یکی از مهمترین اموری که برای زن و مرد به طور مساوی ضرورت دارد، تحصیل علوم و معارف دینی است که به تصریح پیامبر اکرم (ص) بر هر مرد و زن مسلمانی واجب است.
جستجوی علم (دین) بر هر زن و مرد مسلمانی واجب است. [2]
حال اگر خانم ها بتوانند علم دین را بدون تماس با نامحرمان بیاموزند، باید چنین کنند وگرنه مجازند که در حد ضرورت، در مجلس درس کسی که به ایشان نامحرم است شرکت کنند و درس دین را بیاموزند، اما لازمۀ این کار، نگاه آنها به مرد نامحرم و نگاه کردن آن مرد به ایشان نیست، بلکه در این مورد می توانند به توصیۀ قرآن کریم عمل کنند که فرموده است:
هنگامی که از زنها چیزی می خواهید، از پشت حجابی از آنها درخواست کنید. این کار برای حفظ پاکِی دلهای شما و آنها بهتر است.
به طور کلی اگر مبنا و اساس برخوردهای زنان متدیّن و پیرو امام زمان (ع) با نامحرم، همان سفارش حضرت زهرا (ع) باشد، همه رویارویی ها و تماس های مستقیم آنها با نامحرم، از زندگی حذف می شود. آن گاه در مواردی که بیرون رفتن از خانه با نامحرمان ضرورت می یابد، حتی المقدور می کوشند که اولاً تماس مستقیم با آنها نداشته باشند، ثانیاً سخن گفتن با نامحرم را به حداقل لازم تقلیل می دهند و با توجه به مبانی یاد شده، این رفتار را نه خودشان حمل بر بی ادبی و عدم رعایت آداب معاشرت می کنند، نه دیگران.
البته ضرورت مورد بحث، همیشه ضرورت شرعی و وجوب فقهی نیست. بلکه ضرورت های عرفی را هم شامل می شود. مثلاً خانمی که وظیفه خرید مایحتاج زندگی را خود بر عهده دارد، مجبور می شود برای خرید، خودشبه بازار برود. در این صورت ضرورتی او را از خانه بیرون آورده است. اما این ضرورت اقتضا نمی کند که او هنگام خرید، بیش از حد لازم سخن بگوید، یا در برخورد با مردمِ کوچه و بازار، رعایت های لازم را به کار نبندد.
در سخن گفتن هم رعایت حداقل آداب معاشرت، جزء ضرورت های عرفی به حساب می آید. مانند سلام کردن زن به مرد که در شرع مطهر اسلام، ابتدا کردن مرد در سلام به زن مکروه است [4] ولی سلام کردن زن به مرد، مکروه دانست نشده است.
امر تعلیم و تربیت دختران مؤمن و مسلمان هم یک ضرورت است که باید خانم های مؤمن و متدین عهده دار آن شوند، هر چند لازمۀ آن، بیرون آمدن از خانه و برخورد محدود با نامحرمان باشد. اشتغال به تحصیل در علوم روز و حتی متخصص شدن در رشته هایی نظیر بیماری های زنان که اختصاص به خانم ها دارد، در حد تأمین نیاز زنان و دختران مؤمن و متدین؛ اگر عملاً ضربه ای به اعتقادات و اخلاق و تدین شخص وارد نکند، می تواند جزء ضروریات به حساب آید. در این خصوص، حفظِ فرد از تنزۀ روحی در امر دین بر هر خدمتی که می تواند به جامعه برساند، قطعاً مقدّم است. بنابراین کسی که احتمال انحراف او از مسیر شرع و سست شدن در عمل به وظایف دینی اش جدی است، نباید وارد این گونه عرصه ها شود. همچنین است تحصیل در رشته هایی که تخصص در آنها هیچ گونه ضرورتی برای خانم های متدیّن و مسلمان ندارد. در این موارد آنچه ایشان با ورود به محیط های ناسالم از دست می دهند، بسیار بیش از چیزی است که به دست می آورند.
مواردی نظیر صلۀ رَحِم و انجام مراسم حج و عمره و یا زیارت مشاهد مشرفۀ پیامبر (ص)، حضرت زهرا (ع) و ائمه اطهار (ع) و مانند اینها که تأکید زیادی در شرع اسلام نسبت به آنها وجود دارد، از ضروریات شرعی و عرفی است که خانم های متدیّن می توانند برای تقرّب بیشتر به سوی پروردگارشان، به این گونه امور ملتزم باشند. اما در مجموع، نسبت به غیر چنین مواردی، مذاق دین و طریقۀ مورد رضای خدای سبحان و امام زمان (ع) این است که زنان پاک و عفیف و مؤمن، حتی المقدور از منزل خارج نشوند، تا هم تماس ایشان با نامحرمان به حداقل لازم و ضروری کاهش یابد، و هم بتوانند کانون خانواده را بهتر گرم و صمیمی سازند.
[1] بحارالانوار / ج 1 / ص 177 / ح 54
[2] برای روشن شدن این که چرا منظور از «علم» در این حدیث و احادیث مشابه آن، علم دین است، مراجعه کنید به کتاب «در جستجوی علم دین» نوشتۀ جناب آقای سید محمد ضیاء آبادی، فصل اول.
[3] سوره احزاب / آیه 54
[4] العروه الوثقی / ج 2 / کتاب النکاح / ص 804 و 805 ویکره للرجل ابتداء النساء بالسلام.. و تناکد الکراهه فی الشابه (برای مرد ابتدا کردن در سلام به زنان مکروه است ... و این کراهت در مورد زن جوان مؤکد می شود)