montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

طبق این فرمایش، حداقل معرفت ما نسبت به امام (ع) که واجب می باشد. دو بخش است: بخش اول اعتقاد به فضایل و اوصاف امام (ع) و وظایفی که در قبال ایشان داریم، و بخش دوم شناخت یک یک امامان به نام و نَسَب نها. در بخش اول حداقل معرفت شامل امور ذیل می شود:

1- اعتقاد به اینکه جز مقام نبوت، سایر خصوصیات پیامبر (ص) در امام (ع) هم یافت می شود. منظور از نبوت، به طور خلاصه تأسیس شریعت و مخاطب وحی تشریعی قرار گرفتن است. یعنی اینکه وحی دین و شریعت به طور کامل به پیامبر (ص) صورت گرفته و آنچه ائمه (ع) در بیان احکام و اعتقادات دینی ابلاغ می کنند، همه را از رسول خدا (ص) فرا گرفته اند و مستقیماً به خود ایشان وحی نمی شود. البته وحی غیر شریعت که شامل موضوعات می شود. به طور مستقیم برای ائمه (ع) بوده است، ولی لازمه وحی موضوعات [1]، مقام نبوت نیست؛ چون در آن تشریع نیست. بنابراین امکان دارد که امام (ع) وحی شریعت را که توسط جبرئیل به رسول خدا (ص) می شود بشنود و حتی جبرئیل را ببیند ولی مخاطب وحی، پیامبر (ص) است نه امام (ع)، یعنی جبرئیل حامل وحی شریعت برای رسول خدا (ص) است و امام (ع) شاهد و ناظر قضیه هستند. از امیرالمؤمنین (ع) نقل شده که پیامبر (ص) به ایشان فرمود :

اِنَّکَ تسمَعُ ما اَسمَعُ وَ تَری ما اَری اِلاّ اَنَّکَ لَستَ بِنَبِیٍِ وَ لکِنَّکَ لَوَزیرٌ. وَ اِنَّکَ لَعلی خیرٍ [2]

(ای علی) تو آنچه را من می شنوم، می شنوی و آنچه را من می بینم می بینی؛ با این تفاوت که تو پیغمبر نیستی، ولی وزیر هستی. و تو بر مسیر خیر و خوبی حرکت می نمایی.

پس غیر از شأن نبوت، بقیه کمالات پیامبر (ص) اعم از علم و عصمت و ولایت و ...، همگی را امام (ع) داراست. و بنابراین وارثِ همۀ صفات رسول خدا (ص) غیر از نبوت می باشد.

2- اطاعتِ از امام (ع) در حقیقت اطاعت از خدا و رسول او (ص) می باشد.

3- در هر چیزی بدون استثنا باید تسلیم نظر امام (ع) بود. تسلیم این است که اگر در موردی نظر ایشان برای ما مشخص شد، دیگر تردیدی در عمل به آن نداشته باشیم و پذیرفتنِ نظر امام (ع) برای ما سخت و سنگین نباشد بلکه براحتی سرتسلیم به ایشان بسپریم، چه مسئله برای ما و از لحاظ تشخیص ما روشن باشد و چه نباشد.

4- باید همه چیز را به ایشان ارجاع داد. یعنی در هر مسئله ای خصوصاً در امر دین اولین قدم مراجعه به امام (ع) است و تا به ایشان رجوع نکرده ایم. مطمئن نباشیم که آنچه فهمیده ایم صحیح است یا نه. بنابراین مثلاً در تفاصیل اعتقادات مانند توحید و معاد و ... یا در احکام و اخلاق، سرلوحه و مأخذ باید احادیث ائمه (ع) باشد نه آراء اشخاص و اتکا به فهم ناقص خود و دیگران.

5- پس از رجوع به امام (ع) باید نظر ایشان را برگرفت. نباید رجوع انسان به روایات برای تحمیل نظرات شخصی بر آنها و تفسیر احادیث مطابق فهم و سلیقه فردی باشد، بلکه در عمل باید آنچه را از احادیث ائمه (ع) فهمیده می شود بر هر چیز دیگری ترجیح داد.
با توجه به این جهات معلوم می شود که حد معرفت امام (ع) در انسان به میزان تحقق این پنج مورد بستگی دارد. هر مقدار اینها کاملتر و عمیقتر باشد. معرفت بالاتر است و هر قدر کمتر و ناقصتر باشد، به همان اندازه معرفت هم ناقص اغست لذا به صرف ادعا و شناخت ظاهری نمی توان ادعای معرفت امام (ع) را کرد.

بخش دوم حدیث اشاره به معرفیِ اشخاص ائمه (ع) است که شامل دوازده امام شیعه اثنا عشری است. و این نشان می دهد که امامت یک امر کلی نیست که تشخیص مصداقِ آنها به عهده افراد گذاشته شده باشد، بلکه امامان (ع) افراد خاصی هستند که باید به اسم و نسب مورد اعتقاد باشند. و لذا عقیده برخی از فرق شیعه مانند زیدیه که امامت فردی از اهل بیت پیامبر (ص) را در اعتقاد به امامت کافی می دانستند، مردود است.

[1] منظور از موضوعات، امور جزئی است که امام (ع) بهوحی الهی از آن آگاه می شود، مانند اینکه چه حوادثی در آینده اتفاق می افتد یا اینکه در قلب و درون افراد چه می گذرد. این گونه امور جزء شریعت نیست. شریعت عبارت است از کلیات که شامل اعتقادات، اخلاق و احکام کلی می شود.

[2] نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه 234 (قاصعه)


حداقل معرفت واجب نسبت به امام علیه السلام


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته
 Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1