امام (ع) را باید این گونه بشناسیم. برای او در هیچیک از اوصافش شبیه و نظیر قائل نشویم و از هر جهت او را یگانه و بی نظیر بشماری؛ تا آن حد که مطمئن باشیم همه فضایل انحصاراً در اختیار اوست. «مخصوص بالفضل کله» یعنی هیچ فضلی از طرف خدا به کسی نمی رسد مگر آنکه این نعمت در اصل از آن امام (ع) بوده و ایشان از هر جهت بر آن صاحبِ فضل برتری و اولویت دارد، به طوری که اصلاً هیچ کمالی نصیب خلایق نمی گردد مگر با حفظ اولویت امام (ع) نسبت به آن کمال در حق همه صاحبان کمال، بنابراین انسان ها در هر نعمت و فضیلتی باید خود را مدیون امام (ع) بدانند.
این واقعیت در حق امام (ع) همان است که در فرهنگ کتاب و سنت به کلمه «ولایت» تعبیر شده است و عظمت مقام پیامبر (ص) و اهل بیت ایشان (ع) از این اصطلاح به خوبی شناخته می شود. این تعبیر در قرآن کریم به این شکل آمده است:
«اِنَّما وَلیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الذینَ آمَنوا الذَّین یُقیمونَ الصلاهَ و یؤتوِنَ الزَّکاهَ وَ هُم راکِعونَ * وَ مَن یَتَّوَلّ اللهَ و رَسُولُُهُ و الذین آمَنوا فَانَِّ حزبَ اللهِ هُمّ الغالِبونَ» [1]
همانا ولی شما مؤمنین، تنها و تنها اینها هستند: خدا و رسول خدا و آن گروه از مؤمنین که نماز را به پا داشته و در حال رکوع صدقه می پردازند. و هر کس ولایتِ خدا و رسول او و آن گروه از مؤمنان را بپذیرد، هر آینه حزب خدا پیروزند. (یعنی اینها حزب خدا هستند.)
در آیه شریفه، در محل خود اثبات می شود که مراد از گروه مؤمنان که در حال رکوع خود، صدقه می دهند، امیر مؤمنان علی (ع) و ائمه (ع) از فرزندان ایشان هستند که طبق نص قرآن دارای مقام ولایت بر همۀ مؤمنان هستند، و نیز اثبات می شود که منظور از «ولایت» در آیه فوق همانا سرپرستی و صاحب اختیار بودن در امر مؤمنان می باشد که در قرآن تعبیر دیگری هم از آن برای پیامبر (ص) ذکر شده است؛ چنانکه می فرماید:
«النبیُّ اَولی بالمؤمِنینَ مِن اَنفُسِهِم» [2]
پیامبر نسبت به مؤمنان از خودشان سزاوارتر است.
کسی که بر انسان از خودِ انسان اختیارش بیشتر است، اگر چیزی را بخواهد، باید خواستِ او را بر خواستِ خود مقدم داشت. و چنین شأنی را خدای متعال به این ذوات مقدسه بخشیده است. یعنی ولایت ایشان ولایت الله است و خودشان اولیاء الله هستند؛ یعنی کسانی که ولایت بر مؤمنان را از طرف خدا دارا شده اند. بنابراین، مؤمنان، اگر واقعاً مؤمن هستند، باید همانطور که به ولایتِ خدا و رسول (ص) گردن می نهند، نسبت به ولایت ائمه (ع) هم خاضع و تسلیم باشند و از خود در مقابل ایشان حق هیچ اختیار و تصمیمی را قائل نباشند. این تعبیر «ولایت» در احادیث زیادی در حق ائمه (ع) به کار رفته است و ما با دقت در معنایِ آن به حقایق مهمی درباره معرفت امام (ع) نایل می شویم:
«ولی» به معنای سرپرست، به کسی اطلاق می شود که فرد یا افرادی تحت تکفل و اختیار او هستند و مسئولیت حفظ و نگهداری آنها به او سپرده شده است. مثلاً پدر بر فرزند کوچک خود «ولایت» دارد. یعنی در واقع آن بچه به او سپرده شده تا در حفظ و نگهداری او در حد توانِ خود بکوشد و نیازهای اولیه مادی و معنوی فرزند را برآورده سازد. کودک نابالغ مصالح و مفاسد خویش را تشخیص نمی دهد و در این زمینه تکیه گاهش پدر و مادرش می باشند. اگر خود را به آنها بسپارد و دست در دستِ آنها حرکت کند، از بلاها و آفات مصون می ماند؛ و گر نه خود توانایی حفظ خود را ندارد. همه امید فرزند هم پدر و مادرش هستند که در هر ناملایمی رو به سوی آنها می آرد و چاره خود را در پناه آوردن به ایشان می جوید.
رابطه ائمه (ع) هم با انسان های عادی، شبیه رابطه پدر با فرزندان کوچک و نابالغ خویش است که از درکِ نفع و ضرر خود عاجز هستند و باید در همه چیز به پدر پناه بیاورند. و خداوند مسئولیت حفظ و نگهداری مردم را به اولیای خود داده و در مقابل از آنها خواسته است که مردم را در مسیر عبودیت و معرفت خدای متعال سوق دهند. اگر انسان ها به این اولیای خدا پناه بیاورند و خود را تحت تربیت و تعلیم ایشان قرار دهند، یقیناً در طریق بندگیِ خدا قرار خواهند گرفت. و این اولیا کسانی نیستند که ندانند چه باید بکنند و یا قدرت انجام آن را نداشته باشند. هم «علم» و هم «قدرت» لازم برای تربیتِ صحیح انسان ها به ایشان داده شده و اختیارات زیادی هم به آنها واگذار شده؛ به طوری که خدای متعال نسبت به آنچه در اختیار ایشان گذاشته اطمینان کامل دارد که ذره ای کوتاهی و سستی نمی کنند و مسئولیت الهی خود را به نحو احسن انجام می دهند.
تعبیر «امین لله فی خلقه» که در حدیث قبل بیان شد، می تواند اشاره به همین معنا باشد که ائمه (ع) در آنچه خدا از امور خلق در اختیارشان نهاده است. امانتدار بوده، ذره ای خیانت در آن نمی کنند. مطلب از این هم بالاتر است. چرا که خدای متعال در قبال آنچه به ایشان بخشیده است، حسابرسی هم نمی کند، بلکه اختیار کامل به آنها داده تا آنچه که خود می پسندند عمل کنند. ولی البته خواستِ آنها همان خواستِ خداست و آنها چیزی جز آنچه خدا می پسندد، نمی پسندند و بنابراین حساب و مؤاخذه ای نسبت به ولایتی که بر مردم دارند، متوجه ایشان نیست. قرآن درباره حضرت سلیمان که دارای پادشاهی عظیمی بود، می فرماید:
«هذا عَطاوُنا فَامنُن اَواَمسِک بِغَیرِ حسابٍ» [3]
این، بخشش ماست. منتّ بگذار (ببخش) یا بازدار، بدون آنکه حسابی در کار باشد.
حضرت سلیمان (ع) به نصّ قرآن قدرت تسلط بر باد و هوا را در اختیار داشت، با حیوانات صحبت می کرد و به طور کلی دارای ملکی بود که بسیار گسترده و پر نفوذ بود. بر طبق احادیث، آنچه پیامبران الهی داشتند، پیامبر خاتم (ص) هم داشت به علاوه آنچه گذشتگان نداشتند. امام کاظم (ع) می فرماید:
ما آتَی اللهُ عَزَّوَجَلَّ نَبِیَناً مِن اَنبیِائِهِ شَِئَاً اِلا وَ قَد آتی مُحَّمَداً (ص) مِثلَهُ وَ زادَهُ ما لَم یُؤتِهِم. [4]
خداوند به هیچیک از پیامبران چیزی نداد مگر آنکه نظیر آن را به حضرت محمد (ص) داد. و به او چیزهایی بخشید که به آنها نداده بود.
شخصی خدمت امام صادق (ع) بود که فردی وارد شد و درباره آیه ای از قرآن سئوال کرد. حضرت به او جواب دادند. سپس فرد دیگری وارد شد و درباره همان آیه پرسید. حضرت جوابی غیر از جواب اول مرحمت فرمودند. راوی می گوید: حالِ من از مشاهده این مسئله دگرگون شد و طاقت تحمل آن را نداشتم، پیشِ خود گفتم: چطور این قدر خطا می کند! در همین اثنا فرد سومی داخل شد و درباره همان آیه سئوال کرد و امام (ع) جوابی مغایر با جواب اول و دوم دادند. فهمیدم که مسئله تقیّه در کار است. آنگاه حضرت رو به من کرده فرمودند:
اِنَّ اللهَ عَزَّوَجَلَّ فَوَّضَ اِلی سُلَیمانَ بِنِ داوُد فَقالَ: «هذا عَطاؤُنا فامنُن اَواَمسِک بِغَیر حِسابٍ». و فَوَّضَ اِلی نَبیِهِ (ع) فَقالَ: «ما آتاکُم الرَّسوُلُ فَخُذُوهُ وَ مانَها کُم عَنهُ فانتَهوُا» [5] فَما فَوَّضَ اِلی رَسُولِ اللهِ، فَقَد فَوَّضَهُ اِلَینا [6]
خدای عزوجل (امر را) به جناب سلیمان بن داود واگذار کرد و فرمود: «این است بخشش ما. می خواهی ببخش، یا نگهدار، حسابی بر تو نیست.» و همچنین به پیامبرش (ص) واگذار کرد و فرمود: «آنچه را رسول به شما داده است بگیرید و از آنچه شما را باز داشته است، بپرهیزید.» و آنچه به رسول خدا (ص) واگذار نموده، به ما واگذار کرده است.
[1] مائده / 55 و 56
[2] احزاب / 6
[3] ص / 39
[4] کافی ج 6 ص 281
[5] حشر / 7
[6] اصول کافی، کتاب الحجه، باب التفویض الی رسول الله (ص) ....، ح 2

امام (ع) کیست؟
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1