montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

اول: شیخ طبرسی صاحب تفسیر در کتاب کنوز النجاح روایت کرده از احمد بن الدربی از خدامه ابی عبدالله بن محمد بزوفری و او گفته است که بیرون آمده از ناحیه مقدسه حضرت صاحب الزمان (علیه الصلوه و السلام – که: هر کس را به سوی حق تعالی حاجتی باشد، پس باید که بعد از نصف شب جمعه غسل کند و به جای نماز خود رود و دو رکعت نماز گزارد، و در رکعت اول بخواند سوره حمد را و چون به ایاک نعبد و ایاک نستعین برسد، صد مرتبه آن را مکرر کند و بعد از آن که صد مرتبه تمام شود تتمه سوره حمد را بخواند و بعد از تمام شدن سوره حمد، سوره قل هو الله احد را یک مرتبه بخواند و رکوع و دو سجده به جا آورد و سبحان ربی العظیم و بحمده را هفت مرتبه در رکوع بگوید و سبحان ربی الاعلی و بحمده را در هر یک از دو سجده هفت مرتبه بگوید و بعد از آن رکعت دوم را نیز مانند رکعت اول به جای آورد. و بد از تمام شدن نماز این دعا را بخواند. پس به درستی که حق تعالی البته حاجت او را برآورد هر گونه حاجتی که باشد مگر آنکه حاجت او در قطع کردن صلح رحم باشد. و دعا این است:

اللهم ان اطعتک فالمحمده لک و ان عصیتک فالحجه لک منک الروح و منک الفرج. سبحان من انعم و شکر سبحان من قدر و غفر. اللهم ان کنت عصیتک فانی اطعتک فی احب الاشیاء الیک و هو الایمان بک، لم اتخذ لک ولدا و لم ادع لک شریکا منا منک به علی لامنا منی به علیک و قد عصیتک یا الهی علی غیر وجه المکابره ولا الخروج عن عبودیتک ولا الجحود لربوبیتک و لکن اطعت هوای و ازلنی الشیطان فلک الحجه علی و البیان فان تعذبنی فبذنوبی غیر ظالم لی و ان تغفر لی و ترحمنی فانک جواد کریم.

و بعد از آن تا نفسی او وفا کند یا کریم یا کریم را مکرر بگوید.

بعد از آن بگوید:

یا آمنا من کل شیء منک و کل شیء منک خائف حذر اسئلک بامنک من کل شیء و خوف کل شیء منک ان تصلی علی محمد و ال محمد و ان تعطینی امانا لنفسی و اهلی و ولدی و سائر ما انعمت به علی حتی لااخاف و لااحذر من شیء ابدا انک علی کل شیء قدیر و حسبنا الله و نعم الوکیل یا کافی ابراهیم نمرود و یا کافی موسی فرعون اسئلک ان تصلی علی محمد و آل محمد و ان تکفینی شر فلان بن فلان و به جای فلان بن فلان نام شخصی را که از ضرر او می ترسد و نام پدر او را بگوید از حق تعالی طلب کند که ضرر او را دفع نماید و کفایت کند.

به درستی که حق تعالی البته کفایت ضرر او را خواهد کرد ان شاء الله تعالی و بعد از آن به سجده رود و حاجت را مسئلت نماید و تضرع و زاری کند به سوی حق تعالی پس به درستی که نیست مرد مؤمنی و نه زن مؤمنه ای که این نماز را بگذارد و این دعا را از روی اخلاص بخواند مگر آنکه گشوده می شود برای او درهای آسمان برای بر آمدن حاجت او و دعای او مستجاب می گردد. [1]

دوم: به نقل از کتاب سعادات برای هر مهمی و حاجتی.

بسم الله الرحمن الرحیم توسلت الیک یا اباالقاسم محمد بن الحسن بن علی بن محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالبف النبا العظیم و الصراط المستقیم و عصمه اللاجین بامک سیده نساء العالمین و بابائک الطاهرین و بامهاتک الطاهرات بیس و القران الحکیم و الجبروت العظیم و حقیقه الایمان و النور و کتاب مسطور ان تکون سفیری الی الله تعالی فی الحاجه لفلان او هلاک فلان بن فلان.

و این رقعه را در گل پاکی بگذار و در آب جاری یا چاهی بینداز و در آن حال بگو:

یا سعید بن عثمان و یا عثمان بن سعید اوصلا قصنی الی صاحب الزمان صلوات الله علیه [2]

سوم: محمد بن جریر طبری در کتاب خود نگاشته است: ابوجعفر محمد بن هارون بن موسی تلعکبری برای ما نقل کرده است که ابوالحسین بن ابی البغل کاتب گفت:

کاری از ابو منصور بن صالحان به گردن گرفتم ولی میان من و او اتفاقی افتاد که موجب پنهانی من گشت، او مرا خواست و تهدید نمود ولی من هم چنان پنهان می زیستم و بر خویشتن می ترسیدم تا آنکه یک شب جمعه به طرف مقابر قریش رفتم و قصد نمودم که شب را در حرم مطهر کاظمین (ع) بیتوته کنم. آن شب باد و بارانی بود، لذا از ابن جعفر قیم کلیددار خواستم که درها را ببندد و سعی کند که محلی را خلوت نماید تا من در خلوت به دعا و سئوال از خداوند پرداخته و از داخل شدن آدمی که من از او ایمن نبودم و می ترسیدم مرا ببیند در امان باشم.

ابن جعفر کلیددار هم پذیرفت و درها را بست. تا آنکه شب به نیمه رسید و باد و باران راه آمدن مردم را بحرم مطهر بست و من با فراغت بال به دعا و زیارت و نماز مشغول گشتم.

در همان موقع که سرگرم کار خود بودم صدای پائی از طرف قبر مطهر حضرت موسی کاظم (ع) شنیدم. وقتی نگاه کردم، دیدم مردی زیارت می کند و بر حضرت آدم و پیغمبران اولوالعزم درود فرستاد. سپس بر یک یک امامان درود فرستاد تا به صاحب الزمان (ع) رسید ولی او را نام نبرد من تعجب نمودم و گفتم: شاید فراموش کرد یا اینکه امام زمان (ع) را نمی شناسد یا اینکه مذهب او چنین است که امام دوازدهم را قبول ندارد. بعد از زیارت دو رکعت نماز گذارد آنگاه رو به جانب قبر امام محمد تقی (ع) کرد و همانطور زیارت کرد و بر انبیاء و ائمه درود فرستاد و دو رکعت نماز خواند من از او وحشت کردم زیرا او را نمی شناختم. ولی دیدم جوانی است که علایم مردی در وی کامل است لباس سفیدی پوشیده و عمامه حنک دار بر سر و ردائی بر دوش دارد، در این وقت آن جوان مرا مخاطب ساخت و گفت: یا اباالحسن بن ابی البغل چرا دعای فرج نمی خوانی گفتم: آقای من دعای فرج کدام است؟ گفت: دو رکعت نماز می خوانی و می گویی: «یا من اظهر الجمیل وستر القبیح، یا من لم یؤاخذ بالجریره و لم یهتک الستر، یا عظیم المن، یا کریم الصفح، یا حسن التجاوز یا باسط الیدین بالرحمه، یا منتهی کل نجوی، یا غایه کل شکوی، یاعون کل مستعین، یا مبتدئا بالنعم قبل استحقاقها.

سپس ده مرتبه بگو یا رباه و ده مرتبه یا سیداه و ده مرتبه یا مولاه [3] و ده مرتبه یا غایتاه، و ده مرتبه یا منتهی رغبتاه، آنگاه بگو: اسئلک بحق هذه الاسماء و بحق محمد و آله الطاهرین (ع) الا ما کشفت کربی و نفست همی و فرجت غمی و اصلحت حالی.

آنگاه هر دعا خواستی بکن و هر حاجت داری بخواه سپس گونه راست را روی زمینب گذار و صد مرتبه در سجده بگو: یا محد یا علی یا علی یا محمد اکفیانی فانکما کافیای و انصرانی فانکما ناصرای بعد از آن گونه چپ را بر زمین بگذار و صد مرتبه بگو: ادرکنی و آنرا بسیار تکرار کن سپس بگو: الغوث الغوث تا نفست قطع شود آنگاه سر بردار که خداوند به کرم خود حاجت تو را روا خواهد کرد. ان شاء الله تعالی.

موقعی که من مشغول به نماز و دعا شدم از حرم بیرون رفت چون فارغ گشتم که از ابن جعفر کلیددار سراغ آن مرد را بگیرم و پیش خود گفتم شاید حرم در دیگری داشته باشد که من نمی دانم رفتم به طرف ابن جعفر کلیددار دیدم که از اطاقی که روغن چراغ در آن گذارده اند بیرون می آید من سراغ آن مرد را از او گرفتم که چگونه داخل حرم شد؟

ابن جعفر گفت: چنانکه می بینی درها بسته است و من هنوز درها را باز نکرده ام من جریان را برای او نقل کردم. ابوجعفر گفت: این مولی صاحب الزمان (ع) بوده، من مکرر در مانند چنین شبی که حرم خلوت است حضرتش را دیده ام من بر آنچه از دست داده بودم تأسف خوردم آنگاه نزدیک طلوع فجر بود از حرم بیرون آمدم و به جانب محله «کرخ» جایی که در آن پنهان بودم رفتم هنوز آفتاب سر نزده بود که دیدم اصحاب ابن صالحان سراغ مرا می گیرند و محل مرا از دوستانم می پرسند. آنها از وزیر برای من امان آورده بودند و نامه ای به خط وی نشان دادند که نوشته بود «همه چیز خوب است» من با یکی از دوستان موثقم به نزد ابن صالحان رفتم او به احترام من برخاست و مرا کنار خود نشانید و طوری با من رفتار کرد که نظیر آن را از او به یاد نداشتم سپس گفت: کار را به جایی رساندی که شکایت مرا به صاحب الزمان (ع) نمودی؟ گفتم: من دعا کردم و از وی سئوال نمودم. گفت: خوشا به حالت، دیشب یعنی شب جمعه در خواب دیدم که مولی صاحب الزمان (ع) مرا به انجام کارهای نیک امر می فرمایند و چندان بر من سخت گرفت که هراسناک گشتم. گفتم لا اله الا الله، گواهی می دهم که آنها بر حق و هر حقی به آنها می پیوندد چه که دیشب مولی صاحب الزمان (ع) را در بیداری دیدم که به من چنان و چنین می فرمود سپس ماجرای حرم مطهر را شرح دادم او از این مطلب تعجب کرد، و از آن پس کارهای بزرگ و نیکو به خاطر این معنی از وی به عمل آمد و من هم به برکت وجود مبارک امام زمان (ع) نزد او به جائی رسیدم که گمانش را نمی کردم. [4]

[1] نجم الثاقب صفحه 250

[2] نجم ثاقب صفحه 373

[3] در مفاتیح مرحوم محدث قمی (قدس الله روحه) نسبت به این توسل بعضی جملات ادعیه دارد که عینا از ص 61 مفاتیح به خط طاهر خوشنویس چاپ افست سال 1356 هـ چنین وارد است: بعد از کلمه یا مولاء، 10 مرتبه یا سیداء 10 مرتبه یا مولایاء 10 مرتبه یا رجایاء 10 مرتبه یا غیاثاء 10 مرتبه یا غایه رغبناء 10 مرتبه یا رحمن 10 مرتبه یا رحیم 10 مرتبه یا معطی الخیرات 10 مرتبه صلی علی محمد و ال محمد کثیرا اطیبه کافضل ما صلیت علی احد من خلقک سپس حاجت خود را بخواهد محدث قمی این توسل را در اعمال روز جمعه آورده است و می گوید مؤلف گوید (نویسنده مفاتیح) که روایات بسیار وارد شده است در باب روزه این سه روز (چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه) و به جا آوردن دو رکعت نماز نزد زوال روز جمعه

[4] دلائل الامامه / 551-553، بحارالانوار 95/200، نجم ثاقب /314-316


جهت برآمدن حاجات در هر مکان


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته
 Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1