بنابراین حالت «شک» در معرفت که در واقع شک در تسلیم و پذیرفتن آن است، مرتبه خاصی از کفر می باشد و چنین شخصی قطعاً کافر است نباید تصور شود که «شک» یک حالت رواین غیر اختیاری است و انسان شاکّ در واقع مقصر نیست تا اینکه کافر شود، زیرا درست است که حالتِ شک و تردید می تواند غیر اختیاری باشد، اما وقتی سبب پیدایش آن اختیاری باشد، آن وقت خود شک هم اختیاری می شود و تحت تکلیف و متعلق امر و نهی الهی قرار می گیرد.
آنچه به اختیار انسان است اینکه اگر حقیقتی برایش روشن شد، نسبت به آن تسلیم گردد و در وجوب تسلیم و پذیرش آن تردید به خود راه ندهد. همین تردید نکردن در وجوب تسلیم، فعل اختیاریِ انسان عاقل است که اگر چنین کند، حالت آرامش و طمأنینه و سکینه که اثر ایمان است برایش حاصل می گردد ولی اگر در پذیرش آن با اطمینان خاطر عمل نکند و به اصطلاح دست دست بکند، حالت شک برایش به وجود می آید که یکی از مصادیق انکار و کفر است. به آن تردید کردن که فعل اختیاری انسان است، تعبیر «ریب» اطلاق می شود و اثرِ آن در نفس «شک» است. بنابراین کسی که می خواهد مبتلا به حالت شک نشود، باید از دودلی کردن در تسلیم کامل نسبت به آنچه حقیقتش را شناخته پرهیز کند. و این چیزی است که عقل بر وجوب آن حاکم است. امیرالمؤمنین (ع) می فرمایند:
لاتَرتابوُا فَتَشُکُّوا ولا تَشُکُوا فَتَکفُرُوا [1]
تردید (در پذیرفته حق) به خود راه ندهید تا به شک بیفتید. و شک نکنید تا کافر شوید. [2]
ظاهراً نهی از شک کردن در واقع به نهی از تردید و دودلی که در جمله اول فرموده اند بر می گردد و نهی مستقلی نیست. جهت کافر بودنِ چنین شخصی هم این است که این حالت خود نوعی جحد و انکار است که در بعضی روایات به آن اشاره شده است:
... فَدَخَلَ عَلَیهِ اَبوبَصیرٍ فقال: یا اَبا عبداللهِ، مَا تَقوُلُ فیمَن شَکَّ فیِ الله؟ فَقالَ: کافِرً یا اَبا محُمدٍ، قال: فَشَکَّ فی رَسوُلِ اللهِ (ص)؟ فقالَ: کافِرً، ثمَّ التَقَتَ اِلی زُرارَهَ فَقالَ: اِنَّما یَکُفُر اِذا جَحَدَ. [3]
.... ابوبصیر نزد امام صادق (ع) آمد و گفت: یا اباعبدالله، درباره کسی که شک درباره خدا داشته باشد چه می فرمایید؟ فرمود: کافر است. سئوال کرد: کسی که درباره رسول خدا (ص) شک داشته باشد؟ فرمود: کافر است. سپس حضرت رو به زراره کرد و فرمود: در صورتی کافر می شود که حالت جحد و انکار داشته باشد.
جملۀ آخر حدیث قرینه ای است بر اینکه شک در اینجا به همان معنایی است که توضیح داده شد، نه اینکه برای انسان حقیقت روشن نشده باشد. این را شک نمی گویند. این برای کسی است که هنوز راه هدایت برایش روشن نشده باشد. اگر هم گاهی اطلاقشک بر حالِ چنین کسی بشود، آنچه در این بحث از مصادیق کفر دانسته شده، چنین شکی نیست. این گونه شک اصلاً به اختیار انسان پیدا نمی شود تا اینکه فاعلش مذموم باشد. آنچه مذمت شده است اینکه انسان وقتی به چیزی یقین کرد، رفتارش با آن همچون رفتار با یک امر مشکوک باشد. و چنین چیزی ممکن است پیش بیاید. یعنی انسان با اینکه به امری یقین دارد، اما ممکن است رفتارش نسبت به آن مانند رفتار با یک مسئله یقینی نباشد؛ نظیر مرگ که انسان های عاقل با اینکه آن را کاملاً یقینی می دانند ولی رفتار با آن را همچون رفتار با یک امر مشکوک قرار داده اند. و از همین جهت امام صادق (ع) فرموده اند:
لَم یَخلُقِ اللهِ عزَّوَجلَّ یقِناً لاشکَّ فیهِ اشبَهَ بِشَکٍ لایقین فیهِ مِنَ الموتِ [4]
خدای عزوجل یقینی که شکی در آن نیست خلق نکرده که شبیه تر باشد به شکی که یقین در آن نیست از مرگ.
یعنی با اینکه وقوع مرگ و حتمیت آن بسیار روشن است و جزء یقینی ترین امور است، اما رفتار انسان ها با آن به نحوی است که گویی هیچ یقینی نسبت به آن ندارند و وقوعش را کاملاً مشکوک دانسته اند. و همین است سرّ این توصیۀ امیرالمؤمنین (ع) که می فرمایند:
لاتَجعلَوُا عِلمَکُم جَهلاً وَ یَقینُکُم شَکاً. اِذا عَلِمتُم فَاعمَلُوا. وَ اِذا تَیَقَنتُم فَأَقدِمُوا [5]
علم خود را جهل و یقین خود را شک قرار ندهید. وقتی دانستید، (مطابق آن) عمل کنید. و هنگامی که به یقین رسیدید اقدام نمایید.
شک قرار دادنِ یقین و جهل قرار دادن علم به این است که انسان با امر یقینی معاملۀ امر مشکوک و با علمِ خود معاملۀ جهل بکند. در این صورت است که انسان حالت طمأنینه و سکون خود را که ناشی از یقین و علم دست از دست می دهد و به شک مبتلا می گردد که عامل پیدایش آن سوء اختیار خودش بوده است.
شک قرار دادنِ یقین و جهل قرار دادن علم به این است که انسان با امر یقینی معامله امر مشکوک و با علم خود معامله جهل بکند. در این صورت است که انسان حالت طمأنینه و سکون خود را که ناشی از یقین و علم است از دست می دهد و به شک مبتلا می گردد که عامل پیدایش آن سوء اختیار خودش بوده است.
[1] اصول کافی، کتاب فضل العلم، باب استعمال العلم، ح 6
[2] ابتدای خطبه این است «ایها الناس، اذا علمتم فاعملوا بما علمتم لعلکم تهتدون»: ای مردم، وقتی فهمیدید، به آنچه فهمیدید، عمل کنید شاید هدایت شوید.
[3] اصول کافی، کتاب الایمان و الکفر، باب الشک، ح 3
[4] بحار ج 6 ص 127
[5] نهج البلاغه فیض الاسلام حکمت 266

شک از مصادیق کفر است
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1