این سئوال که در زمان غیبت امام (ع) چه باید کرد و راه نجات را در چه چیزی باید جستجو کرد، در زمان امامانِ گذشته مطرح شده و اصحاب از آنها سئوال کرده و ایشان هم پاسخ داده اند؛ سئوال و جوابی که به دردِ امروزِ ما می خورد، و باید از پیشوایانِ خود سپاسگزاری کنیم که در این مورد ما را راهنمایی فرموده اند.
اگر این زمان را درک کردی، این دعا را بخوان: خدایا، معرفتِ خود را به من ارزانی دار؛ که اگر خود را به من معرفی نکنی، من پیامبر تو را نمی شناسم. خدایا، معرفتِ رسولِ خود را به من ببخش؛ که اگر رسول خود را به من معرفی نکنی، من حجت تو را نمی شناسم. خدایا، معرفتِ حجت خود را به من عطا فرما؛ که اگر حجتِ خود را به من عطا فرما؛ که اگر حجت خود را به من معرفی نکنی، از دین خود گمراه می شوم.
در این سفارش امام صادق (ع) و دستوراتِ مشابه آن، دو نکته جلب توجه می کند:
اول اینکه: حضرت دستور دعا می دهند و اینکه باید در خانۀ خدا رفت و از او طلب دستگیری و نجات کرد. و این، مطلب بسیار مهمی است. زیرا اگر کسی ذره ای به خودش یا به دیگرانی که مثل او هستند، متکِی باشد و بخواهد روی اعمال خودش حسابی باز کند و اطمینانی – هر چند کم – به آنچه مطالعه کرده یا خدمت هایی که انجام داده و امثال اینها داشته باشد، همین اعتماد و اتکال بر غیر خدا، باعث لغزش و سقوط او در وادی هلاکت و بیدینی می شود. اگر خدا لحظه ای انسان را به خودش واگذار کند و توفیقات خود را از او سلب نماید، در آن صورت هیچیک از اعمال انسان، دستِ او را نمی گیرد و اَحدی توانایی هدایت او را نخواهد داشت:
«مَن یُضِلِ اللهُ فَلاهادِیَ لَهُ» [2]
کسی را که خدا گمراه کند، هیچکس نمی تواند هدایت نماید.
«اضلال» خدا به معنای سلب توفیق و رها کردنِ شخص به حال خویش است؛ و گر نه خداوند منزه است از اینکه کسی را به جبر جهنمی سازد. بنابراین باید فقط به فضل و عنایت خداوند تکیه کرد و به آن بابی که او برای هدایت و دستگیری گشوده رجوع کرد. در قرآن فرموده است:
«وَ أَتُوا البُیُوتَ مِن اَبوابِها» [3]
به خانه ها از درهای آنها وارد شوید.
و باب هدایت خدا جز اهل بیت عصمت و طهارت نیستند. لذا امید انسان باید فقط به درخواست از خداوند و توسل به چهارده معصوم (ع) باشد و جز از این طریق طلب هدایت نکند.
خدا پیامرش را امر کرده تا همین مطلب را به صورت کلیّ به مردم تعلیم دهد:
«قُل ما یَعبَأُ بِکُم رَبّی لَولا دُعاؤُکُم» [4]
(ای پیامبر) بگو: اگر دعای شما نباشد، پروردگارم هیچ اعتنایی به شما نمی کند.
نفس اعتقاد به این مسئله، در پیشگاه خدای متعال اهمیت دارد که انسان بداند که نباید جز بر دعا و درخواست از پروردگار تکیه نماید. لذا می بینیم در دعاهای وارد شده از ناحیه معصومین (ع) روی همین مطلب تأکید و سفارش شده است. به عنوان مثال در دعای افتتاح که منسوب به امام عصر (ع) می باشد، این عبارت شریفه مأخوذ از قرآن کریم آمده است:
حمد و ستابش شایسته خداست که ما را به این امر (ولایت و امامت) هدایت فرمود. و اگر هدایتِ او نبود، ما هدایت نمی شدیم.
جهت دیگر در امر دعا، توجه خاص به دعاهای مأثور است. و با اینکه انسان مُجاز است به هر زبانی و با هر بیانی به شرطی که صحیح باشد. خدا را بخواند و از او حاجت خود را بخواهد، اما از آنجا که خدای متعال، انبیا و ائمه (ع) را برای تعلیم نحوه بندگی و چگونگی ارتباط مردم با پروردگارِ خود، معین فرموده، بهتر است انسان نحوه دعا کردن را هم از ایشان سئوال کند و آن طور که آنها فرموده اند، خدا را بخواند. اثری که دعاهای مأثور دارد در دعاهایی که انسان ها خود آن را می سازند، وجود ندارد. و وقتی هم دعایی از ناحیه معصومین (ع) به دستِ انسان رسید، باید همانگونه که خود فرموده اند، بخواند و مُجاز نیست که مطابق میل خود در آن دستکاری کرده و کم و زیادش نماید. این موضوع در ضمن یکی از سفارش های امام صادق (ع) برای خصوص زمان غیبت حضرت ولی عصر (ع) به صراحت آمده است. در آغاز حدیث حضرت فرموده اند:
در آینده مبتلا به شبهه (مشتبه شدن حق و باطل) می شوید و بدونِ وجود نشانه و پرچمی که دیده شود و بدونِ حضور امامی که هدایت کند، باقی خواهید ماند. از این وضعیت جز کسی که دعای غریق را بخواند، نجات نمی یابد.
عبدالله بن سِنان که راوی حدیث است سئوال می کند: دعای غریق چگونه است؟ حضرت می فرمایند: می گویی:
یا اَللهُ یاَ رَحمنُ یا رَحیمُ یاَ مُقَلِبَ القُلُوبِ، ثَبِتَ قَلبی عَلی دینِکَ
ای خدا، ای رحمان، ای رحیم، ای کسی که دلها را زیرورو می کنی، قلبِ مرا بر دینِ خودت ثابت بدار.
آنگاه عبدالله بن سنان فرمایش حضرت را به این عبارت می خواند: «یَا مُقَّلِبَ القُلُوبِ وَ الاَبصارِ، ثَبِت قَلبی عَلی دینَکَ» اما امام صادق (ع) برای متذکر شدن او به اصالت لفظِ صادر شده از معصوم، می فرمایند:
خدای عزوجل زیرورو کنندۀ دلها و دیده ها هست (و عبارتی که تو خواندی فی نفسه صحیح است) ولی تو همانگونه که من می گویم، بگو: مقلب القلوب، ثبت قلبی عی دینک.
در این سفارش هم که خاص زمان غیبت امام (ع) است. بر دعا و درخواست از خداوند تأکید شده است. و نکته جالب نامی است که حضرت روی این دعا گذاشته اند و آن را دعای «غریق» نامیده اند. غریق یعنی غرق شده و منظور کسی است که به امواج بلا و فتنه های زمان غیبتِ گرفتار آمده و نمی تواند خود را از آنها نجات دهد. چنین کسی احتیاج به دستگیری دارد و باید دیگری او را نجات دهد. و به همین جهت دعای غریق به او تعلیم داده شده تا بداند از چه کسی بخواهد و چه چیزی بخواهد.
همین توجه کردن به اینکه مؤمنان در زمان غیبت در حال غرق شدن در دریای فساد و تباهی هستند، می تواند برای انسان بسیار مفید باشد. اگر انسان درد را بشناسد، به دنبال دارویِ آن می رود. و کسی که احساسِ دردی نکند، دنبال معالجه آن هم نمی رود.
متأسفانه در زمان غیبت امام (ع) بسیاری از اهل ایمان، اصلاً شرایط حساس و خطرناک خود را درک نمی کنند و با خیال راحت و بدون دغدغه در کشتیی نشسته اند که از هر طرف مورد هجوم امواج خطرناک قرار گرفته، هر لحظه احتمال شکستن و خُرد شدنِ آن وجود دارد. تنها کسانی که می دانند بیرون چه خبر است و نسبت به طوفانی بودن دریا و سست بودنِ بدنۀ کشتی آگاه هستند، نگرانی دارند، ولی دیگران کاملاً آسوده خاطر در کشتی آرمیده اند و به انجام کارهای عادی خود مشغول هستند.
در زمانِ غیبت بسیار کم هستند. افرادی که خطراتِ زمانه را درک می کنند و اوضاع بحرانی آن را تشخیص می دهند. وظیفه این افراد توجه دادنِ بقیه و هشدار دادن به آنهاست، تا آنها هم به فکر افتاده و لااقل نصف آن مقدار که نگرانِ دنیای خود هستند، به فکر دین خود هم باشند و نسبت به حفظ آن بی تفاوت و لااُبالی نباشند.
وقتی انسان حساسیت زمان غیبت و سختی دینداری در آن را فهمید، آنوقت از جان و دل دعا می کند و به درگاه پروردگار دستِ نیاز بلند می کند و به ذیل عنایات ائمه (ع) متوسل می شود تا او را از این وضعیت بحرانی نجات دهند و سالم به ساحل نجات و سعادت برسانند.
پس به طور خلاصه ما باید باور داشته باشیم که اگر قلباً به خدا و پیامبر (ص) و امام (ع) معتقد بوده و ثبات و پایداری نسبت به آن داشته ایم، جز به لطفِ پروردگار و فضل الهی نبوده است و هرگز خود را در حصول این نعمت، سهیم ندانیم. و اگر درست بیندیشیم، هر چقدر بر الطافِ الهی نسبت به ما افزوده شود، عدم استحقاقِ خود را نسبت به آن بیشتر و عمیقتر وجدان می کنیم و دعای و تضرع خود را به پیشگاه الهی خالصانه تر و باسوزتر می کنیم. آری؛ انسان هر چه در مسیر هدایت جلوتر رود و پیشرفت نماید، به دستگیری بیشتری احتیاج دارد و باید به موازاتِ ترقی در مسیر هدایت، توسل خود را به ابواب هدایت الهی بیشتر کند و از اعماق دل بخواند:
خدایا، مرا به مرگ جاهلی، نمیران. و دل مرا پس از آنکه هدایتم کرده ای، منحرف مگردان.
قلبِ انسان که محل نزول هدایت الهی است، به دستِ خدا زیرورو می شود و اختیارش با انسان نیست. و دستِ خدا همانا وجود مقدس پیامبر (ص) و اهل بیت گرامی ایشان هستند. لذا باید به آنها متوسل بود و از خدا طلب هدایت کرد.
دومین نکته ای که در سفارش امام صادق (ع) «اللهم عرفنی نفسک ... شللت عن دینی» جلب توجه می کند، محتوای این دعای شریف است که شامل معرفت خدا، معرفت رسول خدا (ص) و معرفت امام (ع) می شود. این امور اصل دین است و بقیه مسائل، فروع دین محسوب می شوند. در بخش اول کتاب به تفصیل بیان گردید که اگر کسی معرفت امام (ع) را داشته باشد و به ولایت ایشان پایبند گردد، در واقع آن دو معرفتِ قبلی را هم به دست آورده است. زیرا با اعتصام به حبل ولایت امام (ع)، اولین نعمتی که نصیب انسان می شود، توحید صحیح و اعتراف به معرفتِ خدا و التزام و تسلیم نسبت به بندِگی اوست. و لذا در انتهای دعا عرضه می داریم که اگر حجت خدا (امام «ع») را نشناسم، نتیجه اش گمراهی از دین است. و این نه صرفاً به خاطر آن است که عدم شناخت امام سبب آشنا نشدن با احکام دین است و گمراهی به خاطر ندانستن احکام شرعی است. این، امر مسلمی است که احکام فروع دین را فقط باید از اهل بیت (ع) آموخت، اما مهمتر از فروع، اصول دین و پایه های اعتقادی است که در این بخش هم، معرفت امام (ع) محور همه اعتقادات و عصاره همه آنهاست و همانطور که قبلاً بیان شد، بدونِ وجودِ آن، توحید و معرفت خدا هم به حال انسان مفید نخواهد بود، و با وجودِ آن، عملاً همه عقاید حقه در اختیار انسان می باشد.
بنابراین اگر گفته شود که «دین» همان معرفت امام (ع) است، سخنی مبالغه آمیز و از روی مسامحه نخواهد بود. پس آنچه در این دعا و دعای غریق مورد درخواست انسان است، بیش از هر چیز معرفتِ صحیح نسبت به خودِ امام عصر (عج) و ثبات و پایداری در آن می باشد که اگر این حاصل شود، بقیه چیزها هم حاصل می شود، و اگر این حاصل نشود، هیچ چیز دیگر هم به دردِ انسان نمی خورد.
[1] اصول کافی، کتاب الحجه، باب فی الغیبه، ح 5
[2] اعراف / 186
[3] بقره / 189
[4] فرقان / 77
[5] بحار ج 52 ص 149
[6] قسمتی است از دعای وارد بعد از نماز عصر روز جمعه ، منقول از نایب اول امام زمان (ع) در جمال الاسبوع سید بن طاووس و کمال الدین، باب 45، ح 43