montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

«امتحان» یکی از حکمت هایی است که بنابر دلایل نقلی، در امر غیبت امام زمان (ع) وجود داشته است؛ امتحانی که بسیاری از امت اسلام، موفقیتی در آن پیدا نمی کنند. امام کاظم (ع) می فرمایند:

اِنَّهُ لابُدَّ لِصاحبِ هذَا الاَمرِ مِن غَیبهٍ حَتیّ یَرجَعَ عَن هذاَ الاَّمرِ مَن کانَ یَقوُلُ بِهِ. اِنَّما هِیَ مِحنَهٌ مِنَ اللهِ عَّزَوَجَلَّ امتَحَنَ بِها خَلقَهُ [1]

صاحب این امر (ولایت و امامت) غیبتی دارد که (در آن) معتقدان به امامت (هم) از اعتقاد خود بر می گردند. این مسئله (غیبت) چیزی نیست جز امتحانی از جانبِ خدا که خلق خود را به وسیله آن می آزماید.

امتحان غیبت باید خیلی دشوار باشد که اهل امامت و ولایت هم در آن، مصون از لغزش نیستند. اصلاً این امتحان مخصوص معتقدین به امامت است، و دیگران قبل از این رتبه، در امتحان های قبل شکست خورده و از رده خارج شده اند. اکنون در زمان غیبت آخرین پیشوا، خداوند می خواهد ثابت قدمها را از افراد سست ایمان و سطحی نگر جدا نماید. امام صادق (ع) می فرمایند:

اَما وَ اللهِ لَیَغیبَنَّ اِمامُکُم سِنیناً مِن دَهرِکُم وَ لَتُمَحَّصُنُّ حَتی یُقالَ: ماتَ قُتِلَ هَلَکَ. بِاَیَّ وادٍ سَلَکَ؟ وَ لَتَدمَعَنَّ عَلَیهِ عُیُونُ المؤمنینَ وَ لَتکفُونَّ کَما تُکفَأُ السُّفُنُ فی اَمواجِ البَحرِ [2]

توجه داشته باشید! قسم به خدا امام شما سالهایی از روزگارتان را در غیبت خواهد بود. و شما مورد آزمایش سخت قرار خواهید گرفت؛ تا آنجا که گفته می شود: امام زمان از دنیا رفت. کشته شد. به هلاکت رسید. به کدام دره وارد شد؟! و همانا دیدگانِ مؤمنان بر آن امام اشک می ریزد. و شما همچون کشتیهایی که گرفتار امواج دریا شده و سرنگون می شوند، سرنگون خواهید شد.

خیلی انسان باید در اعتقاداتِ خود استوار باشد تا در اثرِ این سختیها و ناملایمات، نلغزد و در عقاید خویش سست نشود. و خیلی باید از پیشوایان خود سپاسگزار باشیم که قبل از آنکه زمان غیبت کار را به جایی می رساند که اکثرِ کسانی که معتقد به امامتِ امام غایب هستند، از عقیده خود بر می گردند و دیگر چندان اسمی از حضرت نمی برند و یادی هم از آن بزرگوار نمی کنند. صفر بن ابی دلف می گوید:

سَمِعَتُ اَبا جَعفَرِ مُحَّمَدَ بنَ عَلِی الرّضا (ع) یَقولُ: اِنَّ الاِمامَ بَعدی، اِبّنی عَلِیٌّ. اَمرُهُ اَمری. وَ قَولُهُ قَولی. وَ طاعَتُهُ طاعَتی. وَ الاِمامِ بَعدَهُ ابنُهُ الحَسَنُ. اَمرُهُ اَمرُ اَبیهِ وَ قَولُهُ قَولُ اَبیهِ. وَ طاعَتُهُ طاعَهُ اَبیهِ.

ثُّمَ سَکَتَ. فَقُلتُ لَهُ: یَابنَ رَسُولِ اللهِ، فَمَنِ الاِمامُ بَعدَ الحَسَنِ؟ فَبَکِ (ع) بُکاءً شَدیداً ثُمِ قال: اِنَّ مَن بَعدَ الحَسَنِ ابنُهُ القائِمُ بِالحَقُ المُنتَظَرُ.

فَقُلتُ لَهُ: یاَبنَ رَسُولِ اللهِ، لِمَ سُمعِیَ القائِمَ؟ قالَ (ع): لاِنَّهُ یَقُومُ بَعدَ مَوتِ ذِکرِهِ وَ ارتِدادِ اَکثَرِ القائِلینَ بِاِمامَتِهِ [3]

از ابوجعفر محمد بن علی (امام جواد) «ع» شنیدم که می فرمایند: امام بعد از من پسرم علی است. امرِ او امر من، و سخنِ او سخنِ من، و اطاعت از او اطاعت از من است. و امامِ پس از او پسرش حسن است. امرِ او امر پدرش، و سخن او سخن پدرش، و اطاعت از او اطاعت از پدرش می باشد.

سپس حضرت سکوت فرمود عرض کردم: ای پسر رسول خدا، پس امام بعد از حسن کیست؟ حضرت (ع) گریه شدیدی کردند، سپس فرمودند: بعد از حسن پسرش، قائم به حق و همان شخصی است که مورد انتظار می باشد. عرضه داشتم: ای پسر رسول خدا، چرا ایشان «قائم» نامیده شده اند؟ فرمود: چون او وقتی قیام می کند که یادش مرده است و اکثر معتقدین به امامت وی، از عقیده خود بازگشته اند.

آری؛ آنقدر بیوفایی و قدرناشناسی نسبت به امامِ زنده در زمان غیبت زیاد می شود که نام و یاد ایشان در جامعه می میرد و اکثر شیعیانش آن اعتقادی که باید به امامت ایشان داشته باشند از دست می دهند. سختی مطلب آنگاه بیشتر درک می شود که انسان بداند به نحوی اعتقاداتش را از دست می دهد که خودش هم متوجه نمی شود. و این حالت احتیاج به مدت زمان زیادی هم ندارد. بلکه یک صحب تا غروب برای بیدین شدن کفایت می کند! امام باقر (ع) می فرمایند:

لَتُمَحَّصُنَّ یا شیعَهَ آلِ مُحَّمَدٍ (ص) تَمحیصَ الکُحلِ فِی العَینِ، وَ اِنَّ صاحِبَ العَینِ یَدری مَتی یَقَعُ الکُحلُ فی عَینِهِ وَلایَعلَمُ مَتی یَخرُجُ مِنها. وَ کَذلِکَ یُصبِحُ الرَّجُلُ عَلی شَریعَهٍ مِن اَمرِنا وَ یُمسی وَ قَد خَرَجَ مِنها؛ وَ یُمسی عَلی شَریعَهٍ مِن اَمرِنا وَ یُصبِحُ وَ قَد خَرَجَ مِنها [4]

ای شیعیان آل محمد (ص) یقیناً برای پاک شدن مورد آزمایش سخت قرار می گیرید، همچون پاک شدنِ سُرمه در چشم (از این جهت که) انسان می فهمد چه موقع سرمه وارد چشمش گردید، ولی خارج شدنش را از چشم متوجه نمی شود. و به همین شکل انسان بامداد اعتقاد به امامتِ ما (اهل بیت) دارد، ولی شامگاه بی اعتقاد می شود؛ و نیز شامگاه اعتقاد به امامت دارد، ولی بامداد عقیده خود را از دست می دهد (بدون آنکه خود بفهمد چطور اعتقادش دگرگون گردید.)

خطاب حضرت در این حدیث به همه شیعیان است و شامل پیروان ائمه (ع) در زمان حضور ایشان هم می شود. اگر برای کسانی که درکِ حضور امام (ع) را می کردند چنین خطری وجود داشته باشد، پس وای به حال شیعیانِ زمان غیبت حضرت که به غضب الهی مبتلا شده و حیران و سرگردان مانده اند!

و همین شدت بلایا و سختیهای زمان غیبت بود که امام صادق (ع) را به حال مؤمنان آن زمان، گریان و پریشان ساخته بود. سَدیر صیرفی می گوید: «همراه با مفضل بن عُمر و ابوبصیر و َبان بن تَغلِب، خدمت مولایمان حضرت صادق (ع) مشرف شدیم. دیدیم ایشان روی خاک نشسته اند، در حالی که یک عبای خیبری بر دوش دارند، و چون زن فرزند مرده سوخته جگر اشک می ریزند، به طوری که غم و اندوه بر گونه هایشان مشخص است و رخساره حضرت دگرگون شده و اشکها اطراف چشمان مبارکشان را مرطوب ساخته است.» در این حال آن حضرت کلماتی را خطاب به حضرت مهدی (ع) بر زبان داشته اند که سدیر عین آن عبارات را نقل می کند و بعد می گوید: به ایشان عرضه داشتیم: ای پسر بهترین مردم، خدا دیده ات را گریان نکند. از چه پیشامدی اشکِ شما روان و دیده شما گریان شده است؟ و چه چیز شما را این گونه به ماتم نشانده است؟ حضرت آهی کشیده فرمودند:

نَظَرتُ فی کِتابِ الجَفرِ صَبیحَهَ هذَا الیَوم. وش هُوَ الکِتابُ المُشتَمِلُ عَلی عِلمِ المَنایا وَ البَلایا وَ الرَّزایا وَ عِلم ما کانَ وَ مایَکُونُ اِلی یَومٍ القیِامَهِ الذی خَصَّ اللهُ بِهِ مُحَّمَداً (ص) وَ الاِئِمَهَ مِن بَعدِهِ (ع). وَ تَاَمَلتُ مِنهُ مَولِدَ قائِمِنا وَ غَیبَتَهُ وَ اِبطاهُ وَ طُولَ عُمرِهِ وَ بَلوَی المؤمِنینَ فی ذلِکَ الزَّمانِ وَ تَوَلُّدَ الشَّکوُکِ فی قُلُوبِهِم مِن طُولِ غَیبَتِهِ وَ ارتِدادَ اَکثَرِهِم عَندینِهم وَ خَلعَهُم رِبَقَهَ الاِسلامِ مِن اَعناقِهِم؛ اَلَّتی قالَ اللهَ تَقَدّسَ ذِکرُهُ: «وَ کُلَّ اِنسانٍ الزَمناهُ طائِرَهُ فی عُنُقِهِ» [5]

یَعنِی الوِلایَهَ – فَاَخَذَتَنِی الرَّقَهُ وَ استَولَت عَلَیَّ الاَحزانُ [6]

صبح امروز در کتاب جَفر نظر کردم؛ همان کتابی که در آن علم مرگ و میرها و بلاها و گرفتاریها و گذشته و آینده تا روز قیامت مندرج است و آن (کتاب یا علم) را خداوند مخصوص به پیامبر (ص) و ائمه بعد از ایشان (ع) قرار داده است. و در آن کتاب تأمل نمودم درباره تولد قائم ما اهل بیت و غیبت و دیر کردِ او و طولانی شدنِ عمرش و گرفتاری مؤمنان در آن زمان و پدید آمدن تردیدهایی که به خاطر طولانی شدنِ زمان غیبت در دلهای آنها حاصل می شود و برگشتنِ بیشتر آنها از دینِ خود و باز کردنِ طوق اسلام از گردن های خود؛ همان طوقی که خدای متعال درباره اش فرموده است: «هر انسانی را طائری هست که برگردنش آویخته ایم» و منظور ولایت اهل بیت می باشد. (بعد از این تأملات) دلم سوخت و اندوه فراوان بر من چیره شد.

این دلسوزی و ناراحتی در حق کسانی است که امام زمانِ خود را گم کرده اند و به شک و تردید در اعتقادات خویش مبتلا گشته اند و همین باعث ارتداد و بیدینی آنها شده است. و همین مطلب امام صادق (ع) را قرنها قبل از فرا رسیدن این زمان گریان کرده است.

[1] اصول کافی، کتاب الحجه، باب فی الغیبه، ح 2

[2] همان مدرک، ح 3

[3] کمال الدینف باب 36، ح 3

[4] غیبت نعمانی، باب 12، ح 12

[5] اسراء / 13

[6] کمال الدین، باب 33، ح 51


غیبت امام (ع) امتحان سختِ دینداری برای شیعه


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته
 Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1