صدرالاسلام همداني در كتاب تكاليف الانام في غيبه الامام ص 41 مي نگارد:
از جمله تكاليف تو اگر سواد عربيت نداري و ذوق مطلب فهمي داري، بايد مشق محبت و ولاي آن حضرت را به وسايل مختلفه بنمايي و بخواني بعض كلمات علماي عاملين و محبين صادقين را كه بعضي مكنونات قلبيه را بر صحايف اوراق نگاشته اند و برخي عوالم محبت و معاني مودت خود را به صورت كتابت به يادگار گذاشته اند، مانند استاد اعظم ادام الله ظله العالي علي رؤوس الاداني و الاعالي كه در نجم ثاقب مي فرمايد: انسان مدعي وصول به درجه ايمان به جنان نه به مجرد قول به زبان صادق نباشد جز آنگاه كه محبتش به مواليانش چنان باشد كه رسول خدا (ص) فرموده چنانچه شيخ صدوق در امالي و شيخ طوسي در امالي و ابن شيرويه در فردوس نقل كرده اند كه:
ايمان نياورده بنده تا اينكه بوده باشم من محبوبتر نزد او از جان او، و اهل من محبوبتر نزد او از اهل او، و عترت من محبوبتر نزد او از عترت او، و ذات من محبوبتر نزد او از ذات او.
پس شخصي به عبدالرحمن كه راوي حديث است گفت: «تو پيوسته حديثي مي آوري كه خداوند دلها را به آن زنده مي كند.»
و شايد اين مقام اول درجه ايمان باشد كه محبتش با مواليانش چون محبت او باشد با يكي از اخص اولاد و اقرب و اكمل ايشان نزد او، و الا عارف به خصايص ذاتيه و كمالات نفسانيه و نعم و احسان غير متناهيه ايشان را به عباد، كارش به حسب اندازه دانش و معرفتش به آنجا كشد كه جز آن سلسله معظمه (ع) كس را قابل محبت در خلق نبيند و اگر ببيند به جهت انتساب و علاقه اوست هر چند جزيي باشد به آن خانواده رحمت و عظمت و اگر انسان واقعاً جرعه اي از شربت گواراي محبت به امام خود را چشيده و رشته قلبش حسب فطرت و رياضت پيوسته به آن حضرت مقدس كشيده، البته چنان مهموم شود با فراقي چنين كه خواب را از چشم برد و لذت را از طعام و شراب. و در خصال من و لا يحضره الفقيه از جناب صادق (ع) مروي است كه فرمودند:
پنج نفرند كه نمي خوابند ... تا آنكه شمردند از آنها محبي را كه مترقب مفارقت حبيب خود است. و چنين شخصي البته اگر به مفارقت مبتلا شود، همش بيش و قلقش بي اندازه و اضطرابش زياد و خواب و راحت را بالمره فراموش نمايد كه شخصي به اين عظمت و جلالت و بزرگي و رأفت و احسان و عطوفت و مهربانتر از هزار پدر، حاضر و ناظر و لكن چنان در پرده حجابي از حجاب هاي الهيه پنهان و پوشيده كه نه دستي به دامانش رسد و نه چشمي به جمالش افتاد و نه از مقر سلطنتش خبري و نه از محل اقامت او اثري.
هر دون و خسيسي را بيند جز آنكه جز او كسي را نجويد و هر لغو و ناملايم و منكري را بشنود جز سخني از آنكه جز او نخواهد كسي سخني گويد.
و در عيون از جناب رضا (ع) مروي است كه در ضمن خبري متعلق به آن جناب فرمود:
چه بسيار مؤمنه و چه بسيار مؤمني كه متأسف و حيران و محرومند در وقت فقدان ماء معين، يعني حضرت حجت (ع). و در فقرات شريفه دعاي ندبه معروفه اشاره شده بر اين مقام كه حاصل مضمون بعضي از آنها اين است بعد از ذكر پاره اي از اوصاف و مناقب آن جناب ارواحنا فداه كه كاش مي دانستم كه تو در كجا اقامت نمودي و كدام زمين و خاك تو را برگرفته آيا به رضوي جاي داري يا به ذي طوي.
گران است بر من كه خلق را ببينم و تو ديده نشوي و نشنوم از تو نه آوازي و نه رازي.
گران است بر من كه احاطه كند به تو بلا نه به من و نرسد به تو از من ناله اي و نه شكايتي.
جانم فداي تو غايبي كه از ما كناره نداري. جانم فداي تو، دور شده اي كه از ما دوري نگرفتي.
جانم فداي تو كه آرزوي هر مشتاق آرزومندي از مرد و زن كه تو را ياد آورند و ناله كنند.
گران است بر من كه من بر تو بگريم و خلق از تو دست كشيده باشند.
گران است بر من اينكه جاري شود بر تو آنچه جاري شده نه بر ايشان.
آيا معيني هست كه طولاني كنم با او گريه و ناله را؟ آيا جزع كننده اي هست كه من او را بر جزعش ياري كنم هر آنگاه كه خلوتي باشد؟
آيا به چشمي خاشاكي رفته كه چشم من او را بر آن حالت مساعدت كند؟
آيا به سوي تو راهي هست اي پسر احمد (ص) كه به حضور جنابت مشرف شوند؟
آيا متصل مي شود روز ما از توبه فرداي او، پس محفوظ و بهره بريم؟
كي وارد مي شويم بر چشمه سارهاي سيراب كننده، پس سيراب شويم؟
كي سيراب مي شويم از آب گواراي تو كه تشنگي به طول انجاميد؟
كي صبح و شام به خدمتت خواهيم رسيد؟ كي تو ما را مي بيني و ما تو را، و حال آنكه لواي ظفر و نصرت برافراشته شده؟

استغاثه و كيفيت آن
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1