اولین ویژگی معرفتی که می تواند انسان را در زمان غیبت امام (ع) از انحراف و بیدینی نجات بخشد، صحت و درستی آن است. و اگر چنین نباشد، امیدی به اینکه دارنده آن در ولایت و امامت ائمه (ع) ثابت قدم بماند، وجود ندارد. امام زین العابدین (ع) می فرمایند:
اِنَّ لِلقائِم مِنّا غَیبَتَینِ اِحداهُما مِنَ الاُخری .... وَ اَمَّا الاُخری فَیَطوُلُ اَمَدُها حَتَّی یَرجِعَ عَن هذاَ الاَمرِ اَکثَرُ مَن یَقُولُ بِِهِ. فَلایَثُبُتُ عَلَیهِ اِلا مَن قَوِیَ یَقینُهُ وَ صَحَّت مَعرِفَتُهُ وَ لَم یَجِد فی نَفسِهِ حَرَجاً مِمّا قَضَینا وَ سَلَّمَ لَنا اَهلَ البَیتِ[1]
همانا قیام کننده از ما (اهل بیت) دو غیبت دارد که یکی از آنها طولانیتر از دیگری است ... و اما غیبت دیگر، پس مدتِ آن به درازا می کشد تا آن حد که بیشتر کسانی که اعتقاد به امامتِ او (حضرت مهدی علیه السلام) دارند، از این اعتقاد بر می گردند. پس ثابت قدم نمی ماند مگر کسی که یقینش محکم و معرفتش صحیح باشد و قلباً پذیرفتن احکام ما برایش سخت نباشد (ظرفیت پذیرش آنچه را ما حکم می کنیم داشته باشد) و تسلیم ما اهل بیت باشد.
این شرط برای هر معرفتی لازم است؛ چه معرفت خدا، چه معرفت رسول (ص) و چه معرفت امام (ع)، و به طور کلی همه معرفت های دینی باید صحیح و مطابق آنچه خداوند خواسته اس، باشد. خوب؛ چه معیاری برای صحت معرفت وجود دارد؟ و از کجا می توان مطمئن به درستی یک معرفت باشد؟ پاسخ این سئوال با توجه به تعریفی که اهل بیت (ع) از «معرفت» ارائه داده اند، معلوم می شود. امام باقر (ع) خطاب به فرزندش امام صادق (ع) می فرمایند:
یا بُنَّی، اِعرافِ مَنازِلَ الشّیعَهِ عَلی قَدرِ رِوایَتِهِم وَ مَعرِفَتِهِم. فَاِنَّ المَعرِفَهَ هِیَ الدرایَهُ لِلرِّوایَهِ. وَ بِالدرایاتِ لِلروایاتِ یَعلُو المؤمِنُ اِلی اَقصی دَرَجاتِ الایمانِ، وَ اِنِّ نَظَرتُ فی کِتابٍ لِعَلیٍ (ع)، فَوَجَدتُ فِی الکِتابِ اَنَّ قیمهَ کُلِّ امرِیٍ وَ قَدرَهُ مَعرِفَتُهُ [2]
ای پسرم، درجات و مراتب شیعیان را از اندازه روایت و میزان معرفت آنها بشناس. چرا که معرفت همان فهم و شناختِ روایات است. و از طریق همین فهم ها نسبت به روایات است که مؤمن تا بالاترین درجات ایمان بالا می رود. من در نوشته ای از علی (ع) نظر کردم و در آن چنین دیدم که ارزش و منزلتِ هر کس (به اندازه) معرفت اوست.
همه مطالب در این عبارات بیان شده است. معرفت از نظر پیشوایان ما چیزی جز فهم احادیث نیست. و این خود میزانی است برای تشخیص معرفت صحیح که در هر بابی، احادیث مربوط به آن، معیار صحتِ معرفت در آن باب می باشد. مثلاً در خداشناسی، میزان صحت یا عدم صحت معرفت خدا، روایاتی است که در این خصوص وارد شده است.
این مسئله، اهمیت رجوع به احادیثِ اهل بیت (ع) را در همه ابواب معارف روشن می کند. و همین، معیار درجه ایمان شخص می تواند باشد. هر کس به اندازه فهم عمیق خود در احادیث ائمه (ع) از کمال ایمان بهره مند می شود. و اگر کسی در معارف دینی، کاری به روایات نداشته باشد و معرفتِ خود را از منابع غیر حدیثی اخذ کند، نباید انتظار صحتِ معرفتِ خود را داشته باشد. ارزشی که امیرالمؤمنین (ع) برای هر انسانی قائل هستند به میزان معرفتِ او بر می گردد و معرفت هم معیارش رجوع به احادیث و فهم عمیق نسبت به آنهاست.
[1] کمال الدین، باب 31، ح 8
[2] بحار ج 2 ص 184

صحت معرفت
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1