نفرین کنند. از این جهت است که فرزندان امیه در طول تاریخ، همیشه از جنایت پدران خود راضی و خوشحال بوده اند، و به آن افتخار کرده و می کنند. پس درخواست لعن برای آنها، نه تنها ظلم نیست، بلکه عین عدالت و حق طلبی است.
کشندگان مستقیم سیدالشهداء (ع) قرن هاست که به آتش الهی گرفتار هستند، گر چه هیچ کدام اکنون زنده نیستند؛ اما آیندگان و پیروان آنها که چه بسا از نسل آنها هم نباشند در همه زمان ها بوده و هستند. هنگام ظهور امام عصر (ع) نیز، عده ای از آنها حضور دارند که به خاطر رضایت و شادی و افتخار کردن به اعمال قاتلان، در جنایت آنها شریک هستند و باید انتقام خون شهدای کربلا از آنها گرفته شود. [18]
وقتی امام زمان (ع) به این صورت، انتقام جدّ شهید خود را می گیرند، عده ای می گویند که ایشان در کشتن، زیاده روی و اسراف می کند. این از آن جهت است که حضرت، کسانی را به قتل می رساند که مستقیماً امام حسین (ع) را نکشته اند. در قرآن می فرماید:
مَن قُتِلَ مَظلوماً فَقَد جَعَلنا لِولَیِهِ سُلطاناً فَلا یُسرِف فِی القَتلِ اِنَّهُ کانَ مَنصُوراً [19]
حضرت باقر العلوم (ع) ، ذیل این آیه شریفه تصریح فرموده اند:
القائِمُ مِنّا اِذا قامَ، طَلَبَ بِثارِ الحُسَینِ عَلَیهِ السَّلام، فَیَقتُلُ حَتیّ یُقالَ: قَد اَسرَفَ فِی القَتلِ
قیام کنندگان از ما (اهل بیت علیه السلام) وقتی قیام کند، از حسین (ع) خونخواهی می کند. پس تا آن جا می کشد که گفته می شود: ایشان در کشتن زیاده روی کرده است.
تا آن جا می کشد که گفته می شود: ایشان در کشتن زیاده روی کرده است.
سپس خود حضرت، آیه شریفه را توضیح می دهند:
المَقتوُلُ: الحُسَینُ عَلَیهِ السَّلامُ، وَ وَلِیِّهُ: القائِمُ عَلَیهِ السّلامُ، وَ الاِسرافُ فیِ القَتلِ اَن یَقتُلَ غَیرَ قاتِلِهِ [20]
کشته شده، امام حسین (ع) است. و ولی (خونِ) ایشان، امام قائم (ع) است. و زیاده روی در کشتن، به این است که غیر قاتل را (به جرم کشتن مقتول) بکشد.
کسانی که در زمان ظهور، امام زمان (ع) را متهم به اسراف در قتل می کنند، نمی دانند که ایشان، غیر قاتلین را به دلیل رضایت و شادی آنها از جنایت قاتلین به قتل می رسانند. این کوته نظران، چون دلیلِ آن گونه انتقام حضرت را نمی دانند، می پندارند که ایشان در کشتن زیاده روی کرده اند. آنها چون می بینند امام عصر (ع) کسانی را می کشند که در زمان کشتن امام حسین (ع) نبوده اند. و در این امرف فعالیت مستقیم نداشته اند، حکم به اسراف ایشان در قتل می کنند. اما در واقع، اسرافی در کار نیست، چون آنها به خاطر کار خودشان (یعنی رضایت و شادی قلبی و افتخار کردن به جنایت قاتلین) کشته می شوند. در گذشته به تفصیل گفتیم که عمل قلبی، همانند عمل خارجی مورد محاسبه است. و همین اعمال قلبی و نفسانی، آنها را شریک قتل سید الشهداء (ع) گردانیده است. پس، امام زمان (ع) اسراف در قتل نمی کنند. فقط ظاهر و صورت خارجی عمل ایشان، به شکل اسراف در قتل است. و کسی که حکمت و دلیل عمل ایشان را بفهمد، حکم به اسراف در قتل نمی کند.
البته این نوع قصاص برای ما در دنیا جایز نیست. و کسی نمی تواند به استناد عمل امام عصر (ع) پس از ظهور، کسانی را که به انجام ظالم و جنایتی راضی هستند، به سبب رضایت قلبی آنها، قصاص کند. تکلیف ما از نظر فقهی، در این زمان قصاص از شخص قاتل است و فراتر رفتن از این حد، اسراف در قتل محسوب می شود.
باید دانست که بعضی از اقدام های امام عصر (ع) پس از ظهور، با روش معمول دیگران و حتی امامان گذشته (ع) تفاوت دارد. به عنوان مثال، در مسأله قضاوت، حکم فقهی این است که قاضی باید به استناد مدارک و شواهد موجود که «بینه» نامیده می شود، حکم نماید، هر چند که خود در واقع بداند که حق با کدام یک از طرفین دعوی است. و لذا گاهی برخلاف علم قطعی خود، حکمی صادر می نماید. ائمه اطهار (ع) هم در هنگام قضاوت، علم خود را ملاک نمی دانستند، و صرفاً براساس «بینه» و شواهد ارائه شده، حکم به «ظاهر» می کردند. با این که از «واقع»، بدون نیاز به «بینه»، آگاه بودند.
اما در همین مورد قضاوت، بعضی از انبیاء الهی، از جانب خدای عزوجلّ مأموریت داشتند که قضاوت را براساس علم خود بدون ملاحظه شاهد و بینه انجام دهند. یکی از این پیامبران، حضرت داود (ع) بودند که قضاوت ایشان به باطن افراد معروف است. این ویژگی از ایشان در امام عصر (ع) پس از ظهور، مشاهده خواهد شد. امام صادق (ع) فرمودند:
اِذا قامَ قائِمُ آلِ مُحَّمَدٍ صَلی اللهُ عَلَیهِ و آلِهِ وَ سَلَّمَ، حَکَمَ بَینَ النّاس بِحُکمِ داوُد، لایحتاجُ اِلی بینَهٍ، یُلهِمُهُ اللهُ تَعالی فَیَحکُمُ بِعِلمِهِ، وَ یُخبِرُ کُلَّ قَومٍ بِمّا استَبطَنوُهُ، و یَعرِفُ وَلِیَّهُ مِن عَدُوِهِ بِالتَّوَسَّمِ [21]
وقتی قائم آل محمد (ص) قیام کند، همانند قضاوت حضرت داود (ع) بین مردم قضاوت خواهد کرد. او نیاز به بینه (شاهد) ندارد، (بلکه) خدای متعال (واقعیت را) به او الهام می کند، و او به علم خود (نسبت به واقع) حکم خواهد نمود. و هر گروهی را به آنچه در باطن خود دارند، خبر می دهد و دوست خود را از دشمنش با فراست باطنی تشخیص می دهد.
قضاوت به باطن افراد و در نظر نگرفتن شواهد و بینات، در زمره اموری است که در میان اهل بیت (ع) اختصاص به حضرت بقیه الله (عج) پس از ظهورشان دارد، و هیچ یک از معصومان بزرگوار (ع) حتی پیامبر خاتم (ص) چنین روشی نداشتند.
انتقام امام زمان (ع) پس از ظهور، از کسانی که به کشتن جدّ غریب ایشان، رضایت دارند، نیز کاری است که هیچ کدام از امامان گذشته ما انجام نمی دادند، با این که در زمان همۀ آنها، افرادی از بنی امیه و غیر ایشان وجود داشتند که به این جنایت خشنود و از آن خوشحال بودند. در واقع می توان گفت که بر مبنای عدل الهی، همه افراد راضی به یک ظلم و جنایت، حقیقتاً در جرم و جنایت، شریک ظالمان و جانیان هستند، و استحقاق عقوبت خدا را در دنیا و آخرت دارند. ولی تا قبل از ظهور امام عصر (ع) نسبت به عقوبت دنیوی آنها، فضل الهی شامل حالشان خواهد بود. اما پس از قیام آن حضرت، دیگر عفو و بخششی نسبت به مجازات آنها در دنیا، به حکم الهی و بر مبنای عدل خدا در کار نخواهد بود.
در مجموعه می توان گفت: با این که احکام زمان ظهور حضرت، در بعضی موارد، تفاوت هایی با قبل از آن خواهد داشت، اما سیره و روش کلی ایشان به لحاظ مبانی و قواعد با سیره پدران معصومشان (ع) تفاوت نمی کند.
بر این اساس، نکته قابل توجه در انتقام گیریِ امام زمان (ع) در هنگام ظهور، این است که این کار، یک عملِ عاطفی یا از روی کینه توزی نیست. عصمت الهی این معصومانِ پاک نهاد، از سوئی، و تاریخ زندگی ایشان از سوی دیگر به خوبی نشان می دهد که این بزرگواران، مظهر رحمت و سرچشمه صفات کریمه اخلاقی بودند، و رذیلت هایی چون کینه توزی، هرگز در ارواح پاک ایشان جای نداشته است. اما وقتی حسابِ دین خدا و رضا و سخط الهی پیش می آمد، ایشان اهل مسامحه و گذشت نبودند. خود پیامبر اکرم (ص) که «رَحمَهٌ لِلعالَمین» بودند، آن جا که حق و عدل حکم می کرد، با قاطعیت احکام الهی را جاری می ساختند. و از کشتنِ دشمنانِ محارب در جنگها اِبا نداشتند.
امیرالمؤمنین (ع) نیز، با این که به عطوفت و مهربانی شناخته شده بودند، وقتی پای عدالت در کار می آمد، سختگیرترین حکام در اجرای آن بودند، و در کشتن مخالفانِ دین خدا که بسیاری از آنها ظاهراً مسلمان و اهل نماز و روزه و عبادت هم بودند، کوچکترین سستی و سازش از خود نشان نمی دادند.
همین سیره و روش را امام عصر (ع) پس از ظهور خود خواهند داشت. ایشان هم به حکم حدیث قدسی لوح - «رحمَه للعالَمین» هستند. [22] و نظیر جدشان، «اَشِدّاءُ عَلَی الکُفار» [23]، ولی «بالمؤمِنینَ رَءُوفً رحیمٌ» هستند.[24] فقط دشمنان خدا در زمان ظهور، طعم تلخ انتقام الهی را خواهند چشید. این انتقام، حکم عدل الهی است که در دنیا و قبل از وقوع قیامت عملی می گردد. همان گونه که عذاب خدا در قیامت و حتی خلود و جاودانگی در عذاب برای کافران عین عدل اوست و آن را معلول کینه توزی و خشونت طلبی پروردگار، نمی توان دانست، انتقام گیری از دشمنان اهل بیت (ع) در دوره پس از ظهور امام عصر (ع) را نیز نمی توان این گونه تفسیر کرد، چرا که آن اقدام به دست حجّت معصومِ منصوبِ مَنصوصِ الهی انجام می گیرد. و با رفتارِ هیچ شخص دیگری قابل قیاس نیست، همان گونه که خود اهل بیت (ع) با دیگران قابل قیاس نیستند.
چنین برداشت های انحرافی، فقط از آنِ کسانی است که در فهم دین، معیارهایِ صحیح قرآنی و روایی را نپذیرفته اند، و با موازین مادیّ و الحادی می خواهند درباره معارف اصیل دینی اظهار نظر کنند.
بحث خود را در این خصوص با نقل این حدیث قدسی به پایان می بریم:
پیامبر خدا (ص) فرمود: وقتی حضرت موسی، برادرش هارون (ع) را از دست داد، از خدا برای او طلب مغفرت کرد. خداوند متعال در پاسه به موسی چنین وحی فرمود:
یا مُوسی لَو سَألتَنی فیِ الاوَّلینَ وَ الآخرینَ لَأجَبتُکَ، ماخَلا قاتِلِ الحُسَینِ بنِ عَلیِ بنِ اَبیطالبٍ عَلَیهِما السَّلام فَاِنیّ اَنتِقَمُ لَهُ مِن قاتِلِهِ [25]
ای موسی! اگر درباره اولین و آخرین از من چیزی بخواهی، تو را اجابت می کنم، جز قاتلِ حسین بن علی بن ابیطالب (ع) که من از او انتقام می گیرم.
اینجا سخن از «انتقام خدا» از قاتل امام حسین (ع) است. این حدیث و امثال آن نشان می دهد که این کار، یک عمل الهی است، نه بشری. بنابراین احکام و لوازم اعمال بشری بر آن بار نمی شود. و تنها موازین الهی در مورد آن راهگشا است، که این موازین، به زبان خاندان عصمت و وحی (ع)، بیان شده است.
از خدای تعالی، توفیق معرفت و اعتقاد صحیح به این کلمات نورانی را مسئلت داریم.
[1] بحار الانوار / ج 101 / ص 294 به نقل از المصباح شیخ طوسی
[2] همان مدرک
[3] بحارالانوار / ج 44 / ص 284
[4] فاطمه الزهراء (ع9 بهجه قلب المصطفی (ع) / ص 532 / به نقل از نوائب الدهور علامه میرجهانی / ص 194
[5] بحارالانوار / ج 102 / ص 296
[6] همان مدرک
[7] برای مطالعه تفصیلی درباره رویارویی مکتب خلافت با مکتب امامت، به کتاب «نقش ائمه در احیاء دین» نوشته آقای سید مرتضی عسکری مراجعه شود.
[8] برای مطالعه درباره اعتقادات دو مکتب و آشنایی با اختلافات بین آنها، به کتاب های «همراه با راستگویان» و «از آگاهان بپرسید» نوشته دکتر سید محمد تیجانی سماوی، ترجمه سید محمد جواد مهری و نیز کتاب «معالم المدرستین» در دو مجلد از علامه سید مرتضی عسکری یا ترجمه آن بنام «دو مکتب در اسلام» در سه مجلد و کتاب «سیری در صحیحین» نوشته آقای محمد صادق نجمی مراجعه کنید.
[9] بحارالانوار / ج 101 / ص 295
[10] همان مدرک
[11] بحارالانوار / ج 44 / ص 304
[12] بحارالانوار / ج 44 / ص 304
[13] همان مدرک
[14] سوره انعام / آیه 164
[15] عیون اخبار الرضا (ع) / ج 1 / ص 273
[16] بحارالانوار / ج 101 / ص 296
[17] بحارالانوار / ج 101 / ص 295
[18] درباره اهمیت و ارزش اعمال قلبی مانند «رضایت» و «خوشحالی» به خاطر انجام یک عمل، در بخش چهارم کتاب توضیح بیشتری خواهد آمد.
[19] سوره اسراء / آیه 33
[20] تفسیر عیاشی / ج 2 / ص 290 / ح 67
[21] بحارالانوار / ج 52 / ص 339 / ح 86
[22] اصول کافی / کتاب الحجه / باب ما جاء فی الاثنی عشر و النص علیهم (ع) / ح 3 قال الله عزوجل، اکمل ذلک بابنه «م ح م د» رحمه للعالمین
[23] سوره فتح / آیه 29
[24] سوره توبه / آیه 128
[25] عیون اخبارالرضا (ع) / ج 2 / ص 47 / ح 179

انتقام الهی از قاتلان امام حسین علیه السلام
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1