montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

با توجه به مطالبی که تاکنون بیان گردید معلوم می شود که اصل و روح اعمالِ عبادی حب فی الله و بغض فی الله است که تجلی آن در معرفت و ولایت اهل بیت (ع) می باشد. بنابراین اگر کسی همه آن اعمال را ظاهراً انجام دهد ولی اهل معرفت و محبت نسبت به خاندان رسالت نباشد، هیچیک از آن اعمال دارای روح نبوده، یک نمایش ظاهری بیشتر نیست و بنابراین طبیعتاً ارزشی هم ندارد و در پیشگاه الهی مقبول نمی افتد. پس احادیثی هم که این مطلب را بیان می کنند، براحتی برای انسان قابل قبول است و پذیرفتن آن احتیاج به توجیه و تأویل ندارد و تحکمی نیست.

البته لازمه این اعتقاد، بی ارزش کردن اعمال نیست و نباید گفت حال که ولایت و معرفت اهل بیت (ع) روح همه اعمال است، ما به همین روح اکتفا می کنیم و به جسم و کالبد آنها کاری نداریم. این طرز فکر کاملاً نادرست است. زیرا عمل همانطور که روح می خواهد، ظاهر و جسدِ آن هم باید مطابقِ آنچه خداوند مقرر فرموده است انجام شود و ذره ای کوتاهی کردن در این زمینه قابل قبول نمی باشد.

در زمان حضور ائمه (ع) هم گاهی کسانی می خواستند از آن همه تأکید آن حضرات درباره ولایت و معرفت سوء استفاده کنند و به همین جهت مطالبی را به طور ناقص و تحریف شده به ایشان نسبت می دادند که ائمه (ع) هم به شدت با این مسئله برخورد می کردند و اجازه سوء برداشت از سخنان خود را به افراد سودجو نمی دادند. مثلاً یک بار به حضرت صادق (ع) خبر دادند که شخصی به نام «ابوالخطاب» از قول ایشان نقل کرده است که: «اِذا عَرَفتَ الحَقَّ فَاعمَل ماشِئَت». یعنی: «وقتی حقیقت را شناختی (پذیرفتی) هر کاری که می خواهی انجام بده.»

ایشان در پاسخ فرمودند:

لَعَنَ اللهُ اَبَا الخَطابِ! وَ اللهِ ماقُلتُ لَهُ هکَذا. وَ لکِنی قُلتُ لَهُ: اِذا عَرَفتَ الحَقَّ فَاعمَل ماشِئتَ مِن خَیرٍ بُقبَل مِنکَ[1]

خدا ابوطالب را لعنت کند! به خدا قسم من به او چیزی نگفتم، بلکه این گونه گفتم: وقتی حقیقت را شناختی (پذیرفتی) هر کار خوبی که می خواهی انجام بده که از تو پذیرفته می شود.

منظور از شناخت حق که در اینجا تعبیر شده، همان پذیرفتن امر امامت و ولایت اهل بیت (ع) است که ملاک و معیار ایمان می باشد. کسی که اهل معرفتِ اهل بیت (ع) است، در واقع شرط قبولی اعمال را احراز کرده و بنابراین هر کار خوبی که انجام دهد از او پذیرفته می شود. کار خوب آن عملی است که مطابق فرموده خدای متعال باشد و چنین عملی فقط از اهل ایمان پذیرفته است. پس به طور کلی پذیرفته شدنِ اعمال دو شرط دارد: یکی اینکه طبقِ آنچه خداوند مقررّ فرموده باشد. دوم آنکه انجام دهنده اهل ایمان و معرفت اهل بیت (ع) باشد.

این هر دو شرط برای پذیرفته شدنِ اعمال از انسان لازم است. اگر کاری فی حد نفسه خوب باشد، مانند نماز، اما انجام دهنده ولایت اهل بیت (ع) را نداشته باشد. انجام آن هیچ فایده ای ندارد و مانند آن است که شخص اصلاض نماز نخوانده است. همانطور که اگر کسی بدون وضو نماز گزارد، آن عمل در واقع نماز نیست. منکر اهل بیت (ع) هم اگر یک سری اعمال فیزیکی شبیه نماز را انجام دهد. در واقع عبادت نماز را به جا نیاورده است. چون همانطور که قبلاً بیان شد ولایت و معرفت اهل بیت (ع) روح هر عمل عبادی و حقیقت ایمان است که بدونِ آن هیچ عمل خوب و شایسته ای برای انسان مفید فایده نیست. لذا امام صادق (ع) در ادامه فرمایش خود درباره سخن ابوالخطاب چنین فرمودند:

اِنَّ اللهَ عَزَّوَجلَّ یَقولُ: «مَن عَمِلَ صالِحاً مِن ذَکِرَ اَو اُنثی وَ هُوَ مُؤمِنٌ فَاُولئِکَ یَدخُلُونَ الجَّنَهَ یُرزَقُونَ فیها بِغَیرِ حِسابٍ» [2] وَ یَقُولُ تَبارَکَ وَ تَعالی: «مَن عَمِلَ صالِحاً مِن ذَکَرٍ اَو اُنثی وَ هُوَ مُؤمِن فَلَسَنُحییِنَّهُ حَیاهً طَیِبَهً» [3]

خدای عزوجل می فرماید: «هر مرد و زنی که کار شایسته انجام دهد در حالی که با ایمان باشد، این گونه افراد وارد بهشت می شوند و بدون حساب در آنجا روزی داده می شوند.» و نیز می فرماید: «هر مرد و زنی که کار شایسته انجام دهد در حالی که ایمان دارد، او را به زندگی نیکو و پاک، زنده می داریم.»

اعمال شایسته، کارهایی است که با نظر به خودِ عمل، نیکو و خوب است. اما فاعل و انجام دهنده آن هم در اینکه آن عمل فایده داشته باشد و به دردِ شخص بخورد، کاملاً مؤثر است. اگر فاعِل آن، اهل ایمان باشد، عمل مفید است و گرنه هیچ فایده ای ندارد. [4]
اصولاً تفاوت بین اسلام به معنای ظاهری آن و ایمان در همین امر خلاصه می شود. امام صادق (ع) می فرماید:

اَلاِسلامُ هُوَ الظاهرٌِ الَّذی عَلَیهِ النّاسُ: شَهادَهَ اَن لا اِلهَ اِلاّ اللهُ وَحدَهُ لاشَریکَ لَهُ وَ اَنَّ مُحمَّداً عَبدُهُ وَ رسُولُهُ وَ اِقامَ الصلاهَ وَ ایناءُ الزَّکاهِ وَ حِجُّ البَِتِ وَ صیامُ شَهرِ رَمَضانَ فَهَذا الاِسلامُ وَ الایمانُ مَعرِفَهَ هذاَ الاَمرِ مَعَ هذا. فَاِن اَقَرَّبِها وَ لَم یَعرِف هذاَ الاَمر، کانَ مُلِماً وَ کانَ ضالاً [5]
اسلام همین صورت ظاهری است که مردم دارند: شهادت به اینکه شایستۀ پرستشی جز خدا نیست، و اینکه حضرت محمد بنده و فرستاده اوست، و گزاردنِ نماز و دادنِ زکات و به جا آوردن حج خانۀ خدا و روزه گرفتن ماهِ رمضان، این، اسلام است و ایمان عبارت است از شناخت این امر (امامت و ولایت) علاوه بر این ظاهر (اسلام) پس اگر انجام این اعمال را بپذیرد، ولی معرفت نسبت به امر امامت و ولایت نداشته باشد، مسلمان هست ولی در عین حال گمراه هم هست.

اسلام بدون ایمان، یک صورت ظاهر بیش نیست. و عمل در صورتی واقعاً عبادت خداست که برخاسته و منشأ گرفته از باور قلبی و تسلیم شخص نسبت به پروردگار متعال باشد. و آنچنانکه در احادیث تعبیر شده مؤمن کسیاست که عمل او نشان دهنده یقین و باور قلبی اش باشد. ارزش در حقیقت مربوط به همان یقین قلبی است. اما وقتی چنین باور و یقینی در کار نباشد، عمل یک صورت ظاهری بدون محتواست و هیچ ارزشی ندارد. با این ترتیب ممکن است شخص مسلمان باشد و آثار فقهی اسلام بر او مترتب گردد، اما در واقع گمراه باشد. زیرا هدایت، به تحقق ایمان، محقق می شود نه اسلامِ بدونِ ایمان. در حدیثی از امام باقر (ع) که مبنای اسلام را پنج چیز دانسته اند. نماز، زکات، حج، روزه، و ولایت در مقام مقایسه ولایت با چهار پایه قبلی چنین فرموده اند:

ذِروَهُ الاَمرِ وَ سَنامُهُ وَ مِفتاحُهُ وَ بابُ الاَشیاءِ وَ رِضَا الرَّحمنِ الطاَّعَهُ لِلاِمامِ بَعدَ مَعرِفَتِهِ اِنَّ اللهُ عزَّوَجَلَّ یَقولُ: «مَن یُطِع الرَّسُولَ فَقَد اَطاعَ اللهَ وَ مَن تَوَلَی فَما اَرسَلناکَ عَلَیهِم حَفیظاً» [6] اَما لَو اَنَّ رَجُلاً قامَ لَیلَهُ وَ صامَ نَهارَهُ وَ تَصَدَّیقَ بِجَمیعِ مالِهِ وَ حَجَّ جَمیعَ دَهرِهِ وَ لَم یَعرِف وِلایَهَ وَلِیِ اللهِ فَیُواِلیَهُ وَ یَکوُنَ جَمیعُ اَعمالِهِ بِدَلالَتِهِ اِلَیهِ، ما کانَ لَهُ عَلَی اللهُ جَلَّ وَ عَزَّ حَقَّ فی ثَوابِهِ وَلاکانَ مِن اَهلِ الایمانِ [7]

بالاترین نقطه و قلۀ دین و کلید آن درِ همه چیزها و مایه خشنودی خدای مهربان، عبارت است از اطاعت از امام پس از معرفت نسبت به ایشان. خدای عزوجل می فرمایند: «کسی که پیامبر را اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده است. و هر کس زیر بار اطاعت از ایشان نرود، پس (ای پیامبر) ما تو را برای حفظ و نگهبانی از او نفرستاده ایم.» توجه داشته باشید که اگر شخصی شبها را به عبادت و روزها را به روزه بگذارند و همه دارایی خود را صدقه بدهد و در تمام دوران عمرش به حج رود، اما اهل معرفت و ولایت ولیِ خدا نباشد تا او را دوست داشته باشد و همراهی کند و همه اعمالش بر طبق راهنمایی و نظرِ او باشد، چنین کسی بر خدا حق پیدا نمی کند تا او را پاداش دهد و اصلاً از ایمان آورندگان نیست.

آنچه خدا می خواهد این است که اعمال انسانها تحتِ هدایت و راهنمایی کسانی باشد که او خود ایشان را به عنوان ولی و سرپرست و صاحب اختیار مؤمنان قرار داده است. و انسان ها وقتی ولایتِ ایشان را پذیرفتند، باید همه کارهای خود را بدون استثنا تحتِ ولایت و سرپرستی آنها قرار دهند. هیچ کاری در این مسئله استثنا نشده است. چه اعمال جوارحی و چه افعال قلبی و چه افکار انسان، همه و همه باید زیر چتر ولایت و هدایت اهل بیت (ع) قرار گیرد. و تنها در این حالت است که می توان گفت شخص بنده خداست. اگر فقط در مسائلی که خودش می پسندد به ائمه (ع) رجوع کند و در آنچه نمی پسندد به میل و تشخیص خود عمل نماید. او فقط بنده خدا نیست بلکه در بندگی، خود را و رأی و تشخیص خود را شریک خدا قرار داده است و لذا مؤمن نیست و ثوابها و پاداش هایی که به مؤمنان وعده داده شده شامل حالِ او را نمی گردد.

[1] بحار ج 27 ص 173

[2] مؤمن / 43

[3] نحل / 99

[4] منظور این است که عمل خوب از غیر مؤمن فایده ای در جهت عاقبت به خیری و سعادت اخروی او ندارد، هر چند ممکن است در دنیا منشأ خیرات و برکاتی گردد یا حتی در آخرت سبب بعضی تخفیفها در عذاب شود، ولی باعث سعادت نمی باشد.

[5] اصول کافی، کتاب الایمان و الکفر، باب ان الاسلام یحقن به الدم...، ح 4

[6] نساء / 80

[7] اصول کافی، کتاب الایمان و الکفر، باب دعائم الاسلام، ح 5

هیچ عملی بدون معرفت و محبت اهل بیت (ع) برای انسان فایده ندارد


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته
 Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1