«قَمَر» مادر وَهَب، به دست امام حسین (ع) مسلمان شده بود. در روز عاشورا هفده روز از عروسی «وهب» می گذشت. وقتی جمعی از اصحاب امام حسین (ع) به شهادت رسیدند، مادرش به نزد او آمد و او را تشویق به جهاد نمود. و هب مانند شیر به میدان تاخت و تعداد زیادی از افراد دشمن را به هلاکت رسانید. آن گاه به سوی مادرش شتافت و گفت: ای مادر! آیا از من راضی شدی؟ مادرش جواب داد: از تو راضی نمی شوم، مگر این که در پیش روی حسین (ع) به شهادت برسی ....
وهب دوباره به میدان جنگ رفت و به فیض شهادت رسید. کوفیان سرش را از تن جدا ساختند و به طرف سپاهیان امام حسین (ع) پرتاب کردند. مادر وهب، سر فرزند را برگرفت و بوسید و گفت:
اَلحَمدُلِلهِ الَّذی بَیَّضَ وَجهیِ بِشهادَتِکَ بَینَ یَدَی اَبی عَبدِاللهِ عَلَیه السَّلام [1]
شُکر خدا را که روی مرا با شهادت تو در پیش روی ابی عبدالله (ع) سفید کرد!
افرادی که به یاری امام حسین (ع) شتافتند، از دل و جان همۀ هستی خود را در این راه فدا کردند. اکنون باید به وضع خود بیشتر توجه کنیم. آیا می خواهیم امام زمان خویش را در زمان غربتش یاری کنیم یا نه؟ آیا حاضر هستیم اندکی از رفاه خویش در این راه بگذریم؟ چه مقدار در راه دفاع از حضرت بقیه الله (ارواحنا فداه) فعالیت و تلاش می کنیم؟!
آیا می توانیم حداقل از مال و منال دنیا، در راه خدمت به مولایمان بگذریم؟! در عمل به آنچه ادعا می کنیم، چقدر نزدیک هستیم؟!
[1] ریاحین الشریعه / ج 3 / ص 303 با اندکی تغییر ادبی در متن اصلی

نمونه چهارم
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1