montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

امام مهدی (ع)، تداوم بخش راه پیامبران و تحقق دهنده اصول رسالت های الهی است. او در خط اصلی وحی آوران گام بر می دارد، و تمام تعالیم آنان را در همه بخشهای زندگی جامه عینیت و عمل می پوشد. راه و روش او، راه و روش پیامبران است.

با نگرشی کلی به راه و روش پیامبران و اصول تعالین ایشان، بویژه تعالیم پیامبر اسلام، به اصول و آرمانها و تعالیمی بر می خوریم که در دوران گذشته تاریخ نافرجام ماند، و در عینیت زندگی پدیدار نگشت، و اگر پدیدار گشت چندان پایدار نماند و تداوم نیافت. یعنی انسان های گذشته، یا از آن تعالیم دور ماندند، یا مستعد آنها نبودند، یا قدر آنها را ندانسته اند. این تعالیم و اصول و معیارها می رود که در دوران رستاخیز آخرین مصلح الهی و آخرین ذخیره خدایی تحقق یابد، و در سراسر زندگیها، جامعه ها، آبادیها بدون اندکی کم و کاست عملی گردد، و همه ابعاد زندگی انسان را رنگ و جهتی خدایی بخشد، و معیارهای بحق و انسانی را بر همه بخشهای زندگی آدمیان حاکم سازد. تأثیر نهضتهای انبیا، در فرهنگ بشری انکار ناپذیر است. به طوری که می توان گفت حرکت تکاملی انسان، و فرازگرایی اجتماعات و تمدنها، در پرتو تعالیم ادیان صورت گرفته است، و تعالیم مذاهب آسمانی، خاستگاه اصلی همه پیشرفتهای اخلاقی، تربیتی، اجتماعی و حتی علمی بشری بوده است. نخستین روزنه ها به شناخت و کشف مجهولات، در برابر بشریت، از معابد گشوده گشت، و عظمت جهان و امکان شناخت اسرار و رموز آن به وسیله ادیان شناسانده شد. سر رشته نخستین شناختها و راه رسیدن به آن نیز به دست پیامبران به بشریت ارائه گشت. این ادیان الهی بودند که گرایش به خرافات و پندارهای وهم گونه و باطل را کنار زدند، و حقایق سره و ناب و خالص را به انسانها آموختند، و بررسی علل و اسباب واقعی و روابط موجود میان پدیده های طبیعت را در آموزشهای خویش تعلیم دادند، و راه شناخت درست خدا را، از راه شناخت آیات طبیعی و پدیده های آن اعلام کردند. ادیان الهی، در حقیقت پایه گذاران مکتبهای علمی، حقوقی، اخلاقی، تربیتی، اجتماعی و ... بودند. برای محققان و انسان شناسان و تاریخ نگاران بسیار دشوار است که بشریتی را ترسیم کنند که از تعالیم ادیان و کتاب های آسمانی جدا باشد. چون بدون این جریان نیرومند الهی و انسانی، که زیربنای اصلی حرکت فکر و فرهنگ و تربیت در بستر تاریخ است، بیگمان کمتر می توان به فرهنگ و تاریخی دست یافت که قابل ذکر باشد، و صفحاتی را ویژه خویش سازد. [1] از این رو، بی تردید می توان گفت که همه پدیده های مثبت و سازنده و اصول مترقی و سعادت بخش در اجتماعات کنونی، زاده از تمدنها و فرهنگهایی است که ادیان و بویژه اسلام از بانیان اصلی آن بودند، و الهام از اصولی است که پیامبران به ارمغان آوردند.

بنابر مطالب یاد شده، و براساس پیوند ناگسستنی ادوار تاریخ، رشد و تکامل امروز انسان، بار و برگ درختی است که دیروز و دیروزها کاشته شده است، و در نگرش به دیروز و دیروزها، کار اصولی و زیربنایی آموزشهای وحی، بویژه اسلام، در طول تاریخ، انکار ناپذیر است.

با این وجود، اکنون سخن بر سر این مطلب است که آیا کوششهای پیامبران و تعالیم آموزگاران وحی، به نتیجه مطلوب و نهایی رسید، و هدف ادیان بخصوص اسلام تحقق یافت، و شکل نهایی جامعه هایی که در ادیان و اسلام ترسیم گشت، به پیدایی آمد، و انسان آرمانی و اجتماع بشری ایده آل، در عینیتهای ملموس و متن اجتماعات، دیده شد یا نه؟

پاسخ این پرسش منفی است. چنین انسانها و اجتماعاتی که تصویری از آموزشهای وحی باشد، بطور فراگیر و عمومیت یافته پدید نیآمد، لیکن نوید پدید آمدن آنها در آینده داده شد، و زمینه های اساسی برای حرکت نهایی و آرمانی آینده فراهم گردید، و تجربه گسترده انسان در اعصار و قرون گذشته و تشنگی و عطش آدمیان، آمادگی لازم برای چنین دوران و تحقق چنین آرمانهایی پدید آورد؛ بطوری که بدون این زمینه ها و درکها و احساسها و تجربه ها و گذشته ها، تربیت چنین انسانها و تشکیل چنین اجتماعاتی امکان نداشت. از این رو با قاطعیت می توان گفت که ادیان در عین حال که در محیط و جامعه خود تأثیرهایی اصولی داشتند، و هر یک حلقه ای از یک زنجیر را در تداوم تاریخ ساختند، در ارتباط با آینده نیز برای رشد تمدن بشری زمینه ساز بودند. اسلام نیز که دنباله حرکت ادیان و تکامل آن بود، خود زمینه ساز حرکتی عظیم تر است، که تحقق بخش همه اهداف و آرمانهای الهی است. مبشر پدید آمدن چنین دورانی است. همه ادیان مژده روزگاران سرشار از نیکی و عدالت را در آخرالزمان داده اند، لیکن اسلام به خاطر نزدیکی زمانی و به دلیل اینکه جامعه آرمانی موعود از دامن اسلام بر می خیزد، و تعالیم و پیشوایان اسلام سازندگان حقیقی ان رستاخیز عظیم هستند، بشارت صریحتر و بیشتری به پدید آمدن آن دوران داده است. و از پیشوای موعود که تحقق بخش کامل همه خواسته های پیامبران و اسلام است فراوان سخن گفته است، و به این ذخیره بزرگ الهی و رسالت عظیم و جهانی او نویدها داده است.

این یکی از امتیازهای اسلام است که از آینده ای چنین روشن و امید بخش پرده برداشته و تحقق آن را حتمی دانسته است. از این رو تعالیم اسلامی بویژه تعالیم شیعه در باره آینده و امام موعود (ع) و روشها و اقدامها و برنامه های او، از امید آفرین ترین بخشهای تعالیم اسلام است که از فرجام خوش تاریخ و سرانجام دلپذیر و آرمانی زندگی انسان، سخن گفته و مژده آن را داده است.

برنامه ها و راه و روشهاغیی که در این کتاب یاد شد، همه و همه، راه و روشهای پیامبران است، که در دستور کار امام موعود (ع) قرار دارد و امام این «بقیه الله» و «ذخیره الله» و این تنها یادگار همه انبیاء و اولیا وارث این معارف و تعالیم و مجری سازش ناپذیر آنها است. افزون بر آن نیز مسائل و اموری خواهد بود که در دوران دعوت اسلام زمینه ارائه و اجرای آن نبوده است، و در زمان رستاخیز امام مهدی (ع) زمینه ها و شرایط آن پدید می آید و همه به دست امام منجی مطرح می گردد و در متن جامعه ها عملی می شود. پس اینکه امام مهدی (ع) خویش را وارث پیامبران و نزدیکترین مردم به انبیاء و اولیا می شمارد، برای همین است که او تنها انسانی است که شایستگی و توان آن را دارد که راه انبیاء را دنبال کند، و آرمانهای ایشان را عینیت و تحقق بخشد.

امام صادق (ع):

ان القائم اذا خرج دخل المسجد الحرام فیستقبل العکبه، و یجعل ظهره الی المقام، ثم یصلی رکعتین، ثم یقوم فیقول: یا ایها الناس! انا اولی الناس بآدم، یا ایها الناس! انا اولی الناس بابراهیم؛ یا ایها الناس! انا اولی الناس باسماعیل؛ یا ایها الناس! انا اولی الناس بمحمد (ص)... [2]

چون مهدی به در آید، به مسجد الحرام رود، و رو به کعبه و پشت به مقام ابراهیم بایستد، و دو رکعت نماز گزارد، آنگاه فریاد بر آورد:

ای مردمان! منم یادگار آدم، و یادگار ابراهیم، و یادگار اسماعیل، و یادگار محمد (ص)...

امام باقر (ع):

... و القائم یومئذٍ بمکه عند الکعبه ... یقول: فمن حاجتی فی آدم فانا اولی الناس بآدم: و من حاجنی فی نوح فانا اولی الناس بنوح؛ و من حاجنی فی ابراهیم فانا اولی الناس بابراهیم؛ و من حاجنی فی محمد فانا اولی الناس بمحمد؛ و من حاجنی فی النبیین فانا اولی الناس بالنبیین... [3]

... (امام) قائم در آن روز (روز ظهور) در مکه است و در خانه کعبه... و به مردم می گوید: «آن کس که از آدم سخن گوید من وارث آدمم، و آن کس که از نوح سخن گوید من وارث نوحم، و آن کس که از ابراهیم سخن گوید من وارث ابراهیمم، و آن کس که از محمد سخن گوید من وارث محمدم، و آن کس که از پیامبران سخن گوید من وارث و یادگار پیامبرانم...»

از این رو، در سلام به امام موعود آمده است: «السلام علیک یا بقیه الله فی ارضه: سلام به (یادگار پیامبران و صالحان) و ذخیره خدا در زمین». این تعبیر روشنگر راه و رسالت امام موعود (ع) است که وارث پیامبران و یادگار رسولان الهی است، و نتیجه نهایی آموزشها و تعالیم آنان. و این ذخیره و یادگار همه نیکان و صالحان و اولیای الهی است که در خطی که خدا ترسیم کرده است گام بر می دارد، و در سراسر زمین خواستها و آرمانهای همه درس آموزان مدرس وحی را تحقق می بخشد.

امام صادق (ع):

... قلت جعلت فداک: کیف یسلم علیه. قال: تقول: السلام علیک یا بقیه الله فی ارضه ثم ثرا: «بقیه الله خیر لکم ان کنتم مؤمنین.» [4]

... راوی می گوید به امام صادق (ع) گفتم فدایت شوم: به هنگام سلام دادن به قائم چه بگوییم؟ امام صادق فرمود: همه باید بگویند: السلام علیک یا بقیه الله»، سپس امام این آیه را تلاوت کرد: «بقیه الله خیر لکم ان کنتم مؤمنین: بقیه الله (ذخیره الهی) برای شما مردم، اگر مؤمن باشید، از هر چیز و هر کس دیگر بهتر است.

15 اسفند 1369، مشهد مقدس رضوی

[1] متخصصان رشته های گوناگون تاریخ و فرهنگ و علوم بشری بر این جمله گواهی می دهند، و به این موضوع اعتراف دارند

[2] بحار 51/59؛ خورشید مغرب 341

[3] بحار 52/305

[4] نورالثقلین 2/390؛ خورشید مغرب 120


تداوم راه پیامبر صلی الله علیه و آله


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته
 Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1