montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

از کارهای حتمی امام موعود (ع) جنگی تمام عیار با تمام انسان نماهای خون آشام است. در آغاز آن انقلاب بزرگ، جنگ در رأس همه کارها قرار دارد. این موضوع در آیات به طور کلی و در احادیث به طور مشروح آمده است.

در مسئله جنگ، ممکن است چنین انگاشته شود که هدایت انسان و ساختن جامعه بشری، با دعوت اخلاقی و تربیت درست امکان پذیر است و نیازی به خونریزی و جنگ نیست؟

در پاسخ می گوییم: مطالعه تاریخ بشری – از روزی که تاریخی بر جای مانده است و بررسی غمنانه سرگذشت انسان، به خوبی این واقعیت را آشکار می سازد که موانع راه رشد و تکامل انسان جز با قدرت و خونریزی از سر راه برداشته نمی شود، و تعالیم اخلاقی و اصول تربیتی هر چند تأثیرهایی ژرف و گسترده داشته است، لیکن این تأثیرها در برخی از افراد نجیب انسانی بوده است، و در طبقه سلطه طلب و دنیادار و استثمارگر که منابع قدرت اقتصادی، سیاسی و نظامی جامعه ها را در دست داشته اند و دارند یا هیچ تأثیری نداشته، یا تأثیری تحول آفرین و دگرگونساز نداشته است. برای تربیت و هدایت آنان باید عامل دیگری به کار می رفته است، تا سد راه انسانها نگردند، و راه رشد را برا توده ها نبندند، تا همگان بتوانند بی هیچ گونه مانعی به راه رشد خویش ادامه دهند. از این رو، مسئله جنگ و کاربرد نیرو، به عنوان یک ضرورت، برای دستیابی به هدف های انسانی مطرح می گردد. و بی تردید انسان هر چه آرمانی و اخلاقی فکر کند و به اصلاح معنوی و تربیتی جامعه و انسان بیندیشد، کاربرد نیرو را به عنوان یک راه و ابزار مقدماتی و اجتناب ناپذیر نمی تواند از نظر دور بدارد. در غیر این صورت، از حقیقت حوادث و واقعیتهای زندگی گذشته و اکنون انسانی بی اطلاع است. بنابراین، جنگ و خونریزی و قصاص و قتل، تنها راهی است که به صلح و آسایش و امنیت و حفظ جانها و تربیت نفوس رهنمون می گردد و راه تربیت درست و اصلاح اخلاقی را باز می کند، و موانع راه را بر می دارد. جز از این راه نمی توان امنیت اجتماعی و اقتصادی و سیاسی در جامعه برقرار کرد و زمینه و شرایط محیطی و اجتماعی حیات معقول را فراهم آورد و جامعه را برای تلاش و کوشش آزادانه افراد آماده ساخت. [1]

اسلام، با توجه به همین واقعیتها، جنگ را نه به عنوان هدف و آرمان، بلکه به عنوان راه و وسیله برای تحقق هدف پذیرفته است. در قرآن کریم آمده است:

و قاتلوهم حتی لاتکون فتنه و یکون الدین لله... [2]

با آنان نبرد کنید تا دیگر فتنه ای نباشد، و دین خدا عالمگیر گردد...

در راه هدف ارزشمند و انسانی نابودی فتنه ها و آشوبها به معنای وسیع آن باید جنگید. فتنه، همه ناامنیها، ناآرامیها، و مزاحمت های اجتماعی را در بر می گیرد که جامعه و مردم را از سیر طبیعی خود باز می دارد، و مشغولیتها و موانعی بر سر راهها می نهد که بازدارنده حرکت اصلی انسانهاست. چنین اموری بی تردید مانع تربیت و رشد معنوی و مادی جامعه انسانی است و زدایش آنها، هدف از تجویز کشتار و جنگ است در منطق قرآن کریم.

تاریخ پیامبران نیز سرشار است از این شیوه مبارزه و جهاد. صفحات تاریخ از درگیریهای انبیاء «ع» آکنده است. هر جا جامعه ای بنیاد شد و امتی پدید آمد و پیامبری به ادای رسالت برخاست و دعوتی آغاز کرد، درگیری و پیکار نیز به میان آمد و تضادها پدیدار گشت. زیرا که مراکز قدرت مالی و سیاسی و نظامی و به تعبیر قرآن کریم: ملأ و مترفان و مستکبران برای حفظ منافع خود، تمام توان و قدرت خویش را به کار می گرفتند تا دعوت نور و آیین جدید حاکم نگردد. کمتر دورانی را می یابیم که به گونه ای این درگیریها و کشمکشها، میان رهبران حق و عدالت و مدعیان و رهروان راه باطل و ستم رخ نداده باشد. بدین سان می توان گفت که صحنه های زندگی پیامبران، تماشاگهی عظیم از نبردها، مبارزه ها، درگیریها، جهادها، مقاومتها و فداکاریهاست.

از این رو، پیامبر اسلام که «رحمه للعالمین» است و اشاعه مکارم اخلاقی «بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» شعار اوست، 83 جنگ تدارک دید، حتی با مخالفان داخلی نیرو به کار برد؛ و در این زمینه پیامی والا و الهی به بشریت داد و قانونی جاودانه عرضه کرد، و خط مشی همه مصلحان و عدالتخواهان و انسان دوستان را چنین ترسیم نمود:

الخیر کله فی السیف، و تحت ظل السیف، ولایقیم الناس الا السیف؛ و السیوف مقالید الجنه و النار. [3]

تمام نیکی و خیر در شمشیر است و در زیر سایه شمشیر. و مردمان را جز شمشیر راست نکند. و شمشیرها کلیدهای بهشت و دوزخ است.

آن انسان شناس بزرگ که انسان را در درون و برون و مجموعه تمایلات و خواسته های فردی و جمعی می شناسد و نیازهای روان و تن او را می داند و راه سعادت و خوشبختی مادی و معنوی انسان برایش آشکار است، درمان کردن دردها، و از میان بردن زیاده رویها، تجاوزکاریها و افزونخواهیها را با نیرو کاربرد سلاح و در پرتو جنگ و جهاد امکان پذیر می داند. پیامبر اکرم (ص) به عنوان آموزگار بزرگ اخلاق و مربی بی همتایی بشریت، تمام نیکها را در سایه شمشیر و با کمک جهاد و جنگ و نیروی نظامی تحقق پذیر می شناسد، و جنگ را تنها راه در بسیاری از موارد برای پیدایی آرمانهای صلح جویانه و اخلاقی و انسانی می شمارد. پیامبر انسان شناس می داند که انسان های دژخیم شده که حد و مرزی برای خواسته های خود قائل نیستند، جز با شمشیر به حق تن نمی دهند و جز با جنگ و قتل و قصاص از خیانت و جنایت و کشتار مظلومان و غصب حقوق محرومان و استثمار حقوق مردمان و دیگر بیدادگریها دست بر نمی دارند، و تنها چاره این همه بیداد و ظلم و زور در سایه شمشیر نهفته است. امام باقر (ع) نیز در تبیین این ضرورت در جامعه بشری چنین فرموده است:

الخیر کله فی السیسف و تحت السیف، و فی ظل السیف ... ان الخیر کل الخیر معقود فی نواصی الخیل الی یوم القیامه [4]

تمامی نیکها در شمشیر و زیر شمشیر و در سایه شمشیر نفهته است .... نیکی، همه نیکی، به پیشانی اسبهای پیشتاز (میدان های جنگ) گره خورده است تا روز قیامت.

کلیت تعبیر «خیر» تکامل معنوی، رشد اخلاقی و تربیت انسانی را شامل می گردد، یعنی مربیان و جامعه و انسان و آموزگاران اخلاق نیز باید برای رفع موانع تربیت انسان و اصلاح اخلاق و رفتار او، در موارد لازم، از شیوه قهرآمیز (جنگ) استفاده کنند و گرنه حاصل کوششهایشان به دست سلطه طلبان اجتماعی و زر بدستان زورمدار از میان می رود، و هر چه تلاش کنند که جامعه و نسل را از تجمل گرایی، مصرف زدگی و شهوتبارگی برهانند، سرمایه داران و حکومت های حامی ایشان، با تبلیغات گسترده و از راه تعلیم و تربیت و دیگر منابع تأثیر گذار، توده های مردم را منحرف می کنند و به مصرف کالاهای تجملی و تولیدات کارخانه داران تشویق می نمایند، و به دنبال خود به گرایشهای فاسد و لذت پرستیهای تباهگر و ضد اخلاق می کشانند، و جامعه و مردم را بدان سان می سازند که خود هستند. این موضوع امروز در سطح جهان خوب نمایان است، و راه و روش توده های ناآگاه و اسیر بمبارانهای تبلیغی مشخص است که به کدام سوی است و دارای چه معیارهایی است. اکنون در برابر این سیلهای بنیان کن، مربیان و مصلحان اخلاقی چگونه به کاری کارستان می توانند دست یازند. این است که حاصل کوششهای ایشان به بی حاصلی می انجامد. پس به عنوان یک ضرورت، برای اصلاح اخلاقی و گسترش معیارهای تربیتی درست، نخست باید به پیراستن محیط بپردازند و این کار جز در پرتو نیرو و کاربرد سلاح امکان پذیر نیست.

بنابراین، با گذشت دوران های طولانی فساد و بیداد در تاریخ انسان، و پس از آن جنایتها، و خیانتها که در راه نفی سامان یابی زندگی انسان به دست گروهی اندک انجام گرفت، و پس از انبوه ستمها که به اکثریت جامعه انسانی روا داشته شد، و فجایع و تبهکاریهای اقلیت های خون آشام همواره بدون پاسخ و قصاص ماند، و مانع عملی شدن هر برنامه و تحولی در راه تربیت فردی و تصحیح روابط انسانی گردید، و پس از اینها همه، اکنون یک مصلح انسان دوست و انسان شناس و واقع نگر، اگر پایان فاجعه اسفناک ستمبارگی و فساد و استثمار و دیوسیرتی را در نظر دارد، و به اجرای دقیق و کامل عدالت اخلاقی و اجتماعی می اندیشد، چاره ای جز این ندارد که موانع را از سر راه بردارد، و هیچ گونه مجال و فرصتی ندهد تا خون آشامان تاریخ دیگر بار تجدید قوا کنند و در برابر این آخرین قیام عرض اندام نمایند، یا با تغییر چهره در صفوف اصلی آن نفوذ کنند، و مسیر آن را منحرف سازند، و آرمانهای آن را نخست کمرنگ کنند و سپس به فراموشی سپارند. مصلح نهایی در این دوره همه موانع راه را با قدرت نابود می کند، و متناسب با عظمت و بزرگی کار و هدفی را که در نظر دارد، مبارزه و جهادی عظیم و گسترده تدارک می بیند. و چون اجرای عدالت اجتماعی دقیق و واقعی که از عالم حرف و وعده بگذرد و به عینیت خارجی برسد و برقراری حاکمیت مستضعفان و قطع دست مستکبران مالی و سیاسی و نظامی و کنار زدن آنان از کلیه مراکز قدرت اجتماعی، کاری بس عظیم و بزرگ است، و نابودی تمام منابع قدرت اجتماعی و اقتصادی و سیاسی و نظامی را در گامهای نخست لازم دارد، و اینچنین انقلابی، به سادگی و بدون کارشکنیهای بزرگ و مخاطره آمیز و ویرانگر انجام نخواهد یافت، بنابراین تنها با حرکت نظامی و نبردهای بزرگ می توان به مقصد اصلی دست یافت. و چون هدف هر چه والاتر و بزرگتر و جهانی تر باشد، مبارزه و جهادی بزرگتر و خستگی ناپذیرتر لازم دارد، و هدف از قیام و انقلاب امام قائم (ع)، عظیم ترین آرمان و هدفی است که همه پیامبران و مصلحان دلسوز در سر داشتند، از این رو، این قیام، همراه مبارزه و جهادی عظیم تر و خروشان تر از همه درگیریها و جهادهای حق طلبانه تاریخ خواهد بود.

تعبیرهای کوبنده احادیث در ترسیم این حرکت امام منجی چنین است:

امام علی (ع):

... بابی ابن خیره الاماء یعنی القائم (ع) من ولده – یسومهم خسفا، و یسقیهم بکاس مصبره، ولا یعطیهم الا السیف هرجا....[5]

... پدرم فدای فرزند بهترین کنیزان (مقصود امام قائم «ع» است) ظالمان و بدکاران را خوار و ذلیل خواهد کرد، و جام زهرآگین به کامشان خواهد ریخت، و با شمشیر و کشتاری فراگیر با آنان برخورد خواهد نمود.

امام باقر (ع):

... ان فی القائم من آل محمد (ع) شبها من خمسه من الرسل ... و اما شبهه من جده المصطفی «ص» فخروجه بالسیف و قتله اعداء الله و اعداء رسول «ص» و الجبارین و الطواغیت، و انه ینصر بالسیف و الرعب... [6]

.... قائم آل محمد «ع» شباهت هایی با پنج تن از پیامبران دارد ... اما شباهت او به جد خود (پیامبر اکرم) قیام با شمشیر است و کشتن دشمنان خدا و پیامبر و جباران و سرکشان، او با (نیروی) شمشیر و (نیروی) ترس، (که در دل جباران افکنده می شود) مدد می گردد.

امام صادق (ع):

مفضل بن عمر قال: سالت ابا عبدالله (ع) عن قول الله عزوجل - «ولنذیقنهم من العذاب الادنی دون العذاب الاکبر» [7] قال: الادنی غلاء السعر و الاکبر المهدی بالسیف [8]

مفضل می گوید: از امام صادق (ع) معنای این آیه را پرسیدم: «و عذاب نزدیک را پیش از عذاب بزرگتر به ایشان بچشانیم»، فرمود: «عذاب نزدیک، گرانی نرخهاست و عذاب بزرگتر قیام (حضرت) مهدی با شمشیر است.»

امام صادق (ع):

فی قوله تعالی: «یعرف المجرمون بسیماهم» [9] قال: الله یعرفهم و لکن نزلت فی القائم، یعرفهم بسیماهم، فیخبطهم بالسیف هو و اصحابه خبطا. [10]

در تفسیر این آیه قرآن: «بدکاران از سیما شناخته می شوند» گفت: خدا آنان را می شناسد، و لیکن این آیه درباره قائم نازل شده است که مجرمان را از سیما می شناسد و او و یارانش آنان را با شمشیر می کوبند.

شمشیر امام مهدی (ع) بر سر مجرمان فرود می آید، و در آن دوران ایشان راه فراری ندارند و با نفوذ در مراکز قدرت و قضاوت جامعه نمی توانند خود را بیگناه و بیگاناهان را مجرم نشان دهند، آن روز چونان روز رستاخیز است که رنگ رخساره خبر میدهد از سر ضمیر، بویژه شیوه عمل امام مهدی (ع) و یاران طراز اول آن امام بزرگ که مأمورند به علم باطن عمل کنند تا راه گریزی برای تبهکاران خونریز و خون آشام نماند.

بنابراین، «او می کشد، خونخواران را، که تا پیش از ظهور او خود مشغول آدمکشی و خونخواری بودند، و سر سوزنی به کشته شدگان خود نمی اندیشند، و لحظه ای به آن همه خون ناحق که ریخته بودند فکر نمی کردند. او این جانیان را می کشد. از شمشیر مهدی، برای خون آشامان پست، و درندگان متمدن، و ابر قدرتان ناانسان، خون و مرگ می بارد، و برای انسانیت درد کشیده خرد شده رحمت و حیات.

شمشیر مهدی، سیف الله است، سیف الله المنتقم. شمشیر مهدی شمشیر انتقام از همه جانیان است، در طول تاریخ.» [11]

[1] در شیوه های اخلاقی و تربیتی نیز نباید از این نکته غفلت کرد که عامل ترس و بیم خود از راههای اساسی تربیت و تهذیب نفس و اصلاح اخلاق فرد و جامعه است. در بسیاری از انسانها بشارت و تشویق انگیزه هدایت و اصلاح اخلاقی است و در بسیاری دیگر عامل ترس وهراس از کیفر و مجازات بازدارنده و هدایتگر است. انسانها با عامل ترس در صورتی که جدی و واقعی باشد نخست با نوعی الزام خارجی، ناهنجاریها و دیوسیرتیها را ترک می کنند و با ادامه آن کم کم به فرشته خویی و درستکاری می رسند، و پس از مدتی کردار و رفتار ایشان در راستای صلاح و سعادت قرار می گیرد و خصلتهای زشت را فراموش می کنند. از این رو، قرآن کریم که کتاب بزرگ تربیت و اخلاق است، همراه با مژده ها و نویدها، از بیمهای بزرگ و کوبنده سرنوشتها و کیفرهای هراسناک سخن گفته است که تا ژرفای دلها را می لرزاند و آدمیان را به خود می آورد و به او وا می دارد. با توجه به این مسائل – با واقع بینی دقیق نیز افرادی را می بابیم که ترس و بیم و مژده و نوید، هیچ یک چاره ساز کجرویهای ایشان نیست و به هیچ سخنی گوش فرا نمی دهند و از هیچ وعظ و اندرزی پند نمی گیرند. در این موارد که در اجتماعات بشری بویژه در فرمانروایان و دیگر قدرتمندان اندک نیست جز عامل قدرت و ابزار جنگ و شیوه خونریزی و قتل چیزی کارساز نیست، و بوته وجود این گونه افراد را جز داس مرگ چیزی از میان بر نمی دارد.

[2] سوره بقره (2): 193

[3] امالی صدوق /517؛ وسائل 11/5

[4] وسائل 11/9

[5] غیبت نعمانی /229

[6] کمال الدین 1/327

[7] سوره سجده (32): 21

[8] بحار 51/59

[9] سوره الرحمن (55): 41

[10] غیبت نعمانی /242

[11] خورشید مغرب /38، چاپ ششم 1368


در سایه شمشیر


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته
 Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1