montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

در فصل اول بیان کردیم که اسلام به عنوان دین، همان ایمان قلبی و تسلیم شدن به پیشگاه خدای متعال است. و حال که فهمیدیم حقیقت ایمان و روح اسلام عبارت از پذیرفتن ولایت اهل بیت (ع) است، پس می توانیم مدعی شویم که دین در اصطلاح کتاب و سنت مساوی است با معرفت اهل بیت (ع) و تسلیم نسبت به ایشان و گردن نهادن به ولایتِ آن ذوات مقدسه.

از همین جهت است که می بینیم در ذیل آیه شریفه «اِنَّ الدّینَ عِندَاللهِ الاِسلامُ» [1]

امام باقر (ع) معنای دین و اسلام را چنین فرموده اند:

اَلتَّسلیمُ لِعَلیّ بنِ اَبی طالِبٍ (ع) بِالوِلایَهِ [2]

(منظور از اسلام عبارت است از) تسلیم شدن نسبت به حضرت علی بن ابی طالب (ع) به وسیله قبول ولایت ایشان.

در واقع تسلیم شدن نسبت به امیرالمؤمنین (ع) تسلیم نسبت به خدای متعال است و اطاعت از ائمه (ع) از اطاعتِ خدا و رسول جدا نیست، بلکه تنها راهِ تحققِ تسلیم و اطاعت نسبت به خداوند، همانا تسلیم نسبت به ولایت اهل بیت (ع) می باشد. بنابراین، دین خلاصه می شود در قبول ولایتِ اهل بیت و اصل و حقیقت دین همین است و سایر اجزایی که گاهی در تعریف دین ذکر می شوند نسبت به این اصل، جنبۀ فرعی دارند. کارهای نیک اعم از واجب و مستحب، همگی فروع دین محسوب می شوند و اگر آنچنانکه باید، انجام پذیرند، حالت تعسلیم انسان را نسبت به خدا و اهل بیت (ع) شدیدتر می سازند.

پس دینداری در واقع به آن روح تسلیم و بندگی خدا اطلاق می شود که اعمال خارجی اثر و نتیجه آن است. و ارزش اعمال نیز به همان روح و حقیقتی است که باید داشته باشند و اگر حقیقت دین در آنها وجود نداشته باشد، آن اعمال فیزیکی یک صورت های ظاهری بیشتر نیستند که ارزشی هم ندارند. در مقام مقایسه، شخص دینداری که همه اعمالش پسندیده و نیکو نمی باشد، از فرد بیدینی که کارهای ظاهراً زیبایی دارد، بهتر و ارزشمندتر است. زیرا اولی از حقیقت دین بهره مند است ولی دومی هر چند کارهای بظاهر خوبی دارد، اما این کارها فقط ظاهر امر است و حکایت از روح بندگی و تسلیم او در پیشگاه خداوند ندارد. هیچکس نمی تواند با اعمالِ ظاهراً پسندیده خود، خدا را بفریبد. آنچه اهمیت دارد معرفت و تسلیم قلبی است و همه آن اعمال باید برخاسته از همان معرفت باشد و اثرش هم باید در همان معرفت قلبی ظاهر گردد. اگر چنین معرفتی وجود نداشته باشد، هیچیک از آن اعمال ارزش ندارد و در پیشگاه خداوند مردود است.

از همین جهت است که امیرالمؤمنین (ع) ما را چنین هشدار داده اند:

اَیُّها النّاسُ! دینُکُم! دینُکُ! تَمَسَّکُوا بِهِ. وَلایُزیلَنَکُم وَلایُردَّنَکُم اَحَدٌ عَنهُ لاِنَّ السَّیِئَهَ فیهِ خَیرٌ مِنَ الحَسَنَهِ فی غَیرِهِ. لِاَّنَّ السَیِّئَهَ فیهِ تُغفَرُ وَ الحَسَنَهَ فی غَیرِهِ لاتُقبَلُ [3]

ای مردم! مراقب دین خود باشید! مراقب دین خود باشید! به آن تمسّک کنید. وکسی شما را از آن خارج نسازد و برنگرداند. زیرا کار بد در دین از کار خوب در غیر دین بهتر است. چون کار بد در دین بخشیده می شود اما کار خوب در غیر دین پذیرفته نمی شود.

«حَسَنه» به عملی گفته می شود که صرف نظر از انجام دهنده آن، خوب، و پسندیده است. و «سیئه» عملی است که بدون در نظر گرفتنِ قصد و نیت قلبی انجام دهنده آن، بد و ناپسند است. دیندار به کسی اطلاق می شود که در مسیر بندگی خدا قرار دارد و کارهای خوبش نشان دهنده روح تسلیم و پذیرفتن ربوبیت پروردگارش است. چنین کسی اگر سیئه ای مرتکب شود، در حقیقت از وظیفه خود غافل شده و خداوند از روی رحمت و فضل خویش وعده مغفرت و گذشت نسبت به آن سیئه داده است. چنین کسی خودش محبوبِ خداست هر چند که عملِ معصیتِ او مبغوضِ درگاهِ الهی است. اما آدمِ بیدین، چون تسلیم خدا و بابِ بندگی او نشده است، خودش مبغوضِ خداست، و اگر حسنه ای هم انجام دهد، چون از سر تسلیم و عبودیت نسبت به خدا نبوده، مقبول درگاه او نیست و ارزشی هم ندارد. بنابراین، معصیتی که انسان متدین انجام دهد، از جهت عاقبت امر نه از جهت نفس عمل از کارِ خوبی که انسان بیدین انجام می دهد، بهتر است. زیرا اولی را خداوند می بخشد ولی دومی هیچیک از کارهای خوبش، در حقیقت اطاعت از خدا نیست و لذا پذیرفته نمی شود.

خلاصه اینکه خداوند از انسان ها بندگی می خواهد و بندگی هم خلاصه می شود در پذیرفتن ولایت اهل بیت (ع)، اعمالِ عبادی هم وقتی که در این مسیر باشد، ارزش پیدا می کند، وگر نه هیچ کار خوبی برای انسان باقی نمی ماند. آنچه شخصیت خودِ انسان را تشکیل می دهد، معرفت و ولایتِ اوست نه اعمالِ عبادی، بنابراین اهل معرفت، خودشان به لحاظ شخصیت دینی خویش محبوب خدا هستند و نسبت به اعمال بد آنها هم وعده مغفرت داده شده است و متقابلاً منکرین ولایت، خودشان مبغوض خدا هستند و اعمال خوب آنها شخصیت بی بهره از نور ایمان و دیانت آنها را تغییر نمی دهد. و عاقبت انسان (سعادت یا شقاوت او) هم وابسته به همین امر است. اگر شخصیت آدمی از بُعد ایمان و تدینّ مورد قبول خداوند قرار گیرد، اهل نجات است و در غیر این صورت هلاک می گردد. اعمال خوب در مسیر بندگی خداوند باشد، مقبول اوست. و این وقتی است که شخص ولایت اهل بیت (ع) را پذیرفته باشد؛ وگر نه هیچیک از آن اعمال در مسیری که خداوند می خواهد نیست و به همین جهت مردود است. البته معصیت های اهل ولایت، باعث آلودگی روح ایشان می شود و آنها را از پاکی و صفای درون تا حدی خارج می سازد، ولی وعده قطعی خدای متعال این است که اگر شخص ایمان خود را حفظ کند، دستِ ولایت و سرپرستی خداوند نخواهد گذاشت که او در تاریکی گناهان باقی بماند و بالاخره او را از تاریکی خارج کرده، به روشنایی توبه و مغفرت الهی می رساند. و این ولایت خاص مؤمنان است؛ یعنی کسانی که ولایت پیامبر (ص) و عترت گرامی ایشان را پذیرفته اند و با این کار، خود را تحت عنایت و سرپرستی آن بزرگواران قرار داده اند. عبدالله بن ابی یعفور گوید:
خدمت امام صادق (ع) عرض کردم: من تماس زیادی با مردم دارم و بسیار تعجب می کنم از کسانی که اهل ولایت شما نیستند و خود را پیرو فلان و فلان می دانند، اما امانتدار، راستگو و اهل وفای به عهد می باشند؛ و در مقابل کسانی هستند که ولایت شما را پذیرفته اند، اما آن امانتداری و راستگویی و وفای به عهد را ندارند. چگونه چنین است؟

وقتی این سخن را حضرت صادق (ع) شنیدند، راست نشسته و مانند انسان خشمگینی رو به من کردند. سپس فرمودند:

لادینَ لِمَن دانَ اللهَ بِوِلایَهِ اِمامٍ جائرٍ لَیسَ مَنَ اللهِ. وَلاعَتَبَ عَلی مَن دانَ بِوِلایَهِ اِمامٍ عادِلٍ مِنَ اللهِ.

کسی که خدا را به پیروی از امام ستمگری که منصوب از طرف خدا نیست، دینداری کند، دین ندارد. و کسی که با قبول ولایت امام عادل منصوب از طرف خدا، دینداری کند، قابل سرزنش کردن نیست.

(ابن ابی یعفور می گوید:) عرض کردم: آنها دین ندارند و اینها هم قابل سرزنش کردن نیستند؟! فرمود: بله! آنها دین ندارند و اینها هم قابل سرزنش نیستند. سپس فرمود:

اَلا تَسمَعٌ لِقَولِ اللهِ عَزَّوَجَلَّ: «اللهُ وَلِیُّ الذَّینَ آمَنوا یُخرِجُهُم مِنَ الظَلُماتِ اِلی النّور»؟! یَعنی [مَن] ظُلُماتِ الذَّنوبِ اِلی نُور التَّوبَهِ وَ المَغفرَهِ؛ لِوِلایَتِهِم کُلَّ اِمامٍ عادِلٍ مِنَ اللهِ. وَ قالَ: «وَ الذَّینَ کَفَروا اَولیاؤُهُم الطاغُوتُ یُخرِجوُنَهُم مِنَ النَّورِ اِلیَ الظُلُماتِ» اِنَّما عَنی بِهذا اَنَّهُم کانُوا عَلی نُورِ الاِسلامِ، فَلَما اَن تَوَلَّوا کُلَّ اِمامٍ جائرٍ لَیسَ مِنَ اللهُ عَزَّوَجلَّ، خَرَجوُا بِوِلایَتِهِم [اِیّاه] مِن نُورِ الاِسلامِ اِلی ظُلُماتِ الکُفرِ فَاَوجَبَ اللهُ لَهُمُ النَّارَ مَعَ الکُفارِ. «فَاُولئِکَ اَصحابُ النّارِهُم فیها خالِدونَ» [4]

آیا فرموده خدای عزوجل را نمی شنوی: «خداوند ولی کسانی است که ایمان آورده اند؛ آنها را از تاریکی ها به سوی نور و روشنایی خارج می سازد»؟!

منظور (خارج کردن) از تاریکیهای گناهان به سوی روشنایی توبه و مغفرت است. و علتِ آن، قبول ولایتِ پیشوایانِ عادلِ منصوب از جانب خداست و نیز فرمود: «آنها که کافر شدند، سرپرست ایشان طاغوت است؛ آنها را از روشنایی خارج و به تاریکیها وارد می سازند» مقصود این است که آنها نور اسلام را دارا بودند، اما چون ولایت پیشوای ستمگری را که منصوب از جانب خدا نیست پذیرفتند، به خاطر همین قبول ولایت، از نور اسلام خارج شدند و به تاریکی های کفر وارد گردیدند. آنگاه خداوند هم برای ایشان، همراهی با کافران را در آتش واجب گردانید. (چنانکه می فرماید:) «آنها اهل آتش هستند که همیشه در آن باقی خواهند بود.» [5]

در این حدیث صریحاً به بیدینی منکرین ولایت هر چند که کارهای خوب هم داشته باشند، اشاره شده است. و در مقابل تصریح شده است که اهل ولایت ائمه (ع) به خاطر کارهای نادرست خود قابل سرزنش نیستند. یعنی شخصیت دینی آنان ارزش خود را از دست نمی دهد، و اگر کارهای و صفات نکوهیده ای داشته باشند، فقط آن اعمال و خصایل را باید تخطئه کرد و نادرست دانست و خود آنها تا وقتی اقرار به ولایت اهل بیت (ع) دارند، قابل سرزنش نمی باشند. اهل معرفت خودشان خوب هستند، هر چند که اعمالشان بد باشد. و منکرین خودشان بد هستند هر چند که کارهایشان خوب باشد. پس کارهای خوب آنها را تحسین می کنیم، ولی خودشان را تقبیح می نماییم، زیرا در مسیر بندگی خدا نیستند.

[1] آل عمران / 19

[2] تفسیر برهان ج 1 ص 274

[3] معانی الاخبار ص 185 و 186

[4] اصول کافی، کتاب الحجه، باب فیمن دان الله عزوجل بغیر امامٍ مِن الله جل جلاله، ح 3

[5] بقره / 257


دینداری چیزی جز معرفت اهل بیت (ع) و پذیرفتن ولایتِ ایشان نیست


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته
 Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1