امام حسین (ع) غلام ترکی داشتند که فرد صالح و والامرتبه و قاری قرآن بود. از حضرتش اجازه جنگ گرفت. حضرت اجازه فرمودند. او به لشکر حمله کرد و جنگید و عده زیادی را به قتل رساند، تا این که بر زمین افتاد و از امام حسین (ع) کمک خواست. حضرت بر بالینش حاضر شدند و او را در بغل گرفتند و بر او گریستند. غلام دیدگان خود را گشود، امام حسین (ع) را دید و تبسمی نمود. هنوز رمقی در تن داشت، که با افتخار می گفت:
مَن مِثلی، وَ ابنُ رَسوُلِ اللهِ واضِعً خَدَّهُ عَلی خَدّی؟! [1]
سپس در محضر حضرت سیدالشهداء (ع) و در میان دو دست مبارک ایشان جان سپرد.
این غلام، معرفت بالایی داشت و این افتخار نصیبش شد که جانش را فدای امام زمانش کند. امام حسین (ع) هم به راستی خوب مولایی برای او بودند، نه تنها مانند سایر اصحاب بر بالین او رفتند، بلکه با او کاری کردند که آن را در روز عاشورا، فقط برای یک نفر آن هم فرزند دلبند و بزرگوار و بی نظیر خود، حضرت علی اکبر (ع) انجام دادند. همان صورتی را بر صورت غلام گذاشتند، که بر صورت حضرت علی اکبر (ع) نهادند. چنین افتخاری به برکت یاری امام زمان (ع) نصیب غلام شد.
انسان، گر چه به حسب ظاهر یا حتی در واقع، بی ارزش باشد، می تواند با یاریِ امام زمانش به مرتبه ای بسیار والا برسد، تا جائی که برای مولایش مانند فرزند عزیز او گردد، که در لحظه مرگ صورت، بر صورتش بگذارد، و توفیق شهادت در رکابش را به او عطا فرماید.
می بینیم که اصحاب امام حسین (ع) در روز عاشورا از همۀ هستیِ خود گذشتند، جان خود را فدای ایشان و اهل بیتشان کردند، و تا هنگامی که یکی از آنها زنده بود، نگذاشتند هیچ یک از خاندان پیامبر (ص) به میدان بروند.
این ها الگو و اسوۀ همه کسانی هستند که آرزوی یاری امام حسین (ع) را در این زمان دارند، و از خدا تمنّا می کنند که در شمار اصحاب آن حضرت باشند و جان خود را فدای ایشان کنند. ما هم اگر چنین آرزویی داریم، باید وضعیت خود را بررسی کنیم و ببینیم تاکنون از چه چیزِ خود در راه امام زمان (ع) گذشته ایم. آیا حاضر هستیم از پول و مقام و موقعیت دنیایی خود، به خاطر اهل بیت (ع) بگذریم؟
آیا آبروی خود را خرج امام زمان (ع) و رفع گرفتاری از دوستان ایشان می کنیم؟ کدام رنج و سختی را تا به حال در راه یاریِ آن امام همام (ع) تحمل کرده ایم؟
آیا در مواردی که راحتی و رفاه ما به خطر می افتد، برای دفاع از حریم امامت و ولایت و مبارزه با دشمنان ائمه (ع) همتّ می کنیم؟ آیا رضایت و خشنودی ایشان را بر تحسین و تمجید دیگران ترجیح می دهیم؟
اصحاب امام حسین (ع) نه تنها خود، بلکه فرزندان و جگر گوشه های خود را هم ندا کردند. آیا ما به فرزندان خود، راه عرض ارادت و سرسپردگی به امام زمانمان (ع) را عملاً و قولاً آموزش می دهیم؟
آیا تحمل مرارت ها و ستم ها در راه خدمت به حضرت بقیه الله (ارواحنا فداه) برای ما گوارا و شیرین هست؟
آیا وقتی شرح فداکاری های اصحاب حضرت سیدالشهداء (ع) را می خوانیم و می شنویم، واقعاً آرزو می کنیم که ای کاش ما هم چنین سعادتی داشتیم و امیدوار باشیم که روزی بتوانیم در رکاب حضرت مهدی (ع) چنین جانبازی کنیم؟ آیا برای چنین روزی خود را آماده ساخته ایم؟ اگر به ما بگویند همین امروز امام زمان شما ظهور می کند، آیا تعلقات ما به این و آن، اجازه می دهد که بدون تأخیر و درنگ به یاری آن عزیز بشتابیم؟ آیا در زندگی ما چیزی مهمتر از این هست که به یادش باشیم و به آرزوی وصالش روزها و شب ها را سپری کنیم؟
خدایا! به آبروی آن آبرومندانی که در رکاب حضرت اباعبدالله (ع) خون دادند و از همه هستی خود برای دفاع از امام زمانشان گذشتند و به آبروی خود امام زمان (ع) که در حال حاضر، آبرومندتر از او کسی روی کره زمین زندگی نمی کند چنین معرفت و این گونه ارادت و محبت را به همه کسانی که دلهایشان برای عزیز زهرا (ع) به درد می آید و چشمهایشان به خاطر مصیبت کربلا و عاشورای امام حسین (ع) اشکبار است، عنایت بفرما!
خدایا! جوانان عزیز شیعه را در زمان غیبتِ صاحب و مولا و آقایشان در این مسیر قرار بده و این آرزوها را به دلهای ما مگذار!
خداوندا! با زیاد کردن شوق انتظار قدوم سرورِمان، و در حال صحَت و سلامتِ ایمان، هر چه زودتر چشمان ما را به جمال دلِ آرایش روشن بفرما!
[1] موسوعه الامام الحسین (ع) / ج 3 / ص 784 / به نقل از مقتل الحسین (ع) بحرالعلوم، آنچه آمد، ترجمۀ متن کتاب است

غلامِ ترک
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1