گر چه این نکته را پیشتر متعرض گردیده ایم ولی منظور ما در اینجا ذکر موارد کتمان سفر است.
بعضی از آن امور این است که ابوجعفر عمری (رضه الله) که در زمان جناب ایشان کنترل شدید از طرف دستگاه طاغوتی عباسی چنان بود که گویی از نوك شمشير اينان از شدت مراقبت، خون مي چكد اموال مربوط به امام (ع) را از طريق كسب و تجارت به حضرتش مي رساند يعني خود را كاسب و تاجر در ميان مردم معرفي نموده بود و اموال را شخصاً به حضرت امام (ع) نمي رساند بلكه به اشخاص و كساني كه طرف معامله با او بودند مي داد و مي گفت اين مال فلاني است كه بايد به فلاني و در فلان مكان برساني و اين گفتار رمزي بين خود و آن طرف بود.
و دو يا سه سال باقي مانده به زمان درگذشت اموال متعلق به حضرت امام (ع) را به حسين بن روح مي فرستاد و از ايشان مطالبه قبض و وصول نمي نمود و اين امر از آن نظر بود كه مبادا اين قبض و اين رسيد سبب شود كه امر مكتوم فاش گردد و زماني كه حسين بن روح پس از درگذشت ابوجعفر عمري به سفارت رسيدند، اوضاع شديدتر و وخيمتر گرديد و دايره كنترل و مراقبت تا آنجا رسيد كه حسين بن روح كتمان مذهب خويش مي نمود. و به عمال خلفاي عباسي و كارگردانان آنان طوري خود را معرفي و جلوه مي داد كه گمان نمي كردند جناب ايشان را فضي (شيعه) باشد. و كار از نظر تقيه به آنجا كشيد كه ايشان حضرت علي اميرالمومنين (ع) را خليفه چهارم نام بردند در جهت فضيلت يعني گفتند كه از نظر فضيلت علي (ع) چهارمي خواهند بود و تا آنجا اختناق برقرار بود كه وقتي به حسين بن روح خبر رسيد كه يكي از پيشخدمتان و زيردستان و كارمندان شما معاويه را لعن نموده او را طرد و از كار بركنار نمود و ديگر حاضر نگرديد كه او را روي كار آورد.
و اين روش را حسين بن روح به طوري ماهرانه انجام مي داد كه كسي گمان خلاف نسبت به ايشان نمي داد لكن در نزد خواص و كساني كه نسبت به آنان اطمينان كامل داشت و ايمان آنان واقعي بود مطلب در نزد آنان طور ديگري بود و اينان مي دانستند كه جناب ايشان نايب حضرت (ع) و شيعه هستند.
و تا آن اندازه در اين امر خود را به ظاهر آنان (مخالفين) جلوه داد كه در ميان آن ده نفر كه نزد حسين بن روح آمدند، نه نفر حسين بن روح را پيش خودشان لعنت مي نمودند. و يك نفر آنان مشكوك در لعن بود و نزد حسين بن روح آمدند و نظرات ايشان را درباره امري، شنيدند و متوجه شدند كه حسين بن روح از خود ايشان هم دو آتشه تر است و آنطور كه ايشان خلفا را مدح مي كند اينان نمي كنند تغيير عقيده دادند و او را از مقربين خود دانستند. چنانچه در غيبت شيخ طوسي صفحه 248 اين امر به طور وضوح بيان شده است. (خبر مربوط به ابونصر هبه الله و داستان تقيه حسين بن روح).
بايد توجه داشت كه اين روش و اسلوبي كه حسين بن روح به كار مي برد تا اين اندازه محافظه كارانه بود كه حسن نظر عامه را به خود جلب نمايد.
ولي باز هم از اذيت و ايذاي عمال خليفه المقتدر سالم و آسوده نماند و در زمان خلافت المقتدر زنداني شد كه بايد گفت همين ملاحظه كاريهاي حسين بن روح تأثير بسزايي در كاستن و كم شدن مدت زنداني وي داشته است.

التزام به کتمان
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1