montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

محمد بن عبدالله بن جعفر حميري از پدرش عبدالله بن جعفر نقل مي كند كه او گفته: جهت شيخ ابي جعفر محمد بن عثمان بن سعيد عمري تعزيه نامه اي در خصوص وفات پدرش بيرون آمد و آن مشتمل بر چند فصل بود و در يك فصل آن نوشته شده بود: انالله و انا اليه راجعون تسليما لامره و رضا بقضائه و بفعله عاش ابوك سعيدا و مات حميدا فرحمه الله و الحقه باوليائه و مواليه عليهم السلام. فلم يزل مجتهدا في امرهم، ساعيا فيما يقربه الي الله عزوجل و اليهم و نضرالله وجهه و اقاله عثرته.

ترجمه:‌يعني به درستي كه ما براي خداييم و به سوي او خواهيم برگشت به امر او تسليم و به قضاي وي راضي شديم، پدرت با نيكبختي زندگي نموده و در حالتي كه ممدوح و پسنديده شده بود وفات يافت. پروردگار او را رحمت كند و او را به دوستان خود ملحق گرداند. او هميشه در چيزهايي كه او را به خدا و به مولاي خود نزديك مي نمود سعي و تلاش مي كرد خداوند عالم روي او را تر و تازه گرداند و لغزش وي را ببخشد. [1]

در فصل ديگر از آن توقيع اين چند جمله بوده است: اجزل الله لك الثواب و احسن لك العزاء و رزئت و رزئنا و او حشك فراقه و او حشنا، فسره الله في منقلبه و كان من سعادته ان رزقه الله تعالي و لدا مثلك يخلفه من بعده و يقوم مقامه بامره و يترجم عليه و اقول: الحمدلله فان الانفس طيبه بمكانك و ما جعله الله عزوجل فيك و عندك، اعانك الله و قواك و عضدك و وفقك و كان وليا و حافظا و راعيا و كافيا.

يعني: پروردگار جزاي تو را برزگ گرداند و خير نيكو در اين مصيبت براي تو كرامت فرمايد تو مصيبت رسيده شدي و ما هم مصيبت رسيده گرديديم.

مصيبت پدرت ترا و ما را موحش گردانيد، پروردگار عالم او را در مكاني كه رفته است شاد گرداند و از كمال سعادتش اين بود كه پروردگار مانند تو پسري را به او روزي گردانيد كه بعد از او به امر وي خليفه و قائم مقام او شوي و رحمت و آمرزش براي وي بطلبي.
و من مي گويم: حمد مر خدا را باد زيرا كه دلهاي شيعيان به سبب وجود تو و به سبب چيزهايي كه پروردگار عالم در تو و نزد تو گذاشته شاد و مسرورند خداوند عالم ترا ياري كند و قوت و نيرو كرامت فرمايد و توفيق دهد و صاحب امور تو باشد و ترا حافظ و نگهبان كفايت ده گردد.

توقيع ديگري در صفحه 220 كتاب الغيبه طوسي (چاپ مكتبه نينوي، تهران، ناصر خسرو – مروي) به اين عبارت وارد است:

و بهذا الاسناد عن محمد بن همام – قال: حدثني محمد بن حمويه بن عبدالعزيز الرازي في سنه ثمانين و مأتين قال: حدثنا محمد بن ابراهيم بن مهزيار الاهوازي انه خرج اليه بعد وفاه ابي عمرو: و الا بن وقاه الله لم يزل ثقتنا في حياه الاب (رضي الله) و ارضاه و نضر وجهه يجري عندنا مجزاه و يسد مسده، و عن امرنا يامر الابن و به يعمل، تولاه الله فانته الي قوله: و عرف معا ملتنا ذلك.

يعني: بعد از وفات ابوعمرو خداوند عالم پسر او را زنده دارد و او در حال حيات پدرش ثقه و معتمد ما بود خداوند عالم از پدر او راضي شود و او را هم از خودش راضي و خوشحال گرداند و روي وي را تر و تازه نمايد پسرش در نزد ما مانند اوست در جاي وي نشسته هر چه گويد از امر ما مي گويد و به گفته خود عمل مي كند خداوند عالم به او صاحب شود پس قول وي را قبول كن و نظر ما را درباره او بدان.

[1] بحارالانوار 51/348 به نقل از غيبت طوسي و الاحتجاج و كمال الدين

توقيعات درباره جناب عثمان بن سعيد


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته
 Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1