montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

با توجه به مطالب فوق، قسمتِ آخر حدیث جابر از امام باقر (ع) نیز معنای روشنی پیدا می کند:

مَن کانَ للهِ مُطیعاً، فَهُوَ لَنا وَلیُِّ وَ مَن کانَ للهِ عاصیِاً، فَهُوَلَنا عَدُّوَّ ما تٌنالُ وِلایَتُنا اِلاّ بِالعَمَلِ وَ الوَرَعِ.

هر کس مطیعِ خدا باشد، دوستدار ماست. و هر کس نافرمانی خدا را بکند، دشمن ماست. ولایت ما جز با عمل و ورع به دست نمی آید.

اینجا همان اصل کلی که مطلوب ائمه طاهرین (ع) است مورد تأکید قرار گرفته یعنی اینکه اهل ولایت باید اهل عمل به دستوراتِ دین باشند و همین مطلب را به عنوان نشانه و علامتِ دوستدارانِ خود معرفی کرده اند. منظور از «مطیع» در اینجا کسی که هیچگاه معصیت نکند، نیست، بلکه مراد کسی است که در اکثرِ حالاتِ خود با توجه به محبت و ولایت پیشوایانش، اهل عمل به فرامین آنهاست و سعی می کند که از صفِ پیروانِ ایشان جدا نشود و کاری نکند که رنگی دشمنانِ ایشان به او بخورد. چنین فردی بنایش بر اطاعت از دستورات شرع است و اگر هم بلغزد، فوری پشیمان شده، خود را سرزنش می کند و به جبرانِ اشتباهش می پردازد.

و اما منظور از «عاصی» اگر کسی باشد که از روی عناد و دشمنی با خدا، به نافرمانی او دست بزند، چنین شخصی قطعاً دشمن خداست، و دشمن خدا، دشمن اهل بیت (ع) هم هست. ولی چنین معنایی برای «عاصی» در این حدیث که مخاطب آن مدّعیان تشیّع و دوستداران اهل بیت (ع) هستند، بعید به نظر می رسد، و ظاهراً مراد از آن همان گناهکاری است که از روی طغیان و قصدِ مخالفت با خدا گناه نمی کند ولی البته لغزیده است و با گناهی که مرتکب شده خود را در صفِ دشمنانِ خدا و اهل بیت (ع) قرار داده. پس چنین شخصی از جهتِ عملش دشمنِ اهل بیت (ع) است، چون کاری کرده که از آن مخالفین و دشمنانِ اهل بیت (ع) است.

به عنوان مثال اگر اجتماعی از طرفداران و مخالفان اهل بیت (ع) تشکیل شود که هر یک از اینها با رنگِ لباسهایشان شناخته می شوند، این شخص گناهکار، با معصیت خود، لباسِ مخالفان را به تن کرده و اگر در همان لحظه عکسی از هر دو گروه گرفته شود، او هم جزء مخالفان محسوب می گردد. و خطر بسیار بزرگ این است که خداوند در همان حال او را از دنیا ببرد که در این صورت معلوم می شود که از جمله اشقیا بوده و نتوانسته است خود را در جرگۀ سعدا قرار دهد. پس باید از خدا کمک خواست و از راهنماییهای ائمه (ع) بهره برد. چنانکه در جمله آخر از فرمایش امام باقر (ع) به همین مطلب اشاره شده که انسان باید اهل عمل و وَرَع باشد و از گناهان بترسد و از آنها فرار کند و ایمانِ خود را به وسیله ورع حفظ نماید.

ورع یعنی روحیه پاسداری و مراقبت از دین، به وسیله ترک محرمات و پرهیز از مشتبهات. دین در اصل چیزی جز ولایت و محبت اهل بیت (ع) نیست، و ورع وسیله حفظ آن می باشد. عمل هم وقتی مقبول است که با اعتقاد به ولایت انجام شده باشد. چون روح عمل عبارت است از حبّ فی الله و بُغضِ فی الله که تجلی آن دوستی و ولایت اهل بیت (ع) است. بنابراین بالاخره این ولایت است که باید از انسان دستگیری کند و اعمال، حافظ و نگهبانِ آن هستند. این مسئله در احادیث ما تحت عنوان اینکه «ورع حافظ و صیانت کننده دین است» مطرح شده و ما برای توضیح این مطلب، ابتدا آنچه در باره ارتباط اعمال با ولایت و محبت اهل بیت (ع) بیان شد، یادآوری می کنیم:

هر چه محبت به اهل بیت (ع) در انسان فزونی یابد، انجام طاعات برای انسان سادهتر می شود و انسان در عمل به آنها توفیق بیشتری می یابد. و از طرف دیگر هر کار خوبی که انجام دهد، درجه بالاتری از محبت اهل بیت (ع) نصیبش می شود. پس کارهای خوب و محبت و ولایت اهل بیت (ع) در یکدیگر تأثیر و تأثر متقابل دارند و هر کدام باعث رشد دیگری می شود.

متقابلاً هر چه محبت به اهل بیت (ع) کمتر و ضعیفتر باشد، انسان راحت تر و سریعتر در ورطۀ گناهان سقوط می کند و از طرف دیگر هر کار زشتی که انسان انجام دهد، حداقل یک درجه او را از محبت اهل بیت (ع) دورتر کرده و به بُغض و دشمنی با ایشان نزدیک می سازد. پس کارهای بد هم با ضعیف تر شدن محبت اهل بیت (ع) و دشمنی با ایشان رابطه مستقیم دارد. گاهی یک گناه که انسان آن را سبک شمرده است باعث ناخشنودی خداوند از او می گردد. و در صورت اصرار بر گناه و بی توجهی و بی مبالاتی، چه بسا کارِ انسان به دشمنی و بغض نسبت به اهل بیت (ع) هم بکشد. امیرالمؤمنین (ع) می فرمایند:

اِنَّ اللهَ تَبارَکَ وَ تَعالی.... اَخفی رِضاهُ فی طاعَتِهِ فَلا تَستَصغِرَنَّ شَیئاً مِن طاعَتِهِ فَرُبَّما وافَقَ رضاهُ وَ اَنتَ لاتَعلَمُ وَ اَخفی سَخَطَهُ فِ مَعصِیَتِهِ فَلا نَستَصغِرَنَّ شَیئاً مِن مَعصِیَتِهِ فَرُبَّما وافَقَ سَخَطَهُ وَ اَنتَ لاتَعلَمُ... [1]

خدای تبارک و تعالی .... خشنودی خود را در طاعتِ خود پنهان کرده است. پس هیچیک از طاعاتِ او را کوچک مشمار، چه بسا همان باعث خشنودی او گردد در حالی که تو نمی دانی. همچنین ناخشنودیِ خود را در نافرمانی اش پنهان نموده است. پس هیچیک از معاصی را کوچک نشمار، چه بسا همان سببِ نارضایتی او گردد در حالی که تو نمی دانی...

بنابراین باید باید نسبت به همه گناهان حساسیت داشت و هیچیک از آنها را سبک نشمرد. دشمنی با اهل بیت (ع) هم می تواند معلولِ بی توجهی و بی مبالاتی نسبت به گناهان باشد. امیرالمؤمنین (ع) می فرمایند:

ما مِن عبدٍ اِلا وَ عَلَیهِ اَربَعونَ جُنَّهً حَتی یَعمَلَ اَربَعینَ کَبیرَهٌ. فَاِذاَ عَمِلَ اَربَعینَ کَبیرهً، اِنکَشَفَت عَنهُ الجُنَنُ فَیوُحیِ اللهُ اِلَیهِم اَنِ استُرُوا عَبدی بِاَجنِحَتِکُم. فَتَسُتُرُهُ المَلائِکَهُ بِاجنِحَتِها. فَما یَدَعُ شَیئاً مِنَ القَبیحِ اِلاّ قارَفَهُ حَتّی یَمتَدِحَ اِلیَ النّاسِ بِفِعلِهِ القَبیحِ. فَیَقُولُ المَلائِکَهُ: یا رَبِّ هذا عَبدُکَ ما یَدَعُ شَیئاً اِلاّ رَکبِهُ وَ اِنّا لَنَستَحیی مِمّا یَصنَعُ. فَیُوحیِ اللهُ عزَّوَجَلّ اِلَیهِم اَنِ ارفَعُوا اَجنِحَتَکُم عَنُه فَاِذا فَعَلَ ذلِکَ. اَخَذَ فی بُغضِنا اَهلَ البَیتِ. فَعِندَ ذلِکَ یَنهَتِکُ سِترُهُ فیِ السَّماءِ وَ سِترُهُ فِی الاَرضِ. فَیَقولُ المَلائِکَهُ: یا رَبَّ هذا عَبدَکَ قَد بَقیَ مَهتُوکَ السِّتر. فَیُوحیِ اللهُ عزَّوَجَلَّ اِلَیهِم: لَو کانَت للهِ فیهِ حاجَهٌ ما اَمَرَکُم اَن تَرفَعُوا اَجنِحَتَکُم عَنهُ [2]

بر هر بنده ای چهل پرده کشیده شده تا وقتی که چهل گناه کبیره مرتکب شود. چون چهل گناه کبیره مرتکب شد، پرده ها از او کنار می رود. آنگاه خدا به آنها (فرشته ها) وحی می کند که بنده مرا با بالهای خود بپوشانید. فرشتگان او را با بالهای خود می پوشانند. سپس آن بنده هر کار زشتی را مرتکب می شود؛ تا آنجا که به عمل زشت خود نزد مردم افتخار می کند. آنگاه فرشتگان می گویند: پروردگارا، این بنده تو است که مرتکب هر چیزی (گناهی) می شود. و ما از کارهای او خجالت می کشیم. پس خدای عزوجل به ایشان وحی می کند که بالهای خود را از او بردارید. و چون چنین شود، شروع به دشمنی با ما اهل بیت می کند و اینجاست که پرده او در آسمان و در زمین دیده می شود. فرشتگاه عرضه می دارند: پروردگارا، این بنده تو است که پرده دریده باقی مانده است. خدای عزوجل به ایشان وحی می کند: اگر خدا به او نیازی (توجهی) داشت، به شما دستور نمی داد که بالهای خود را از او بردارید.

پس ارتکاب گناه و اصرار بر انجام آن، می تواند کار انسان را به بغض اهل بیت (ع) بکشاند. و این در اثر سلب توفیق و مبتلا شدن به خذلان الهی است. و اگر چنین شود، اصل دین از بین می رود. زیرا محبت و ولایت، حقیقت ایمان و روح دین است. از اینجا می توان اهمیت ورع را که اینقدر در روایات سفارش شده است، دریافت و معلوم می شود که چرا از ورع به عنوانِ حافظ و صیانت کننده دین تعبیر کرده اند. امام صادق (ع) می فرمایند:

اِتَّقُوا اللهَ وَ صُونوُا دینَکُم بِالوَرَعِ [3]

تقوای خدا را داشته باشید. و دین خود را به وسیله ورع محافظت نمایید.

ورع به همان حالتِ محافظت و مراقبت از دین گفته می شود. رعایت حرام و حلال الهی، وسیله محافظت و صیانت از دین که همانولایت اهل بیت (ع) است می باشد. و کسی که اهل ورع باشد، می تواند امیدوار به با ایمان از دنیا رفتن باشد. اینها همه در شرایطی است که سعادت و شقاوتِ انسان در هنگام مرگ مشخص می شود و هیچکس به طور عادی نمی داند که با چه حالی از دنیا می رود. بنابراین اهل ایمان نوعاً باید خود را در معرض خطر از دست رفتن ایمانشان بدانند. پیامبر (ص) هم برای کسی که با محبت اهل بیت (ع) از دنیا برود، بهشت را تضمین کرده اند:

اَلا وَ مَن ماتَ عَلی حُبِّ آلِ مُحَّمَدٍ (ص) فَاَناَ کَفیلُهُ بِالجَنَّهِ. قالهُ ثَلاثاً.

آگاه باشید! هر کس با محبت آل محمد (ص) از دنیا برود، من بهشت را برای او ضمانت می کنم. این مطلب را سه بار فرمودند. [4]

همه احادیثی که اهل محبت و ولایت اهل بیت (ع) را سعادتمند و اهل نجات دانسته اند، مربوط می شود به کسانی که با این حال از دنیا رفته اند. و در بعضی از آنها هم تصریح به این شرط شده است. در ذیل آیه شریفه «قُل لااَساَلُکُم عَلَیهِ اَجراً اِلاَّ المَوَدَهَ فِی القُربی» [5] اهل سنت از رسول خدا (ص) چنین نقل کرده اند:

مَن ماتَ عَلی حُبِّ آلِ مُحَّمَدٍ (ص) ماتَ شهیداً. اَلا وَ مَن ماتَ عَلی حُبِّ آلِ مُحَّمَدٍ (ص) ماتَ مَغفوُراً لَهُ اَلا وَ مَن ماتَ عَلی حُبِ آلِ مُحَّمَدٍ (ص) ماتَ ثانیاً. اَلا وَ مَن ماتَ عَلی حُبِّ آلِ مُحَّمَدٍ (ص) ماتَ مُؤمِناً مُستَکمِلَ الایمانِ. اَلا وَ مَن ماتَ عَلی حُبِّ آلِ مُحَّمَدٍ (ص) بَشَّرهُ مَلَکُ المَوتِ بِالجَّنَهِ ثُّمَ مُنکَر وَ نَکیرٌ اَلا وَ مَن ماتَ عَلی حُبِّ آلِ مُحمَّدٍ (ص) یُزَفَّ اِلی الجَّنَهِ کَما تُزَفُ العَروُسُ اِلی بَیتِ زَوجِها. اَلا وَ مَن ماتَ عَلی حُبَّ آلِ مُحَّمَدٍ (ص) ماتَ عَلَی السُنَّهِ وَ الجَماعَهِ. اَلا وَ مَن عَلی بُغضِ آلِ مُحَّمَدٍ (ص) جاءَ یَومَ القِیامَهِ مَکتوباً بَینَ عَینَیهِ: آیِسٌ مِن رَحمَهِ اللهِ. اَلا وَ مَن ماتَ عَلی بُغضِ آلِ مُحمَّدٍ (ص) لَم یَشُمَّ رائِحَهَ الجَنَّهِ [6]

هر کس با محبت آل محمد (ص) از دنیا برود، شهید مرده است. آگاه باشید! هر کس با محبت آل محمد (ص) از دنیا برود، آمرزیده از دنیا رفته است. آگاه باشید! هر کس با محبت آل محمد (ص) از دنیا برود، توبه کرده مرده است. آگاه باشید! هر کس با محبت آل محمد (ص) از دنیا برود، با ایمانِ کامل مرده است آگاه باشید! هر کس با محبت آل محمد (ص) از دنيا برود فرشتۀ مرگ و سپس نکیر و منکر (دو فرشتۀ مأمور سئوال در قبر) او را به بهشت بشارت می دهند. آگاه باشید! هر کس با محبت آل محمد (ص) از دنیا برود، همانگونه که عروس به خانه شوهرش برده می شود، به سوی بهشت برده می شود. آگاه باشید! هر کس با محبت آل محمد (ص) از دنیا برود، خدا زیارت کنندگانِ قبر او را فرشتگانِ رحمت قرار می دهد. آگاه باشید! هر کس با محبت آل محمد (ص) از دنيا برود، بر سنت (پیامبر) و جماعت (اهل حق) مرده است. آگاه باشید! هر کس با دشمنی آل محمد (ص) از دنیا برود، روز قیامت در حالی محشور می شود که میان دو چشم او این عبارت ثبت شده است: ناامید از رحمت خدا، آگاه باشید! هر کس با دشمنیِ آل محمد (ص) از دنیا برود، بوی بهشت را استشمام نمی کند.

همه وعده ها به دوستداران اهل بیت (ع) و متقابلاً وعیدهایی که به دشمنانِ ایشان متوجه است، مربوط به حالِ مرگِ آنهاست. و چون کسی از آن حال خود مطلع نیست، لذا دوستدارِ اهل بیت (ع) در دنیا نمی تواند به محبت و ولایت فعلی خود مغرور شود و با اعتماد بر آن نسبت به عمل و رعایتِ دستوراتِ شرع لاابالی و بی تفاوت باشد.

مباحث این فصل را با پیامی از امام باقر (ع) برای همه دوستداران خود، به پایان می بریم. وقتی «خَیثَمَه» برای خداحافظی خدمت امام (ع) می رسد، ایشان چنین می فرمایند:

یا خَیثَمَهُ، اَبلِغ مَن تَری مِن مَوالیناَ السَّلامَ. وَ اَوصِهِم بِتَقوی اللهِ العَظیم، وَ اَن یَعُودَ غَنیُِهُم عَلی فَقیرِهِم وَقَوِیَّهُم علی ضَعیفِهِم، وَ اَن یَشهَدَ حَیُّهُم جِنازَهَ مِیِتِهم، وَ اَن یَتَلافَوا فی بُیُوتِهِم. فَاِنَّ لَُقِیا بَعضِهِم بَعضاً حَیاهٌ لِاَمرِنا وَ رَحِمَ اللهَ عَبداً اَحیا اَمرَنا.

یا خَیثَمَهُ اَبلِغ مَوالیناَ اَنّا لانُغنی عَنهُم مِنَ اللهِ شَیئاً اِلا بِعَمَلٍ وَ اَنَّهُم لَن یَنالُوا وِلایَتَنا اِلا بِالوَرَعِ، وَ اَنِّ اَشَدَّ النّاسِ حسرَهٌ یَومَ القیِامَهِ مَن وَصفَ عَدلاً ثُّّمَ خالَفَهُ اِلی غَیرِهِ [7]

ای خیثمه، هر کس از دوستانِ ما را دیدی سلام برسان و آنها را به تقوای خدای بزرگ سفارش کن، و به اینکه ثروتمند آنها به فقیرشان و توانمندشان به ضعیف آنها رسیدگی نماید و زنده آنها برای (تشییع) جنازه مرده شان حاضر شود، و اینکه در خانه های یکدیگر به ملاقاتِ هم بروند. زیرا دیدارِ آنها با یکدیگر باعثِ زنده شدنِ امرِ ماست. خداوند رحمت کند بنده ای را که امر ما را زنده بدارد.
ای خیثمه، به دوستانِ ما پیغام بده که ما آنها را از طرف خدا جز به وسیله عمل بی نیاز نمی کنیم و آنها هم جز به وسیله ورع به ولایت ما نمی رسند. و بیشترین حسرت را در روز قیامت کسانی می خورند که عدالتی را ستوده اند، اما برخلافِ آن گرایش پیدا کرده اند.

پیام امام (ع) در این حدیث این است که: اولاً: دوستان اهل بیت (ع) باید به فکر یکدیگر باشند و از هم خبر داشته باشند و به دردِ هم رسیدگی کنند. و ثانیاً: بدانند که برای پاسداری و محافظت از ولایت اهل بیت (ع) باید وَرَع را رعایت کنند.

و اینکه فرموده اند: ما دوستانِ خود را از طرفِ خدا جز به وسیله عمل بی نیاز نمی کنیم، منظور از عمل بیش از هر چیز عمل قلب است که همان معرفتِ صحیح نسبت به اهل بیت (ع) و تسلیم شدن به ولایتِ ایشان است که ارزشِ هر عمل خارجی هم به این عمل قلب بر می گردد. و در مرتبه بعد دستوراتِ شرع است که باید جدی گرفته شوند.

پس در مجموع مشخص شد که آنچه اصل دین را تشکیل می دهد و باعث نجاتِ انسان در آخرت می گردد، معرفت و ولایت اهل بیت (ع) می باشد، به شرطی که انسان با این اعتقاد از دنیا برود. و به خاطر حفظ و صیانت ایمان تا لحظه مرگ، رعایت حدود الهی و شریعت اسلام به طور کامل و در حد ورع، ضروری و اجتناب ناپذیر است. بحث دقیقتر درباره «ورع» را به انتهای کتاب موکول می کنیم.
[1] کمال الدین، باب 26، ح 4

[2] اصول کافی، کتاب الایمان و الکفر، باب الکبائر، ح 9

[3] اصول کافی، کتاب الایمان و الکفر، باب الورع، ح 2

[4] بحار ج 39 ص 277

[5] شوری / 23

[6] بحار ج 27 ص 111 و 112، به نقل از صاحب کشاف و ثعلبی

[7] اصول کافی، کتاب الایمان و الکفر، باب زیاره الاخوان، ح 2


ورع حافظ و صیانت کنندۀ دین است


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته
 Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1