در كتاب خلاصه الاقوال مسطور است كه كنيت او ابوعمرو و لقبش سمان و زياتست و عمروي بفتح عين كه ناظر است به بصيرت معنوي و صوري نه بضم عين كه عمي است و كوري. و مخفي نماند كه سمعاني در كتاب انساب نسبت به عمروبن حريث را از جمله محتملات نسبت عمروي شمرده و چون عمرو بن حريث صيرفي كوفي ... اسدي است پس ظاهر آن است كه عثمان مذكور از اولاد او باشد و به او انتساب يافته باشد.
و او شيخي ثقه جليل القدر عالي مقام از اصحاب امام همان ابي جعفر محمد بن علي هادي (ع) بوده و از يازده سالگي در خدمت آن حضرت نشو و نما نموده و آخر به شرف وكالت امام حسن عسكري و حضرت امام محمد مهدي صاحب الامر (ع) فايز گرديد. و اول كسي است از سفرا و ابواب كه حضرت امام حسن عسكري (ع) او را جهت وكالت صاحب الامر (ع) منصوب ساخت. و فرمود كه بعد از او وكالت صاحب امر به ابوجعفر محمد پسر عثمان مفوض باشد. و او تا قريب پنجاه سال در ناحيه مقدسه و خدمت آن حضرت متصدي امر وكالت شريفه و سؤالات و ملتمسات مخلصان را عرض مي نموده و جواب با صواب از آن حضرت در ضمن توقيعات رفيعه به ايشان مي رسانيده. و چون در جمادي الاولي سنه خمس و ثلاث مأه محمد بيمار شد حال او متغير گرديد جماعتي از وجود شيعه نزد او آمدند مانند علي بن همام و ابوعبدالله بن محمد كاتب و ابوعبدالله باقطاني و ابوسهل اسماعيل بن علي نوبختي و ابوعبدالله بن الوخنا و غير ايشان از اكابر و اعيان و با ابوجعفر گفتند كه اگر تو را وفات رسد به جاي تو كه منصوب خواهد بود؟ او اشاره به ابوالقاسم حسين بن روح بن ابي بخر نوبختي نمود. و گفت كه او قائم مقام من و وكيل و ثقه و امين صاحب الامر (ع) است و در ميان شما و آن حضرت سفير خواهد بود.
بايد كه بعد از من به او رجوع كنيد و در مهمات خود به او اعتماد نمائيد كه من به آن مأمور شده بودم و اينكه ابلاغ رسالت نمودم.
و چون ابوالقاسم بن روح را در شعبان سنه ست و عشرين و ثلاثماه وفات رسيد در حين وفات وصيت به ابوالحسن علي بن محمد السمر نمود و چون او را نيز وفات نزديك رسيد و بيمار شد.... [1]