در کتاب اثبات الهدی جلد 5 صفحه 428 شیخ حر عاملی چنین روایت می کند: عبدالله بن یحیی کاهلی نقل کرده که در میان صحرا مبتلا به درنده ای شده و به دستور حضرت امام صادق (ع) دعایی خواند. آن درنده متعرض او نگردید و چون این قضیه برای پسرعموی خویش در کوفه نقل کرده و دعا را برای او خواند او گفت: گواهی می دهم که امام صادق (ع) امام مفترض الطاعه و واجب الاطاعه است و شیعه شد.
و چون این شخص به محضر مقدس امام صادق (ع) مشرف شد و قضیه را گزارش داد حضرت فرمودند: اترانی لکم اشهدکم بئس ما رأیت ان لی مع کل ولی لنا اذنا سامعه و عینا ناظره و لسانا ناطقا، قال: یا عبدالله، انا و الله صرفته عنکما.
یعنی: آیا گمان می کنی که من تو را نمی دیدم، بدگمانی کردی همانا با هر فردی از دوستان خودمان گوش شنوا چشم بینا و زبان گویایی داریم (یعنی همه دوستان خودمان را می بینیم و کلمات آنان را می شنویم) پس فرمود: سوگند به خدا من آن درنده را از شما دور کردم.