در كلمات ائمه وارد است كه جهان دو رو گردش مي كند تا خود را برساند به آن نقطه واقعي كه از آنجا آغاز نموده بود تمام جهان مي گردد و به حركت دوراني خود ادامه مي دهد تا جايي كه از آنجا شروع نموده بود برسد. چرا جهان دور مي زند و اين دور محوري وجود امام خواهد بود؟ براي اين است كه امام قائم آل محمد (ص) خاتم الولايه، خاتم النبوه، خاتم الرساله خاتم آفاق و انفس است كه پروردگار در قرآن مجيد فرمايد: سنريهم آياتنا في الافاق و في الانفس»؛ نشان مي دهم آيات آفاقي و انفس را يعني عالم ملك و ملكوت را در اين عالم ناسوتي، لاهوتي تا عالم جبروت خود را نشان دهد و همچنين او خاتم الولايه است، قرآن است. حقيقت قرآن، شرع است يعني شريعت اسلام و دين است و دليل بر اين گفتار اين است كه گفته اند، «كل لان الكل موقوف عليه» همه به طفيل وجود او وجود دارند و او هست كه به امر پروردگار در جهان داراي ولايت تكوينيه است براي اينكه او قطب يعني ميله اي است كه جهان به وسيله آن ميله مي گردد و وجود جهان پايدار نخواهد ماند مگر به قطب. و باقي هم نخواهد ماند مگر مانند آسياب كه به وسيله ميله و قطب به گردش در مي آيد و نفع و سود مي رساند كه اگر آسياب ميله نداشته باشد هيچ گونه نفع و سودي از او برده نخواهد شد و اگر در جهان هم قطب يعني قائم آل محمد (ص) نباشد به گردش در نمي آيد، لولا الحجه لساخت الارض باهلها؛ اگر حجت نباشد زمين اهل خود را فرو مي برد. و قطب عالم امكان و غوث زمان در هر زمان يكي بيش نخواهد بود زيرا همه اوتاد و ابدال و نقبا و نجبا و همه و همه استمداد مي طلبند از غوث كه رجل جامع است يعني مردي كه هم غوث هم فرد هم قطب هر سه اين كلمات نسبت به وي صادق باشد و غوث ديگر از ديگري استمداد نمي طلبد و لازمه اين سخن اين است كه هميشه بايد غوث فرد باشد تا بقيه استمداد از او بنمايد.
بايد توجه داشت كه مراد از گفتار دانشمندان و اصطلاحاتي كه به كار برده اند از نظر غوث و امام و فرد و همه اينها قائم آل محمد (ص) است كه او صاحب الامر است يعني منتظر فرمان پروردگار است صاحب الزمان است. يعني زمام امور از نظر گردش جهان بستگي به او دارد.
مهدي است يعني هدايت شده از طرف پروردگار است طبق آيه «افمن يهدي الي الحق احق ان يتبع امن لايهدي ...»؟ [1] آنكس كه هدايت يافته از طرف پروردگار او شايسته و سزاوار از نظر هدايت كردن است يا آنكس كه هدايت نشده و خود احتياج به هدايت دارد.
منتظر است يعني همه چشم انتظار او را دارند كه جهان را پر از عدل و داد كند چنانچه در نزد حكما به كلمه مدبر عالم اختصاص يافته است. همچنين انسان المدينه است يعني فقط همين وجود مبارك است كه مدينه فاضله (كه جزء آرمان و ايده آل ارسطو بوده) را در سراسر جهان ايجاد نمايد. و همان كسي است كه فار قليط ناميده شده است در كتاب انجيل چنانچه حضرت عيسي (ع) به قوم خود گفت: ما براي شما كلماتي كه مي گوييم به طور تنزيل يعني نازل شده است و اما تأويل آن كلمات چيست بعدا خواهد آمد آنكس كه او را فارقليط گويند در آخرالزمان خواهد آمد.
علت آنكه گفتم مراد از گفتار حكما، فلاسفه، عرفا، از غوث امام قائم آل محمد (ص) است براي اين خصوصيت است كه مرحوم صدوق در كتاب اكمال الدين خود چنين گفته است در تفسير قرآن «قرآن را هيچ كسي از روي درستي و حقيقت و واقعيت نمي تواند قرائت نمايد مگر آنكس كه قائم آل محمد (ص) است.»
در كتب ادعيه و غير آن از قبيل عده الداعي ابن فهد حلي، كامل الزيارات ابن قولويه، اقبال مهج الدعوات، جمال الاسبوع ابن طاووس، زاد المعاد مرحوم مجلسي، المراقبات ميرزا جواد آقا ملكي، مفاتيح الجنان حاج شيخ عباس قمي لفظ غوث آورده شده كه گاه خطاب به پروردگار است و گاه به ساحت مقدس امام زمان (ع). [2]
به متن عبارات دعاي فرج توجه شود:
در دعاي فرج پس از اين عبارات «يا محمد يا علي يا علي يا محمد اكفياني فانكما كافيان و انصراني فانكما ناصران» استغاثه از غوث زمان حضرت صاحب الزمان – روحي و ارواح العالمين له الفداه – نموده، عرضه مي داريم «يا مولاي يا صاحب الزمان الغوث الغوث الغوث ادركني ادركني ادركني» و تكرار در كلمه الغوث خود نهايت تضرع و منتهاي زاري و شدت احتياج و الحاح و التجا به درگاه حضرت است و اين امر خود رساننده اين موضوع است كه حضرتش – روحي فداه – از طرف پروردگار ملاذ و ملجا هستند كه آدمي در هر جاي جهان در نهايت شدت و اضطراب روي نياز به سوي او دراز كرده و به او پناه برده و از او استمداد و ياري و كمك مي طلبد.
چه نيكو سروده است شاعر ارجمند كه گويد:
منتظران را به لب آمد نفس
اي ز تو فرياد به فرياد رس
يك نظر از راه عنايت كني
جمله مهمات كفايت كني
شاعر ارجمند ديگر مرحوم طوفاني خراساني در اشعاري كه عنوان التجا دارد چنين گويد:
امروز خانه دل بي تو صفا ندارد
جايي كه دوست نبود آنجا صفا ندارد
تا آنجا كه گويد:
اي آيت الهي بر بي كسان پناهي
غير از تو دوستانت هيچ التجا ندارد
از جور دشمن دون هستيم زار و دلخون
درياب عاجزي را كه دست و پا ندارد
هر چند پرگناهيم از دوستان شاهيم
جز لطف تو تمنا اين بي نوا ندارد
از ما خطا و لغزش از توست عفو و بخشش
سلطان به زير دستان جز اين روا ندارد
محدث عاليقدر شيعه در مفاتيح الجنان خود تحت عنوان استغاثه به حضرت قائم آل محمد (ص) چنين بيان فرموده است: سيد علي خان در كلم طيب خود فرموده اين استغاثه اي است به حضرت صاحب الزمان (ع) هر جا كه باشي دو ركعت به حد و هر سوره كه خواهي بگذر و رو به قبله زير آسمان بايست و بگو «سلام الله الكامل التام الشامل العام و صلواته الدائمه القائمه التامه علي حجه الله و وليه في ارضه و بلاده»
در آخر اين استغاثه پس از ذكر اشهد انك الامام المهدي قولا و فعلا يعني: به ولايت و امامت تو گواهي مي دهم كه تو پيشواي رهنماي عالمي به گفتار و كردار و تويي كه جهان را پر از عدل و داد خواهي كرد سپس بعد از ذكر آيه «و نريد ان نمن علي الذين استضعفوا في الارض» چنين دستور داده اند (ائمه معصومين) كه استغاثه كننده عرضه دارد:
«يا مولاي يا صاحب الزمان يابن رسول الله حاجتي كذا و كذا» و به جاي كذا و كذا حاجت خود را ذكر كند سپس بگويد «فاشفع لي في نجاحها» پس تو در برآمدن حاجاتم به درگاه خدا شفاعت كن.
توجهت اليك بحاجتي لعلمي ان لك عند الله شفاعه مقبوله و مقاما محمودا كه من به شما در برآمدن حاجتم رو آوردم. زيرا مي دانم كه شما را نزد خدا شفاعت مقبول و مقام پسنديده و بلند است.
«فبحق من اختصكم بامره و ارتضا كم لسره و بالشان الذي كم عندالله بينكم و بينه سل الله تعالي في نجح طلبتي و اجابه دعوتي و كشف كربتي» پس به حق آنكس كه شما را به فرمان خلافتش مخصوص كرده و براي حفظ اسرار علم خود برگزيده و به حق آن شأن و مقامي كه شما را نزد خداست از خدا درخواست كنيد كه همه مطالب و حوايج من برآورده و دعاهايم را مستجاب كند و غم و اندوهم را برطرف گرداند.
و همچنين در مفاتيح در ضمن زيارت حضرت صاحب الامر نقل نموده است شيخ جليل احمد بن ابي طالب طبرسي در كتاب شريف احتجاج روايت كرده كه از ناحيه مقدسه بيرون آمد به سوي محمد حميري بعد از جواب از مسايلي كه از آن حضرت سئوال كرده بود «بسم الله الرحمن الرحيم لالامره تعقلون ولا من اوليائه تقولون» حضرت چنين دستور فرمود: هرگاه خواستيد توجه كنيد به وسيله ما به سوي خداوند تبارك و به سوي ما پس بگوييد چنانچه خداي تعالي فرموده «سلام علي ال يس، السلام عليك يا داعي الله و رباني آياته» سلام بر تو اي امام زمان، اي دعوت كننده خلق به سوي خدا. تا آنجا كه فرمايد «السلام عليك ايها العلم المنصوب و العلم المصبوب و الغوث و الرحمه الواسعه» سلام بر تو اي وعده خدا (به سلطنت الهيه تو بر عالم) كه آن وعده را ضمانت كرده (كه زمين را تو بعد از ظلم و جور پر از عدل و داد فرمائي) سلام بر تو اي پرچم برافراشته عدل خدا.
از اين جهت دستور داده اند كه در ايام غيبت دعاي فرج را زياد بخوانيد كه فرج شما هم خواهد بود چنانچه در كتاب احتجاج جلد 2 صفحه 284 حضرت دستور فرموده است «و اكثروا الدعاء بتعجيل الفرج فان ذلك فرجكم.»
و همچنين فرمودند «و توقعوا الفرج صباحا و مساء» هر صبحگاه و شامگاه فرج ما را از پروردگار بخواهيد پس بامدادان و شامگاهان در انتظار گشايش و پيروزي باشيد.
و نيز فرموده اند «توقع امر صاحبك ليلك و نهارك»
توجه دقيق به مرقومه اي كه حضرت امام حسن عسكري (ع) به اباالحسن علي بن بابويه پدر شيخ صدوق فرموده اند چنين است:
«فاصبر يا شيخي و معتمدي ابا الحسن و امر جميع شيعتي بالصبر» اي دوست كهنسال و مورد اعتماد من صبر پيشه كن و همه شيعيان مرا نيز به شكيبايي و بردباري وادار كه همانا گيتي از آن خداست آن را به هر كس كه بخواهد مي بخشايد و سرانجام از آن پرهيزكاران خواهد بود.
و به اين حقيقت توجه شود كه امام زمان (ع) رب الارض است كه گيتي را به نور خويش روشن مي نمايد چنانچه در تفسير آيه شصت و نهم سوره زمر «و اشرقت الارض بنور ربها» از ائمه معصومين (ع) چنين نقل شده: علي بن ابراهيم ... از مفضل بن عمر انه سمع ابا عبدالله (ع) يقول في قوله «و اشرقت الارض بنور ربها» قال: رب الارض يعني امام الارض قلت: فاذا خرج يكون ماذا؟ و قال امام (ع): اذا يستغني الناس عن ضوء الشمس و القمر و يجتزون بنور الامام.» [3]:
امام صادق (ع) در تفسير آيه «و اشرقت الارض بنور ربها» فرمودند مراد از رب الارض امام است. يعني: امام زمان (ع). سئوال شد وقتي امام ظاهر شود خورشيد چه مي شود؟ امام فرمودند: در آن موقع مردم بي نياز از نور آفتاب و ماهتاب خواهند بود و مردم به نور امام استضائه خواهند نمود و از او كسب روشنايي خواهند كرد در كليه امور ظاهري و باطني.
نگارنده كتاب حاضر در كتاب مصلح جهان چاپ جيبي صفحه 200 تحت عنوان «و اشرقت الارض بنور ربها» چنين آورده است به نقل از آقاي سيد جمال الدين استرآبادي تحت عنوان «امام خورشيد جهان افروز» زمين به نور پروردگارش روشن گردد و به اعمال خلق بر عدل الهي حكم شود و به هيچكس ظلم نشود.
در تحفه المهديه صفحه 448 «اشرقت الارض بنور ربها» چنين آورده است «يعني روشن شد زمين به نورانيت تربيت كننده».
در ارشاد شيخ مفيد از حضرت صادق (ع) روايت كرده كه فرمود «وقتي كه ظاهر شود قائم آل محمد (ص) روشن گردد زمين به نور تربيت كننده آن و مردم غني مي شوند از روشني آفتاب.»
محدث قمي در جلد دوم سفينه صفحه 615 در باب نور حديث مفصلي از امام باقر (ع) نقل مي كند كه حضرت فرمود به اباخالد، اي اباخالد مراد از نور كه در آيه «فآمنوا بالله و رسوله و النور الذي انزلناه» نور و روشنايي امام در قلوب مؤمنين است و درخشندگي و تابندگي او نوراني تر و بيشتر از نور آفتاب است.
راغب اصفهاني در كتاب مفردات قرآن صفحه 508 گويد: نور عبارت از روشنايي است كه به ديدگان مي رسد و آن بر دو قسم است عقلي و حسي؛ عقلي اين است كه دل كسي به واسطه نور الهيه بصارت و بينايي پيدا كند ماند نور قرآن و امام.
ابوجعفر محمد بن جرير طبري پس از ذكر راويان، سند خبر را مي رساند به مفضل بن عمر از امام صادق قال: سمعت ابا عبدالله يقول: ان قائمنا اذا قام اشرقت الارض بنور ربها و اسغني العباد عن ضوء الشمس و صار الليل و النهار واحدا و ذهبت الظلمه و عاش الرجال في زمانه الف سنه؛ زمين بي نياز مي شود از نور آفتاب و شب و روز يكسان خواهد بود تيرگي ندارد و آن موقع هر مردي هزار سال زندگي مي كند. [4]
در ينابيع الموده صفحه 488 از ابي سعيد خدري نقل مي كند:
مردم در روي زمين از بركت وجود امام زمان در آن موقع كه ظهور كند چنان بهره مند شوند و نعمت و روزي فراوان و زياد گردد كه هرگز مانند او را نه به چشم ديده و نه از كس شنيده باشند.
در پايان براي حسن ختام اشعار مرحوم حاج شيخ محمد حسن غروي اصفهاني معروف به كمپاني و ختم مهم الغياث را مي آوريم.
در سري نيست كه سوداي سر كوي تو نيست
دل سودازده را جز هوس روي تو نيست
سينه غمزده اي نيست كه بي روي و ريا
هدف تير كمان خانه ابروي تو نيست
جگري نيست كه از سوز غمت نيست كباب
با دلي تشنه لعل لب دلجوي تو نيست
عارفان را ز كمند تو گريزي نبود
دام اين سلسله جز حلقه گيسوي تو نيست
نسخه دفتر حسن تو كتابي است مبين
ور بود نكته سربسته به جز موي تو نيست
ماه تابنده بود بنده آن نور جبين
مهر رخشنده به جز غره نيكوي تو نيست
خضر عمري است كه سرگشته كوي تو بود
چشمه نوش به جز قطره اي از جوي تو نيست
نيست شهري كه ز آشوب تو غوغايي نيست
محفلي نيست كه شوري ز هياهوي تو نيست
(مفتقر) در خم چوگان تو گويي، گويي است
چرخ با آن عظمت نيز به جز گوي تو نيست
[1] يونس / 35
[2] كم و بيش مي توان در اينگونه كتب كلمه غوث و استغاثه و توسل به امام زمان (ع) مراجعه نمود و اميد است نويسنده را و كسانيكه در تهيه اين كتاب زحمت كشيده اند از دعاي خير در مظان استجابت دعا از ياد نبريد. كتب مورد استفاده ديگر عبارتند از: مصباح كفعمي، تحفه المهديه اروميه اي، سرالمستتر شيخ بهايي، تحفه قدسي، خلاصه الاذكار مرحوم فيض، ادعيه و ادويه واعظ سقازاده، بحرالغرائب ثقه الاسلام شيخ محمد هروي، دارالسلام مرحوم نوري و هدايه الانام عرب باغي و ساير كتبي كه در اين مورد شرح و بياني دارند
[3] برهان 4/87
[4] دلائل الامامه /486 ج بنياد بعثت

علت اطلاق قطب بر امام زمان علیه السلام
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1