montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

گاهی اسلام به همان اظهار زبانی اطلاق می شود که لازمۀ آن پذیرش و تسلیم قلبی نیست. ولی گاهی به عنوان «دین» از آن یاد می شود. دین یعنی کیش و آیین و دین الهی یعنی راه و رسم بندگی و آیین عبودیت در پیشگاه پروردگار متعال، در این صورت حوزه دین شامل قلب و اعتقاداتِ انسان هم می شود و صرفاً با اظهار زبانی محقق نمی گردد. از قرآن بشنویم:
«اِنَّ الدّینَ عِندَاللهِ الاِسلام» [1]

دین نزد خداوند، اسلام است.

«وَ مَن یَبتَغِ غَیرَ الاِسلامِ دیناً فَلَن یُقبَلَ مِنُه وَ هُوَ فِی الآخِرَهِ لَمِنَ الخاسِرینَ» [2]

هر کس خواهان دینی غیر از اسلام باشد، از او پذیرفته نمی شود و او در آخرت از زیانکاران است.

در این آیات، از اسلام به عنوان دین نام برده شده؛ آن هم دینی که خدا فقط به آن راضی است و ثواب و آثار اخروی هم بر این دین مترتب می شود. روشن است که این اسلام غیر از اسلام ظاهری است که فقط در دنیا منشأ بعضی اثار و احکام فقهی است و در آخرت هیچ فایده ای برای انسان ندارد. در احادیث ما از اسلام ظاهری که فقط آثاری دنیوی دارد چنین تعبیر شده است:

الاِسلامُ یُحقَنُ بِهِ الدَّمُ، وَ تؤَدّی بِهِ الاَمانَهُ و تُستَحَلُّ بِهِ الفُروجُ وَ الثَّوابُ عَلی الایمان [3]

اثر اسلام این است که خون شخص به وسیله آن حفظ می شود و سبب احترام اموال انسان است و به واسطه آن ازدواج حلال می گردد. اما ثواب و پاداش بر ایمان بار می شود.

این آثار مربوط به همان اظهار زبانی است که فقط تا موقع زنده بودن شخص اعتبار دارد و از لحظه مرگ به بعد دیگر هیچ احترامی برای شخص باقی نمی ماند آثار دنیوی آن عبارت است از اینکه خونش محترم است و مهدورالدم نیست، اموالش محترم است برخلاف مرتد و کافر حربی که جان و مالشان حرمتی ندارد و ازدواج با چنین شخصی جایز است. اما اینها هیچکدام سبب پاداش اخروی نیست. آنچه به دردِ آخرت انسان می خورد، فقط ایمان است که باید به این اسلام ظاهری افزوده شود. پس سعادت واقعی انسان با ایمان تحقق پیدا می کند زیرا برای یک مسلمان، سعادت واقعی مربوط به آخرت و قیامت اوست نه یک سری احکامی که فقط در دنیا، تا وقتی که زنده است، معتبر می باشد. بنابراین آنها که به زبان اظهار اسلام کرده اند اما قلباً تسلیم خدا و رسول او نشده اند، در آخرت هیچ بهره ای از اسلام ظاهری خود نمی برند. گاهی هم در بعضی روایات از این اسلام ظاهری تعبیر به «ایمان به زبان» شده است:
فَاِنَّ قَوماً آمَنوا بِاَلسِنَتِهِم لِیَحقِنُوا بِهِ دِماءَهُم، فَاَدرَکُوا ما اَمَّلُوا. وَ اِنَّا آمَنَّا بِاَلسِنَتِها وَ قُلوبِنا لِتَعفُوَ عَنَّا، فَادرِکنا ما اَمَّلنا[4]

گروهی با زبان های خود ایمان آوردند تا خون خویش را حفظ کنند، پس به آرزوی خود رسیدند. و ما با زبان و قلب خود ایمان آوردیم تا تو ما را عفو کنی، پس آرزوی ما را محقق گردان.

ایمان به زبان، ایمان واقعی و راستین نیست، همان اسلام ظاهری و زبانی است. و به همین جهت در عبارت امام سجاد (ع) آمده که آنها به زبان اظهار ایمان کردند تا اینکه خونِ خود را حفظ کنند. و ایمان حقیقی وقتی است که هم زبان و هم قلب انسان تسلیم گردد. پس عفو و مغفرت الهی را کسانی که به قلب خود ایمان آورده اند، می توانند امید داشته باشند. و با ایمان زبانی فقط انتظار آثار دنیوی را می توان داشت.

پس اسلام وقتی به عنوان دین مطرح می شود، همان اسلام حقیقی و تسلیم قلبی و عملی مراد است که این اسلام جدای از ایمان نیست بلکه همراه ایمان است و اصلاً حقیقت ایمان همین است. در ذیل آیه 19 آل عمران راجع به اسلام از ائمه اطهار (ع) چنین آمده است:

اَلذَّی فیهِ الایمان [5]

آن (اسلامی) که در آن ایمان هست.

پس دین اسلام، اسلام ظاهری و اسلام منهای ایمان نیست، بلکه ایمان هم در آن وجود دارد. و این اسلام حقیقی به بهترین شکلی از زبان امیرالمؤمنین (ع) تعریف شده است:

لَآَنسِبینَّ الاِسلامَ نِسبَهً لایَنسِبُهُ اَحَدٌ قَبلی وَ لایَنسِبُهُ اَحَدٌ بعَدی اِلاّ بِمثِلِ ذلکَ اِنَّ الاسلامَ هُوَ التَّسلیمُ. وَ التَّسلیم وَ التسلیمُ هُوَ الیقینُ. وَ الیقینُ هُوَ التَّصدیقَ. وَ التَّصدیقُ هُوَ الاقرارُ وَ الاِقرارُ هُوَ العَمَلُ. وَ العَمَلُ هُوَ الاَداءُ، اِنَّ المؤمِنَ لَمَّ یَأخُذ دینَهُ عَن رَأینَهُ وَلِکِن اَتاهُ مِن رَبِهِ فَاَخَذَهُ اِنَّ المؤمِنَ یُری یَقینُهُ فی عَمَلِهِ. وَالکافِرُ یُری اِنکارُهُ فی عَمَلِهِ.[6]

اسلام را طروی معرفی کنم که هیچکس قبل از من و بعد از من جز با همین بیان تعریف نکرده و نخواهد کرد (یعنی دقیقترین تعریف ممکن است) اسلام عبارت است از تسلیم و تسلیم همان یقین است؛ و یقین همان تصدیق، و تصدیق عبارت است از اقرار و اعتراف، و اقرار همان عمل، و عمل هم آن است که ادا می شود. مؤمن دین خود را از تشخیص خود نمی گیرد، بلکه دین او از جانب پروردگارش نزد او می آید و او آن را می گیرد. عمل مؤمن نشان دهنده یقین اوست. و انکار کافر در عملش مشاهده می شود.

نسبت یعنی شناسنامه، نسبت اسلام یعنی شناسنامه اسلام. و شناسنامه آن چیزی است که همه مشخصاتِ صاحبش در آن موجود است و تعریف امیرالمؤمنین (ع) از اسلام چنین تعریفی است؛ یعنی همۀ خصوصیات اسلام در آن بیان شده است. حقیقت اسلام چیزی جز تسلیم نیست. روح بندگیِ خدا تسلیم به اوست. و معرفت در واقع همان پذیرش و تسلیم نسبت به معرفی خداست. بنابراین تعبیر «تسلیم» بسیار تعبیر رسایی است. لازمه این تسلیم و نتیجه آن یقین است. و یقین، آن باور قطعی در انسان است که در نفس آدمی رسوخ کرده و انسان را به اعتراف و تصدیق کامل نسبت به پروردگارش می کشاند. و روح عمل هم عبارت است از اقرار و اذعان و رضا و تسلیم نسبت به خدای متعال که آثار خارجی (اداء) هم از آن ناشی می گردد. آن وقت تفاوت بین مؤمن و کافر در آن است که مؤمن تسلیم خداست و آنچه را خدا خواسته به عنوان دین بر می گزیند، ولی کافر به آنچه خداوند فرو فرستاده کاری ندارد و به رأی و تشخیص خود آنچه را بپسندد عمل می کند. در واقع کافر بنده و مطیعِ خدایش نیست و خودش و هوا و هوسش خدای اوست.

اصل تفاوت میان مؤمن و کافر در همین است. آنچه در عمل این دو ظاهر می شود، منعکس کننده قلب آنهاست یعنی مؤمن اگر نماز می خواند، این عمل خارجی نشان دهندۀ یقین قلبی اوست و تسلیم او را نسبت به خدای متعال ثابت می کند. پس اعمال فیزیکی نیست که بندگی و عبودیتِ او را ثابت می کند. بلکه این عمل فیزیکی تابلوی اعتقاد قلبی اوست. و همچنین کافر، نماز نخواندنش آینه قلب عنود و روح سرکش اوست. و این حالت انکار و جُحود است که کفر می آورد؛ همان طور که روح انقیاد و تسلیم است که شخص را مؤمن می کند. ما اگر معرفت را با ایمان یکی دانستیم، معرفتی که صنع بشر و فعل اختیاری اوست، همانا پذیرش و قبولِ معرفی خداست که او باید نسبت به آن تسلیم و سرسپردگی داشته باشد.

[1] آل عمران / 19

[2] آل عمران / 85

[3] اصول کافی، کتاب الایمان و الکفر باب أن الاسلام یحقن به الدم ...، ح 1 از امام صادق (ع)

[4] دعای ابوحمزه ثمالی

[5] تفسیر برهان ج 1 ص 274

[6] اصول کافی، کتاب الایمان و الکفر، باب نسبه الاسلام. ح 1


اسلام به عنوان دین، با ایمان یکی است


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته
 Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1