montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

مسئله بشریت، پس از سرخوردگیها، مسئله آینده است و تصویر کامل آینده بشریت و آینده دین (یعنی اینکه بشریت سرانجام به چه قله ای صعود می کند، و دین چگونه راهنمای این صعود متعالی خواهد بود)، در سیره امام منجی، حضرت حجه بن الحسن المهدی «عج» و اقدام های صد در صد انقلابی و برنامه های سازنده آن امام تبیین گشته و ترسیم یافته است.

روشن است که این همه را در 20 فصل گنجانیدن، به معنای جای دادن دریاست در سبو؛ زیرا که آن اقدام ها و برنامه ها و معیارها، مربوط است به مجموعه نیازهای انسانی و همه اجتماعات بشری، آن هم در آینده که زندگی انسان تحولاتی هنوز شگرفتر خواهد یافت، و پیشرفت هایی هنوز شگرفتر خواهد داشت.

انسان و اجتماعات انسانی، دارای مسائل بیشماری است، که تنوع و چندگانگی آن مسائل به تنوع ابعاد وجود انسان و حیات او بستگی دارد. این مسائل از موضوعات بلند ماورای طبیعت می آغازد و تا مسائل ملموس اقتصاد، سیاست، تربیت، جامعه، فرد و ....
مسائلی که علوم و فلسفه ها و مکتب های گوناگون بشری، پس از قرنها و قرنها تفکر و تلاش، هنوز نتوانسته است برای بیشتر آنها پاسخهایی درست و اصولی بیابد، و در زمینه های گوناگون آنها، راه حلهایی درست و منطقی عرضه کند.

امام مهدی (ع) برای انجام دادن چنین رسالت بزرگ و عالمگیر و پرژرفایی ذخیره گشته است و حقیقبت و عظمت برنامه های او جز پس از ظهور آشکار نخواهد شد. لیکن یک موضوع هست، و آن روشنی خطوط کلی حرکت و جهت گیریهای عام و فراگیر انقلاب همه جاگستر و همه جا گیر آن منجی بزرگ است که از مبانی اسلامی و تعالیم پیامبر و امامان روشن گشته است، و بدین گونه پاره ای از برنامه ها و معیارهای دوران ظهور نشان داده شده است. با این نگرش می توان طبق ترسیم و تبیینی که در احادیث ما شده است، کلیت آن حرکت و برخی برنامه های آن را ترسیم کرد. این رساله با چنین هدفی نوشته شده است. و اگر موفقیتی اندک نصیب گردد، مایه خرسندی است، زیرا که موضوع کار بسیار بزرگ و بیکرانه است، و در برابر موضوعی چنان عظیم، موفقیت اندک نیز مایه خرسندی است.

در آغاز این پیشگفتار، نام کتاب را اندکی بررسی می کنیم:

عصر زندگی

این نام نخست این سئوال را بر می انگیزد که مگر بشریت در روزگاران طولانی زندگی خویش، به «عصر زندگی» و دوران حیات گام ننهاده است؟ و مگر روزگاران گذشته و کنونی زندگی او، دوران مرگ و مردگی بوده است؟ این کتاب، به روشن ساختن همین حقیقت نظر دارد، که زندگی راستین و حیات انسانی، با همه ویژگی هایی که برای ان برشمرده اند و شایسته انسان و اجتماعات انسانی است، تاکنون تحقق نیافته است.

در کدام دوره از تاریخ کهن، سراسر آبادیهای زمین، آکنده از عدالت اجتماعی، اقتصادی بوده است؟

در کدام دوره همه انسانها در پهنه زمین تربیت درست انسانی یافته اند؟ در کدام زمان، دانش و آگاهیهای انسانی، در همه مسائل حیات، به اوج تکامل و حقیقت یابی رسیده است؟

در کدام عصر انسان همه امکانات و نیروهای بالقوه خویش را به فعلیت رسانده و همه استعدادهای نهفته فطرت خود را شکوفا ساخته است؟

در کدام سده انسانیتها بر زندگی حاکم گردیده و ناانسانیها به کلی از جامعه ها بیرون رانده شده است؟

باری! چون تاکون چنین دورانی پایدار و جهانگستر پدید نیامده است، و در اکثریت قاطع اعصار و قرون، ظلم، بیداد، نامردمی، نادانی، محرومیت و... حاکم بوده است، و نیروهای انسانی هرز رفته است و انسان ها به تکامل نرسیده اند، و در مجموع عصر مرگ انسان و میرش انسانیتها بوده است نه عصر زندگی و شوفایی انسانیتها، پس «عصر زندگی» راستین هنوز تحقق نیافته است. و انسان همواه در انتظار فرا رسیدن «عصر زندگی» است، و شکوفایی کامل معنویتها و انسانیتها ...

انسان! دانسته است که زندگی هدف دارد و هدفدار است، و آفریدگار حکیم و دانا با حکمتها و هدفهایی والا و برتر، انسان و جهان را آفریده است. اگر این هدفها و حکمت ها، در عینیت زندگی آشکار نگردد، انسان و زندگی و جهان، به هدف غایی و آرمانی خود دست نیافته است. اگر زندگی و پدیده های آن، برای تکامل و عروج انسان ها آفریده شده است، تا انسان ها به تکامل معهود و عروج مقصود نرسند و بلوغی انسانی نیابند، همه امکانات و پدیده های مربوط به اغنسان بی ثمر مانده و بدون نتیجه و بازده نهایی رو به زوال نهاده است. و این برخلاف حکمت آفرینش و هدفداری خلقت است. پس ناگزیر «عصر زندگی» در پیش است، و امید به «زندگی» در «عصر زندگی» امری معقول و درست است. و چون این کتاب درباره انقلاب نهایی و جهانی امام مهدی (ع) و پی ریزی یک جامعه قرآنی و یک زندگی انسانی به دست آن امام، سخن می گوید، «عصر زندگی» نامیده شد، تا آن حقایق و اصول و اقدامها و برنامه ها را تداعی کند، و یک انقلاب راستین الهی را در نظرها مجسم سازد، و چنان روزگاران سراسر مجد و شکوه و تابندگی و پایندگی و پاکی و فضیلت و حق و عدالت را یادآور گردد، و آن انتظار و امید را در دلها زنده کند، و حیات در حال مرگ کنونی انسان ها را بفراموشاند و تحمل پذیر سازد. در دوران ناکامی انسان، و بشریت فراموش شده، و انسان های مظلوم، و انسانیتهای برباد رفته، و انقلاب های نافرجام، زنده نگه داشتن حس امید و انگیزش خوشبینی و حالت انتظار، کاری ارزشمند و بزرگ است، بلکه با توجه به افسردگی مغزها، و سرخوردگی نسلها، یک تکلیف است.

بی گمان امروز نسل معاصر، دچار بیمها و نگرانیها، یأسها و سرخوردگیهایی است، آن هم نه از آن دست که در گذشته ها بود. و اکنون بیشترین مشکل دینداری و آفت اسلام گرایی جامعه ما در همین نقطه نهفته است.

یأس و سرخوردگی که امروز از هر سوی به جامعه ما روی آورده است، بزرگترین خطری است که هستی ما، دین ما، استقلال، و ملت ما را تهدید می کند، و خطرناکترین آسیبی است که ممکن است به اجتماعی برسد. آشکارا بگویم، اگر از این پدیده شوم در این گذرگاه حساس تاریخی پیشگیری نشود، و با اقدام نه شعار ریشه آن از بن بر نیاید، و ساقه و شاخه و حتی کوچکترین جوانه ها و برگ های آن سوزانده نگردد، ملت ما و آیین ما را به سقوطی بزرگ دچار خواهد ساخت.

در این دوران، دیگر بار ایمان ملت ما – بویژه نسل جوان و اندیشمند در بوته آزمایش گذاشته شده است. و امید که این بار نیز، مردم ما، اصالت ایمان و استواری پایگاه عقیدتی خود را به اثبات برسانند، و هر چیزی را معیار حقایق ناب و راستین اسلام ندانند.

روزگار ما، شاید روشنترین دورانی باشد که دین نگاهداشتن در آن دشوار است؛ چنان که در احادیث رسیده است: که نگه داشتن دین در آخرالزمان، چون نگه داشتن اخگر است در کف دست. [1]

به قوت می توان گفت که بیشترین مشکل دینداری در این عصر، هجوم یأس و سرخوردگی است، و همچنین بیرنگی حالت انتظار و ایمان به آینده اسلام و بشریت ....

باید بهوش بود، و ژرف بینانه نگریست، و وسوسه های ناهنجار را از دل و درون دور ساخت، و در ایمان به اصالت راه و کارآیی مکتب تزلزل راه نداد، و همچون گذشته دلی سرشار از امید به درخشش اسلام ناب محمدی و علوی و مهدوی داشت، و در زمره منتظران واقعی در آمد...

آری! روزگاری است که اگر اندیشمندان ما و نسل آگاه ما لحظه ای غفلت کنند، و در برابر تندباد حوادث و هجوم اهریمن یأس و سرخوردگی، هوشیارانه و مردانه نایستند، و مقاومتی اصولی نشان ندهند، به پرتگاههایی درافتند که نجاتی در آن نباشد.

اکنون روزگار ضرورت هوشیاریهای فوق العاده است. باید درست اندیشید و اصول مکتب را با خود مکتب سنجید، و از خود مکتب برای مکتب معیارهایی برگزید، و حق را معیار حق شناخت، و خامی و کوتاه فکری و فهم های ارتجاعی و برداشت های نابخردانه و نادرست از آیین و مکتب را به حساب اصل مکتب نگذاشت، و برخی عملکردها و جهت گیریها را معیار رد یا قبول مرام و عقیده ندانست. و این سخن جاودانه امام علی (ع) را باید همواره در نظر داشت و معیار سنجش در حوزه اندیشه و عمل قرار داد:

ان دین الله لایعرف بالرجال، بل بآیه الحق، فاعرف الحق تعرف اهله.... [2]

دین خدا به وسیله مردان (و تشخیصها و عملکردهای آنان) شناخته نمی شود، بکله به نشانه روشن حق شناخته می شود. پس حق را بشناس تا اهل حق (و عمل کنندگان به حق) را بشناسی....

و در نهج البلاغه، چنین آمده است:

... انک لم تعرف الحق فتعرف اهله، و لم تعرف الباطل فتعرف من اتاه .... [3]

تو حق را نشناختی تا اهل (عمل کنندگان به) حق را بشناسی، و باطل را نشناسی تا هر کس را بر باطل است بشناسی...

بنابراین تعلیم والای علوی، [4] معیار شناخت حق، خود حق است. اگر بر خلاف این دستور، معیار شناخت حق و مبانی مکتب، افراد و انسان ها قرار گرفتند، چون درک و دریافتها نسبی است و انسانها همواره دچار اشتباهند، ناگزیر در شناخت حق و حقیقت اشتباهاتی اصولی روی خواهد داد، لیکن اگر معیار خود حق و حقایق دین بود، و انسان شناختی اصولی از مکتب داشت، هیچ گاه تزلزل و تردیدی در باره کارآیی ارزشهای دینی پدید نمی آید، و با رویارویی با هر صحنه و حادثه ای، یأس حاصل نمی شود.

در این دوره بیش از پیش فهمیده می شود که فلسفه این همه تأکید بر انتظار و امید چیست؟ اکنون در این پیشگفتار چند تعلیم آموزنده در این موضوع مهم و حیاتی می آوریم:

پیامبر اکرم (ص):

الامام الرضا (ع)، عن آبائه (ع) قال: قال رسول الله (ص): افضل اعمال امتی انتظار فرج الله – عزوجل [5]

امام رضا (ع) از پدران خود روایت می کند که پیامبر (ص) فرمود: بهترین اعمال امت من انتظار فرج خدایی است.

امام سجاد (ع):

.... ان اهل زمان غیبته القائلین بامامته، و المنتظرین لظهوره، افضل من اهل کل زمان، لان الله تعالی ذکره اعطاهم من العقول و الافهام و المعرفه ماصارت به الغیبه عندهم بمنزله المشاهده، و جعلهم فی ذلک الزمان بمنزله المجاهدین بین یدی رسول الله (ص) بالسیف، اولئک المخلصون حقا، و شیعتنا صدقا، والدعاه الی الله سرا و جهرا [6]

بی تردید، مردم زمان غیبت مهدی، که امامت او را باور دارند و منتظر ظهور اویند، از مردمان دیگر زمانها برترند و افضل. چون خدای متعال، به آنان، عقل و درک و قدرت شناختی داده است که غیبت برایشان چون ظهور است. خداوند آنان را، در آن زمان، همپایه مجاهدان شمشیر زن زمان پیامبر (ص) قرار داده است. و اینانند اخلاص گزاران واقعی، و شیعیان راستین ما، و دعوت کنندگان مردم به خدا (و دین خدا)، در نهان و آشکار.

امام صادق (ع):

من مات منکم، و هو منتظر لهذا الامر، کمن هو مع القائم فی فسطاطه، قال: ثم مکث هنیئه، ثم قال: بل کمن قارع معه بسیفه. ثم قال: لا والله، الاکمن استشهد مع رسول الله. [7]

کسانی که در حال انتظار دولت قائم از جهان در گذرند، مانند کسانی اند که در خدمت قائم باشند. امام پس از این سخن مکثی کرد، سپس گفت: بلکه مانند کسانی اند که در رکاب مهدی شمشیر زده باشند. سپس گفت: نه به خدا سوگند، اینان مانند آن کسانند که در خدمت پیامبر به شهادت رسیده باشند.

امام صادق (ع):

المنتظر لامرنا، کالمتشحط بدمه فی سبیل الله [8]

آن کس که منتظر امر ما (تشکیل حکومت قرآنی به وسیله ما) باشد مانند کسی است که در راه خدا، در خون خود غوطه ور گردد.

لازم است اندیشمندان و آگاهان نیک بیندیشند، که چرا پیامبر اکرم (ص) و امامان معصوم (ع) تا این اندازه بر ارزش انتظار تأکید کرده اند، و انتظار را برترین عبادت دانسته اند، و انسان منتظر را همپایه مجاهدان راه خدا و همسان شهیدان در رکاب پیامبر (ص) شمرده اند، برای اینکه حفظ اعتقاد دینی و ایمان به خدا و مداومت بر عمل صالح، و پایداری امتها در روزگار فشار حوادث همگی به انتظار بستگی دارد. با توجه به عمق معنای انتظار از این رو، «انتظار» با عنصر «صبر» نیز قرین گشته است، در سخن امام صاد (ع):

من دین الائمه الورع ... و انتظار الفرج بالصبر. [9]

از دین امامان است پارسایی ... و انتظار فرج با صبر و شکیبایی.

پس روشن است که انسان باید در برابر فشار حوادث از هر نوع و هر سوی پایدارِ پایدار باشد، و در برابر هجوم یأسها و رنگ باختگی ها مردانه بایستد، و در رویارویی با همه مشکلات، شکیبایی و استوار نشان دهد، و معنویت و ایمان خویش را نگاه دارد، و از انجام دادن اعمال صالح بازنایستد تا منتظر راستین تحققها ارزشهای والا به شمار آید.

نسل آگاه و بیدار ما باید بداند که در راه اجرای عدالت، و برقراری حق، و برپایی و تشکیل امت خدایی و دولت قرآنی و حاکمیت مستضعفان، شکیبایی و صبر بسیار لازم است، و در این راه و برای تحقق این آرمان، هر گونه شتابزدگی [10] و بی صبری، و تزلزل و نگرانی و نااستواری، زیان های جبران ناپذیری بر پیکر فرد و جامعه وارد خواهد ساخت.

اندیشمندان ما، باید درست بیندیشند که هیچ اجتماع و دورانی را نمی توان مثال و نمونه و تصویری – گر چه کمرنگ – از دوران حاکمیت عدل و حق امام مهدی (ع) دانست. و اصولاً هیچ جریانی در دوران پیش از ظهور نمی تواند ترسیمگر آن دوران عدالت بنیاد الهی و قسط اسلامی باشد. تنها و تنها نمونه و مثال و الگوی آن دوران، حکومت پیامبر (ص) و حکومت پنج ساله امام علی (ع) است؛ با همه تفاوت در محدودیتی که در قلمرو آن دو دوره با روزگاران ظهور و حکومت حضرت مهدی (ع) وجود دارد.

از این رو، با توجه به اصالت و راستی و درستی ایدئولوژی اسلامی و برنامه های سراسر حق و حقیقت آن، و تحقق کامل آن به دست با کفایت امام موعود (ع) جایی برای یأس و سرخوردگی از دین و آینده دین نیست.

همواره در تاریخ گذشته تشیع، فراز و نشیبهایی بوده است، از دوران تقیه و پنهانکاری و حرکت های زیرزمینی تا دوران شکوفاییهای نسبی و طلوع و ظهورهای متفاوت و محدود. نوسان حوادث در درازای تاریخ این مکتب و مذهب، کم نظیرترین حوادث بوده است. تشیع تنگناها و دشواریهای فراوانی را پشت سر گذاشته است، و گهگاه اوجگرایهایی داشته و جامعه هایی تشکیل داده است. البته برای برخی این گمان نیز پدید آمده است که فلان دوره از تاریخ تشیع همان دوران طلایی و آرمانی است، غافل از اینکه جامعه آرمانی تشیع موضوعی است و رای این حوادث و پیشامدها و اجتماعات. به این جهت است که هیچ طرح و ادعا و عملکردی خود را جامعه آرمانی تشیع علوی و عدل مهدوی نمی داند و نمی تواند بداند.

اکنون در این دوره های گوناگون و مختلف و در برابر این همه نوسان و فراز و نشیب گرایی، و صعود و سقوطها، و رویارویی با موانعی عظیم، اگر بنا بود کسانی از امید به آینده دل بر کنند و عنصر حیاتی (انتظار)، و امید را از کف بدهند، فاجعه ای عظیم به وقوع می پیوست، و این مذهب تاکنون باقی نمی ماند.

در این پیشگفتار یاد کرد این موضوع نیز لازم است که همانندی و همسانی جامعه «منتظر» و جامعه «منتظر» باید در ابعادی باشد که مشخصه اصلی و خصلت ویژه آن دوران و جامعه به شمار آمده است. مشخصه اصلی و خصلت ویژه رهبری آینده و جامعه «منتظر» اجرای دقیق عدالت قضایی و اقتصادی و معیشتی است، چنان که در احادیث آمده است، به گونه ای که کمتر حدیثی است که از موعود آینده سخن بگوید و بر عدالت گستری آن امام تأکید نکند. [11] فراز معروف: «یملا الارض عدلاً وقسط ....: زمین را از عدل و داد بیآ کند ...»، مشخصه اصلی و صفت آشکار آن امام منجی و حکومت قرآنی اوست. اکنون جامعه و انسان «منتظر» تا چه پایه می تواند همانندی و همسویی با جامعه مورد انتظار خود داشته باشد؟

جامعه شیعی میان دو واقعیت قرار گرفته است، که هر دو تجسم والا و آرمانی عدالت اجتماعی است. واقعیت گذشته، یعنی حاکمیت عدل علی «ع) و واقعیت آینده حاکمیت عدل مهدی «ع» در این میانه، اجتماعات شیعی چگونه باید باشد تا از گذشته خود بار رسالتی را بر دوش کشد، و با آینده خویش همانندی و همسویی داشته باشد. موضوع دیگری نیز در خور توجه است و آن اینکه جامعه صالح، که بر اصل صلاح و شایستگی استوار باشد، و روابط میان مردمان بر اصل حق و عدالت باشد، ماندنی و آسیب ناپذیر است، و گرنه ناپایدار و واژگون شونده است. تنها معیار در بقا و زوال همین است و بس. قرآن کریم می گوید:

ما کان ربک لیهلک القری بظلم و اهلها مصلحون [12]

پروردگار تو هیچ قریه ای را که مردمش صالح و شایسته باشند بیخود هلاک نخواهد کرد.

و جامعه فاسد و دارای روابطی ناانسانی و ظالمانه، رفتنی است گر چه از قدرت نظامی و سیاسی و حتی اقتصاید برخوردار باشد. در قرآن کریم آمده است:

... ان الله لایصلح عمل المفسدین [13]

... خداوند کار مفسدان را به صلاح باز نمی آورد.

اینکه در احادیث نیز آمده است: «ثبات الدول باقامه سنن العدل [14]: بر پا ماندن دولت ها در گرو برپایی آیین عدالت است»، به همین حقیقت نظر دارد، حقیقتی جاودان و تخلف ناپذیر. از این روست که جوهر اصلی و عنصر اساسی کار در حکومت مهدی (ع) عدالت گستری است، و عامل پیروزی بر همه قدرتهای مسلط زمانه و طاغوتان مستکبر همین عامل است، و علت بقا و پایداری و عالم گستری آن نیز در همین جهت است. و این سنت خدا در زمین است، و سنت خدا دستخوش دگرگونی و تغییر نخواهد شد:

قرآن کریم:

... و لن تجد لسنه الله تبدیلاً [15]

و در سنت خدا تغییری نخواهی یافت.

بدون کوچکترین تردید و گمانی سنت الهی تحقق خواهد یافت، و اگر از عمر جهان بیش از یک روز نمانده باشد، در آن روز، فرزانه فرزانگان جهان، و نمونه کامل انسان صالح، پرده از رخسار برخواهد گرفت، و گام در متن اجتماعات خواهد نهاد، و سنت عدالت الهی را پدیدار خواهد ساخت.

در پایان این مقدمه، حقیقتی دیگر را نیز یادآور شوم: در نگارش این رساله، و دیگر نوشته ها هیچ انگیزه ای جز عرضه حقایق دین، و اسلام ناب و راستین، برای حفظ دین خدا و عقاید نسلها، در نظر نبوده است و نیست. و روشن است که کتابها و نوشته هایی که به این منظور و با این انگیزه نگارش می یابد و نشر می گردد، مسئولیت بزرگی بر دوش دارد، که مهمترین آن تصویر و ترسیم درست و آشکار آیین الهی است. در این راه و راستا، کتمان حقایق گناهی نابخشودنی است، و هر گونه فروپوشی حق و حقیقت، مخدوش ساختن چهره تابناک دین جاوید خدایی است...

15/7/1370- مشهد مقدس رضوی «ع»

[1] «بحار» 52/124، حدیث نبوی: «کالقابض علی جمر الغضا... چون کسی که حبه آتش درخت «شوره گز» (که در شوره زارها می روید و چوبی بسیار محکم و آتشی بسیار بادوام دارد) در کف گرفته باشد». تشبیه به آتش درخت «غضا: شوره گز کویری» در سخن حکیمانه پیامبر اکرم «ص» این نکته را می رساند که سختیها و دشواریهای پیاپی و فراوانی در زندگی و در راه دینداری مردمان است در دوران پیش از ظهور منجی.

از این رو، در احادیث فراوانی این دوران، دوران امتحانها و آزمایش های بزرگ محسوب شده است. به بحار، ج 52، ص 101 به بعد مراجعه شود.

[2] «بحار» 6/120

[3] نهج البلاغه، 1213

[4] طه حسین نویسنده شهیر مصری درباره این کلام می گوید: «... من جوابی گیرنده تر و بهتر از این جواب (چون این کلام امام، در پاسخ به کسانی است که گفتند: آیا می شود طلحه و زبیر و عایشه بر باطل باشند...) که کسی را در هر منزلتی باشد از خطا مصون نمی دارد، ندیده و نشنیده ام.... آری از وقتی که وحی خاموش شد چنین پاسخی شنیده نشده است».

«نقش وعاظ در اسلام» / 218 به نقل از «الفتنه الکبری» 2/43

[5] بحار، 5/122

[6] منتخب الاثر /244

[7] بحار 52/126

[8] کمال الدین / 326

[9] بحار 5/122

[10] از امام صادق (ع) روایت شده است: «هلک المستعجلون: شتاب کنندگان (در امر ظهور و تشکیل دولت قرَآنی) هلاک گردیدند. بحار، 52/104

[11] به فصل «عدالت اجتماعی» همین کتاب مراجعه شود

[12] سوره هود (11): 117

[13] سوره یونس (10): 81

[14] سخن امام علی بن ابیطالب (ع) الحیاه 6/330

[15] سوره احزاب (33): 62


پیشگفتار


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته
 Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1