وعده ای که به اهل ایمان داده شده این است که خدا آنها را با اعمال زشت خود رها نمی کند. «الله ولی الذین آمنوا» یعنی خدا ولی و سرپرست ایشان است. مربی آگاه و دلسوز وقتی ببیند آن کسی که تحت تربیت اوست به خطا رفته، ساکت نمی نشیند و دست او را می گیرد تا از خطا و اشتباه خارجش سازد. خدای متعال هم آن کسی را که ولایت و سرپرستی او را پذیرفته، به حال خود وا نمی گذارد، بلکه به هر شکل ممکن او را از اشتباه و گمراهی نجات می دهد. «یخرجهم من الظلمات إلی النور» خدا او را بالاخره پاک می کند و به نور مغرفت خود روشن می سازد. این پاک کردن در مورد گروهی از مؤمنان در همین دنیا صورت می پذیر؛ به طوری که وقتی از دنیا می روند از آلودگی گناهان خود پاک شده اند. و گاهی هم در عالم برزخ این کار را انجام می شود و این گروه وقتی در قیامت محشور می شوند، قبلاَ از آلودگیها پاک شده اند. و گروهی هم هستند که پاک شدنِ آنها به قیامت و آتش جهنم موکول می شود.
مردی همسر خود را خدمت حضرت زهرا (ع) فرستاد تا از ایشان بپرسد که آیا او از شیعیان اهل بیت (ع) هست یا نه. حضرت در پاسخ آن زن فرمودند:
قُولی لَهُ: اِن کُنتَ تَعمَلُ بِما اَمَرناکَ وَ تَنتَهی عَمّا زَجَرَناکَ عَنُه، فَاَنتَ مِن شیعَتِنا. وَ اِلاّ فَلا.
به او بگو: اگر به آنچه ما به تو فرمان داده ایم، عمل کنی و از آنچه ما تو را نهی کرده ایم پرهیز نمایی، تو از شیعیان ما هستی. و گرنه، نه.
وقتی آن زن، پاسخ حضرت زهرا (ع) را برای شوهرش گفت، او بر آشفت و گفت: وای بر من! کیست که اهل گناه و اشتباه نباشد؟! پس من برای ابد در آتش جهنم خواهم بود. زیرا کسی که از شیعیانِ ایشان نیست، هیچگاه از آتش خارج نمی شود. زن خدمتِ حضرت زهرا (ع) برگشت و سخنان شوهرش را برای ایشان بازگو کرد. حضرت فرمودند:
قُولی لَهُ: لَیسَ هکَذا. شیعَتُنا مِن خِیارِ اَهلِ الجَنَّهِ وَ کُلَّ مُحِبینا وَ مُوالی اَولیائِنا وَ مُعادی اَعدائینا وَ المُسلِمُ بِقَلبِهِ وَ لِسانِهِ لَنا، لَیسوُا مِن شیعَتِنا اِذا خالَفوُا اَوامِرَنا وَ نَواهینا فی سائرِ المُوبِقاتِ. وَ هُم مَعَ ذلِکَ فیِ الجَنَّهِ وَ لکِن بَعدَ ما یُطَهَرونَ مِن ذُنُوبِهِم بِالبَلایا وَ الرَّزایا اَو فی عَرَصاتِ القیِامَهِ بَاَنواع شَدائِدیها اَو فیِ الطَّبقِ الَاعلی مین جَهَنَّمَ بِعذَابها اِلی اَن نَستَنقِذَهُم بَحُبّنا مِنها وَ نَنقُلَهُم اِلی حَضرَتِنا [1]
به او بگو: چنین نیست (که هر کس از شیعیان ما نباید، در عذاب جهنم به طور همیشگی باقی بماند) شیعیان ما جزء برگزیدگان اهل بهشت هستند. و همه دوستداران ما و دوستانِ دوستانِ ما و دشمنانِ دشمنانِ ما و هر کس که از دل و با زبان خود تسلیم ماست، در صورتی که مخالفتِ با اوامر و نواهی ما در زمینه معاصی هلاک کننده، داشته باشند، جزء شیعیان ما نیستند. اما با این حال اهل بهشت خواهند بود، ولی البته پس از آنکه از گناهانِ خود پاک گردند به وسیله بلاها و مصیبتها (در دنیا) و یا در عرصه های مختلفِ قیامت به واسطه سختیهایی که آنجا متحمل می شوند و یا وارد بالاترین طبقه جهنم شده و عذاب می شوند تا آنکه ما ایشان را به خاطرِ محبتی که به ما داشته اند نجات داده و آنها را به حضور خود منتقل سازیم.
تفاوتی که در نوع پاک شدنِ افراد از آلودگیِ گناهانِ خود بیان شده، بستگی به میزان کم یا زیاد بودنِ گناهان شخص دارد. اگر گناهان کمتر باشد، در همین دنیا تطهیر و تصفیه صورت می پذیرد و به عذاب قیامت که بسیار بسیار سخت تر و شدیدتر از مصائب و بلاهای دنیوی است موکول نمی شود. ولی اگر فرد خیلی گناه کرده و آلوده شده باشد، پاک شدنش به قیامت و عذاب جهنم موکول می گردد.
این مطلب در صدرِ حدیث فوق از زبان امام حسن عسکری (ع) قبل از فرمایشات حضرت زهرا (ع) نقل شده است. البته در عالم برزخ هم که واسطه بین دنیا و قیامت است، تعدادی از دوستداران اهل بیت (ع) عذاب می گردند تا هنگام حشر در قیامت پاک باشند.
همچنین جمع بین این حالات هم امکان دارد؛ به طوری که گناهکاران از دوستان اهل بیت (ع) به خاطر بعضی گناهانشان در دنیا و به خاطر بعضی دیگر در آخرت عذاب شده و پاک گردند. قدر مشترک و یقینی بین همه این افراد که اهل ولایت ائمه (ع) هستند، این است که همگی بالاخره اهل بهشت خواهند بود و از آلودگیهایی که در اثر گناهان خود، پیدا کرده اند در نهایت پاک می شوند. و این همان است که ما عاقبت به خیری تعبیر می کنیم و چنین کسانی را سعادتمند و اهل نجات می دانیم، در مقابلِ کسانی که از جهنم و عذابِ آن نجات نمی یابند و اهل آتش هستند، یعنی منزل و مسکن همیشگی ایشان در قیامت آتش جهنم است. اینها اهل شقاوت بوده و همواره مبغوض پروردگار باقی می مانند.
آنچه امام صادق (ع) به ابن ابی یعفور فرمود، همین مطلب بود که احادیث زیادی از ائمه (ع) بر مضمونِ آن دلالت دارد. و این نیست مگر به برکتِ قبول و سرپرستی اهل بیت (ع)، کسی که زیر بارِ ولایت ایشان برود، در واقع خود را در پناه چتر نجات و رسیدگی آن بزرگواران قرار داده و زمامِ امرِ خود را به ایشان سپرده است. آنها هم آنقدر مهربان و دلسوز هستند که پناهندگان به خود را ناامید نمی سازند و بالاخره آنها را دستگیری می کنند؛ یا در دنیا و یا در آخرت. ولی غیرِ اهل ایمان چنین پناهی ندارند و در واقع سرپرستی و ولایتِ الهی را که در ولایت و سرپرستی پیامبر (ص) و اهل بیت گرامی ایشان تجلی کرده است، نپذیرفته اند.
اینها هر چند اسلام ظاهری داشته باشند، که همین اسلام ظاهری هم نور و هدایت خداست، ولی چون در مخالفت با کسانی که خدا ایشان را به عنوانِ ولی امرِ مسلمانان نصب کرده، به دنبال امامتِ ستمکارانی رفته اند که منصوب از طرف خدا نیستند و تسلیم آنچه خدا بر ایشان واجب فرموده، نشده اند، خدا هم ایشان را به حال خود رها کرده، از آنها دستگیری نمی کند. به همین جهت دستخوشِ فریبهای شیطان قرار می گیرند و از نور اسلام خارج شده، به تاریکی های کفر فرو می روند و بدین ترتیب مستحق عذاب همیشگی خدای متعال می شوند.
خلاصه اینکه، انسان های عادی هیچیک مصون و معصوم از خطا و لغزش گناهکاری را بهشتی نکند، جز معصومین (ع) هیچکس اهل بهشت نمی شد. ولی خدا چنین نخواسته در حالی که اگر هم چنین خواسته بود عقلاً هیچ اشکالی نداشت و فضل و رحمتِ خود را برای کسانی که از باب بندگی خدا وارد شده و ولایت اهل بیت را به گردن گرفته اند، دریغ نکرده است. و لذا همه اهل ولایت، به برکتِ محبت و ولایت چهارده معصوم (ع) بهشتی می گردند. وَ هذا فَضلُ اللهِ یُؤتیهِ مَن یَشاء امام صادق (ع) می فرمایند:
اِنَّ اللهُ لایَستَحیی اَن یُعَذِبَ اُمَهً دانَت بِاِمامِ لَیسَ مِنَ اللهِ وَ اِن کانَت فی اَعمالِها بَرَهً تَقِیهً. وَ اِنَّ اللهَ لَیَستَحیی اَن یُعَذِّبَ اُمَهً دانَت بِاِمامٍ مِنَ اللهِ وَ اِن کانَت فی اَعمالِها ظالِمَهً مُسیئَهً [2]
خداوند شرم نمی کند از عذاب کردن امتی که خدا را با امامی که از جانبِ خدا نیست، دینداری کنند، اگر چه آن امت در اعمالِ خود نیکوکار و پرهیزکار باشند. و خداوند شرم می کند از عذاب کردن امتی که خدا را با (قبول) امامی از جانبِ خدا دینداری کنند، هر چند که آنها در اعمالِ خود ستمکار و بدکردار باشند.
حیا و شرم از صفات مخلوقات است که نمی توان به خدای متعال منسوب دانست. این گونه صفات وقتی به خدا نسبت داده شوند، جهات خاصی در آنها منظور می شود و معنای محدودتری پیدا می کنند. مثلاً: انسان وقتی از چیزی شرم داشته باشد، هرگز مرتکب آن نمی گردد. خدای متعال هم بعضی از اموری را که خود مقررّ فرموده، نمی خواهد از آن عدول کرده و خلافِ آن را اراده نماید. از این عدم اراده عدول خداوند، در برخی از روایات مانند حدیث مذکور تعبیر به شرم و حیا شده است. بنابراین سنت قطعی پروردگار که هرگز از آن عدول نمی کند این است که اهل ولایت، یعنی آن کسانی را که دینِ خود را از امام منصوب از جانبِ خدا گرفته و راه و روشِ او را در بندگی خدا پیش گرفته اند، اینها از خدا هیچگاه عذابِ جاوید نمی کند و بالاخره آنها را می بخشد، ولی گروهِ مقابل اینها را هرگز نمی بخشد.
اینکه عذاب را در حدیث فوق به عذاب جاوید برگرداندیم، به خاطر رعایت مجموعۀ احادیثی است که در این موضوع وارد شده و ملاحظه کردیم که در بسیاری از آنها عذاب به طور مطلق نفی شده است و به تناسبِ میزانِ آلودگی شخص در اثر ارتکاب گناه، عذابِ قیامت یا برزخ برداشته می شود. بنابراین در احادیثی که عذاب به صورت مطلق به کار رفته است، اطلاقِ آن به وسیله احادیث دیگری که عذاب مقیدّ را بیان کرده اند، قید می خورد و قدر مسلم از عذابی که رفع می شود، همان عذاب جاوید است و نسبت به بقیه مراتب عذاب به تناسبِ وضعیت شخص، مسئله متفاوت می شود.
نتیجه بحث درباره «دین» و «دینداری» در اصطلاح کتاب و سنت، این می شود که دین چیزی جز معرفت اهل بیت (ع) و پذیرفتن ولایت ایشان نیست و انجام واجبات و پرهیز از محرمات الهی، مقوِّم دین نیستند. و بنابراین، دیندار به کسی گفته می شود که در ولایت اهل بیت (ع) ثابت قدم بوده و به آن معتقد باشد هر چند که اهل تقوا و پرهیزکاری نسبت به احرام و حلال خدا نباشد. و با توجه به مباحثی که قبلاً درباره محبت اهل بیت (ع) مطرح شد، می توانیم مدعی شویم که عصاره و اثر قبول ولایتِ ایشان، همانا محبت به آن ذوات مقدسه است و بنابراین می توان گفت: «دین» عبارت است از محبت به اهل بیت (ع) و چیزی غیر از آن نیست. امام باقر (ع) می فرمایند:
وَ اللهِ لَواَحَبَّنا حَجَرٌ، حَشَرَهُ اللهُ مَعَنا. وَ هَلِ الذَّینُ اِلاَّ الحُبَّ؟! [3]
قسم به خدا اگر سنگی ما را دوست داشته باشد، خدا او را با ما محشور می گرداند. آیا دین چیزی جز دوست داشتن است؟!
درجات بهشت و درکات جهنم نیز به تناسب میزان حبّ و بغض به اهل بیت (ع) شکل می گیرد. رسول خدا (ص) می فرمایند:
فیِ الجَنَّهِ ثَلاثُ دَرَجاتٍ. وَ فِی النّارِ ثَلاثُ دَرَکاتٍ فَاَعلی دَرَجاتِ الجَنَّهِ لِمَن اَحَبَّنا بِقَلبِهِ وَ نَصَرَنا بِلِسانِهِ وَ یَدِهِ. وَ فیِ الدَّرَجَهِ الثانِیَهِ مَن اَحَبَّنا بِقَلبِهِ وَ نَصَرَنا بِلِسانِهِ وَ فیِ الدَّرجَهِ الثّالِثَهِ مَن اَحبَّنا بِقَلبِهِ.
وَ فیِ اَسفَلِ الدَّرَکِ مِن النّارِ مَن اَبغَضَنا بِقَلبِهِ وَ اَعانَ عَلَینا بِلِسانِهِ. وَ فیِ الدَّرَکِ الثّالِثَهِ مِنَ النّارِ مَن اَبغَضَنا بِقَلبِهِ [4]
در بهشت سه طبقه رو به بالا و در جهنم سه طبقه رو به پاینی وجود دارد. بالاترین طبقه بهشت برای کسانی است که ما را قلباً دوست داشته و با زبان و دستِ خویش یاری کرده اند. در طبقه پایین تر از آن کسانی هستند که ما را قلباً دوست داشته و با زبان یاری رسانیده اند. و در طبقه سوم (پایین ترین طبقه) کسانی هستند که ما را قلباً دوست داشته اند.
در پایین ترین طبقه آتش کسانی هستند که در دل با ما دشمنی داشته و با زبان و دستِ خویش دشمنان ما را یاری کرده اند. و در طبقه بالاتر از آن کسانی هستند که در دل با ما دشمن بوده و با زبانِ خود دشمنانِ ما را حمایت کرده اند و در بالاترین طبقه آتش کسانی هستند که در دل با ما دشمنی داشته اند.
«دست» در این حدیث به عنوان مظهرِ قدرتِ آدمی است. کسی که قدرت و امکانات خود را برای یاری رساندنِ به اهل بیت (ع) به کار می برد. در بالاترین درجه دوستی با ایشان است. و بر عکس آن که قدرت و امکانات خود را در جهتِ دشمنی با ایشان به کار می برد، دشمن ترین دشمن آنها شناخته می شود و لذا در پایین ترین درکات جهنم جای می گیرد.
[1] بحار ج 68 ص 155
[2] اصول کافی، کتاب الحجه، باب فیمن دان الله عزوجل بغیر امامٍ من الله جل جلاله، ح 5
[3] بحار ج 27 ص 95 ح 57
[4] بحار ج 27 ص 93 ح 53

اهل ولایت بالاخره نجات می یابند
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1