از احتجاج نقل شده از ابوعمرو عامري كه گفت: پسر ابن ابي قزويني و جماعتي از شيعه درباره جانشيني مهدي (ع) نزاع و ستيز كردند و پسر ابوغانم گفت كه: حضرت ابومحمد در گذشته و جانشيني ندارد. سپس در اين باره نامه اي نوشته و به ناحيه مقدسه فرستادند و عنوان نمودند كه بر چه چيزي نزاع كرده اند.
پس پاسخ نامه آنان با خط مبارك او (ص) بيرون آمد: بسم الله الرحمن الرحيم پروردگار شما را از فتنه ها نگاه دارد. و به ما و به شما روح يقين را بخشش فرمايد و ما و شما را از سوء عاقبت باز دارد.
خبر ترديدي كه گروهي از شما در امر دين نموده ايد و شك و تحيري كه درباره صاحبان امر خود به دل راه يافته است به من رسيد.
ما از اين موضوع به خاطر شما اندوهگين شديم نه به خاطر خودمان، و درباره شما ناراحت شديم نه درباره خودمان، زيرا حق با ماست و ما حاجتي به ديگران نداريم و جز به پروردگار به هيچ كس ديگري نيازي نداريم.
بنابراين كسي كه از اطاعت ما سر باز زند ما را به وحشت نمي اندازد.
ما اثر صنع خدائيم و مردم به طفيل وجود ما موجود گشته اند.
اي مردم چرا دچار ترديد گشته و در حال تحير مطلب را بر خود مشتبه مي سازيد!؟ آيا نشنيده ايد كه پروردگار عزوجل فرمايد:
«يا ايها الذين آمنوا اطيعو الله و اطيعو الرسول و اولي الامر منكم»؛ اي كساني كه ايمان آورده ايد اطاعت و پيروي كنيد پروردگار را و اطاعت كنيد پيامبر و صاحبان امر از شما را.
آيا نمي دانيد در اخبار رسيده است كه حوادثي براي ائمه گذشته و آينده شما روي مي دهد؟
آيا نمي دانيد كه پروردگار براي شما دژهاي استوار و محكم قرار داده كه به سوي آنها پناه بريد و پيشواياني قرار داده از زمان آدم تا زمان امام حسن عسكري سنگرهائي براي شما قرار داده كه به آنها پناه بريد و علايمي مقرر داشته تا به وسيله آن هدايت شويد به طوري كه اگر يكي از آنها پنهان شود پيشواي ديگري ظاهر مي گردد. و هر وقت ستاره اي غروب كند ستاره ديگري مي درخشد.
وقتي كه امام حسن عسكري رحلت فرمودند، گمان كرديد كه پروردگار دين خود را باطل كرد و رشته واسطه ميان خود و بندگانش را قطع نمود. چنين نبوده، تا روز رستاخيز چنين خواهد بود تا آنكه امر خدا آشكار شود در حاليكه مردم او را كراهت خواهند داشت.
امام گذشته با سعادت رحلت فرمود و همچون پدران بزرگوارش از دست مردم رفت. وصيت و علم و فرزند و جانشين او در ميان ماست و جز ظالمان گناهكار كسي درباره منصب و مقام امامت وي با ما نزاع ندارد و جز كافر منكر كسي ادعاي اين منصب بزرگ را نمي كند. اگر ملاحظه مغلوب شدن امر خدا و آشكار گشتن سر الهي نبود چنان حق ما براي شما ظاهر مي گرديد كه عقلهايتان حيران گردد و شك و ترديدتان برطرف شود.
ولي آنچه را خداوند خواسته واقع باشد و براي هر مدتي نوشته اي است. پس شما هم از خدا بترسيد و تسليم ما شويد و كارها را به ما واگذاريد همه گونه خير و خوبي از ما به مردم مي رسد آنچه بر شما پوشيده است براي اطلاع از آن اصرار نورزيد و به چپ و راست ميل نكنيد. مقصد خود را با دوستي ما براساس راهي كه روشن است به طرف ما قرار دهيد من آنچه را لازمه نصيحت بود به شما گفتم و خداوند بر من و شما گواه است اگر محبت به شما نداشتم و صلاح شما را نمي ديدم و به خاطر ترحم و شفقت بر شما نبود گفتگو با شما را ترك مي گفتم، ... و اينك متن عربي توقيع:
عن الشيخ الموثوق ابن ابي عمر العامري (ره) قال: تشاجر ابن ابي غانم القزويني و جماعه من الشيعه في الخلف فذكر ابن ابي غانم ان ابا محمد (ع) مضي ولا خلف له. ثم انهم كتبوا في ذلك كتاباً و انفذوه الي الناحيه و اعلموا بما تشاجروا فيه فورد جواب كتابهم بخطه – صلي الله عليه و علي آبائه –
بسم الله الرحمن الرحيم، عافاناالله و اياكم من الفتن و وهب لنا و لكم روح اليقين، و اجارنا و اياكم من سوء المقلب، انه انهي الي ارتياب جماعه منكم في الدين و مادخلهم من الشك و الحيره في ولاه امرهم فغمنا ذلك لكم لالنا و سأونا فيكم لافينا لان الله معنا فلا فاقه بنا الي غيره و الحق معنا فلن يوحشنا من قعد عنا و نحن صنا ئع ربنا و الخلق بعد صنا ئعنا.
يا هؤلاء مالكم في الريب تتردون في الحيره تنعكسون او ما سمعتم الله عزوجل يقول: «يا ايها الذين آمنوا اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منكم.» [1]
او ما علمتم ماجاءت به الآثار ممايكون و يحدث في ائمتكم علي الماضين و الباقين منهم (ع)؟
او ما رأيتم كيف جعل الله لكم معاقل تاؤون اليها و اعلاما تهتدون بها من لدن آدم الي ان ظهر الماضي (ع) كلما غاب علم بدا علم واذا افل نجم طلع نجم.
فلما قبضه الله اليه ظننتم ان الله ابطل دينه و قطع السبب بينه و بين خلقه كلاما كان ذلك و لايكون حتي تقوم الساعه و يظهر امرالله و هم كارهون.
و ان الماضي (ع) مضي سعيدا فقيدا علي منهاج آبائه عليهم السلام حذوا النعل بالنعل و فينا وصيته و علمه و من هو خلفه و من سيد مسده ولاينازعنا موضعه الا ظالم آثم و لايدعيه دوننا الا جاحد كافر و لولا ان امرالله تعالي لايغلب و سره لايظهر و لايلعن لظهركم من حقنا ما تبهر منه عقولكم و يزيل شكوككم لكنه ماشاء الله كان و لكل اجل كتاب. منا الايراد و لاتحاولوا كشف ما غطي عنكم ولا تميلوا عن اليمين و لاتعدلوا الي اليسار، واجعلوا قصدكم الينا بالموده علي السنه الواضحه.
فقد نصحت لكم والله شاهد علي و عليكم. ولولا ما عندنا في محبه صلاحكم و رحمتكم و الاشفاق عليكم لكنا عن مخاطبتكم في شغل مما قد امتحنا من منازعه الظالم العتل [2] الظال المتابع في غيه 7 المضاد لربه، المدعي ما ليس له الجاهد حق من افترض الله طاعته الظالم الغاصب. و في ابنه رسول الله لي اسوه حسنه و سيردي الجاهل رداءه عمله و سيعلم الكافر لمن عقبي الدار عصمناالله و اياكم من المهالك و الاسواء و الآفات و العاهات كلها برحمته فانه ولي ذلك و القادر علي ما يشاء و كان لنا و لكم وليا و حافظا. و السلام علي جميع الاوصياء و الاولياء و المؤمنين و رحمه الله و بركاته و صلي الله علي محمد النبي و سلم تسليما. [3]
[1] سوره نساء / 59
[2] في البحار: الظالم العتل: جعفر الكذاب
[3] بحارالانوار 53/178-180 به نقل از الاحتجاج و غيبت شيخ طوسي