اين نكته را بايد خاطرنشان ساخت همانطور كه در شرح حالات جناب عثمان بن سعيد «نايب اول» بيان كرامت و معجزاتي جهت معظم له نگاشته گرديد و حتي يادآور شديم كه علامه بزرگوار محمد صدر در صفحه 461 جلد اول كتاب خويش به نام الغيبه الصغري مي نگارد: «اقامه الحجه علي اثبات صدقهم باظهار المعجزات» و نيز در صفحه 462 اظهار نظر مي كند: «و ان للمعجزه علي اي حال ذات اثر...» بروز معجزات بدست هر يك او نواب – طاب ثراهم – اثر وضعي و طبيعي براي پذيرفتن اشخاص و ازاله شك و ترديد خواهد بود. لذا در شرح زندگاني هر يك از نواب خاص حضرت امام زمان(ع) بايد گفت ظهور اين كرامات و معجزات با اذن و اجازه و تنفيذ امام زمان (ع) صورت گرفته است و روي اين نظر است كه محدث عاليقدر شيعه نخبه المحدثين مرحوم حاج شيخ عباس قمي در جلد اول سفينه البحار ص 228 و 229 در ضمن حالات جناب محمد بن عثمان مي نويسد، ابوجعفر باب الهادي (ع) و هو وكيل الناحيه في خمسين سنه الذي ظهر علي يديه من طرف المأمول المنتظر (ع) معاجز كثيره و كان محمد رحمه الله شيخا متواضعا في بيت صغير ليس له غلمان.
ابوجعفر محمد بن عثمان خود واسطه و باب حضرت امام هادي (ع) و مدت پنجاه سال وكيل بوده است از طرف ناحيه مقدسه. و معجزات كثيره با اجازه و اذن امام زمان (ع) از جناب ايشان ظاهر گرديده است. و اين شخص معظم در خانه محقر و كوچك بدون پيش خدمت زندگي مي نمود، و اينكه چند نمونه از كرامات و معجزات اين بزرگوار را ذكر مي كنيم:
1- محمد بن متيل مي گويد كه ابوجعفر محمد بن عثمان مرا خواست و لباس و پول داد كه به واسط ببرم و گفت: به محض ورود به اولين كسي كه برخوردي لباس و پول را به او تحويل بده. (تفصيل اين داستان در چند صفحه ضمن شرح حال اين نايب خاص خواهد آمد) مقصود اين است كه جناب محمد بن عثمان (ره) دريافت كه محمد بن عبيدالله حايري به رحمت خدا پيوسته است و جهت لباس كفن و مخارج دفن و كفن را نخواهد داشت.
و جناب محمد بن عثمان سعيد (ره) محمد بن متيل را به واسط مي فرستد و به ايشان مي گويد به محض ورود هنگام پايين آمدن از مركب سواري اولين كسي را كه ملاقات نمودي اين جامه ها و اين كيسه پول را به آن شخص تحويل بده. محمد بن متيل طبق دستور به واسط مسافرت و به همان نشانه كه جناب محمد بن عثمان گفته بود محمد بن قطاه بوده است كه انتظار مرا داشت. (بايد توجه نمود كه همه امور فوق حاكي از يك نوع كرامت، بلكه بايد گفت خارق عادت است كه از جناب محمد بن عثمان (ره) ظاهر گرديده است.)
2- ابوجعفر عمري به آن كس كه اموال از قم آورده بود تا ايشان به حضرت امام زمان تسليم دارد گفت كه باز نزد تو امانتي است كه بايد او را هم بدهي شخص حامل انكار نمود و اظهار داشت آنچه كه به من داده اند همگي را تسليم نمودم. جناب محمد بن عثمان گفتند: همانطور كه گفته ام خطا نيست. سه بار حامل امانت انكار نمود و جناب ايشان سرانجام بعضي از نشانه هاي آن چيزهائي كه جا مانده و تحويل نگرديده بود بيان فرمودند كه دو جامه (سوداني) نزد تو باقي است و او را هم فلان و فلان به تو داده است. شخص حامل طبق دستور و نشانه ها به يادش آمد كه گفتار محمد بن عثمان درست و صحيح است مراجعت نمود و جامه را پيدا كرده و تسليم نمود. حامل امانت وقتي اين كرامت (معجزه) را از معظم له ديد در شگفت شد كه ابوجعفر از كجا اين اسرار مكتوم را مي داند. [1]
3- در ترجمه بحار از محمد ولي اروميه ص 294 وارد است:
ابو نوح گويد كه ابونصر گفت: ابوعلي به نقل از ابوالحسن علي بن احمد دلال قمي گفت كه روزي به منزل ابي جعفر محمد بن عثمان داخل گرديدم و در پيش وي لوحي ديدم كه نقاش بر آن نقش مي كند و آياتي از قرآن و نام هاي ائمه (ع) را بر آن مي نويسد، گفتم اين لوح چيست؟ گفت: براي قبر من است كه اين در آنجا مي باشد و من در روي آن گذاشته مي شوم يا گفت: بر آن تكيه داده مي شوم و نيز گفت: هر روز در قبري كه جهت خود ترتيب داده ام مي نشينم و جزوي از قرآن مي خوانم و پس از آن بيرون مي آيم. ابوالحسن قمي گفت كه ابي جعفر دست مرا گرفت و قبر خود را به من نشان داد. و سپس گفت كه در فلان سال و فلان ماه و فلان روز وفات خواهم نمود و در اين قبر مدفون خواهم شد همانطور كه گفته بود درست واقع گرديد.