montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

سر مطلب و اینکه چرا معیار صحت معرفت، منطبق بودنِ آن با احادیث می باشد، در این حقیقت نهفته است که اصولاً هیچ علمی جز از ناحیه اهل بیت (ع) به دست نمی آید. و منظور از علم، آن حقیقتِ نوری است که خداوند در قلبِ هر کس که بخواهد قرار می دهد و او را هدایت می نماید. امام صادق (ع) می فرمایند:

لَیسَ العِلمُ بِالتَّعَلَّمِ. اِنَّما هُوَ نُورٌ یَقَعُ فی قَلبِ مَن یُریدُ اللهُ تَبارَکَ وَ تَعالی اَن یَهدِیَهُ [1]

علم به درس خواندن حاصل نمی شود. علم نیست مگر نوری که در قلبِ آن که خدای تبارک و تعالی بخواهد او را هدایت کند پدید می آید.

در این علم خطا و اشتباه راه ندارد. و کسی را که خداوند بخواهد هدایت کند، از این طریق به راهِ صحیح می آورد. بنابراین علم واقعی همیشه صحیح و مطابق با واقع است. آن علوم بشری است که خطا در آن راه پیدا می کند، ولی علوم و معارف الهیه همیشه واقعی و صحیح هستند. خدا منبع و مرکزِ این نور را قلوبِ مقدس چهارده معصوم (ع) قرار داده و به دیگران هم که طالبِ علم هستند، سفارش کرده تا فقط به آنها رجوع نمایند. امام صادق (ع) به یونس بن ظَبیان می فرمایند:

اِن اَرَدتَ العِلمَ الصَّحیحَ، فَعِندناً اَهلَ البَیتِ. فَنَحنُ اَهلُ الذِّکرِ الذَّینَ قالَ اللهُ: «فَاساَلُوا اَهلَ الذَّکرِ اِن کُنتُم لاتَعلَمونَ» [2]

اگر علم صحیح می خواهی، پس نزدِ ما اهل بیت است. زیرا ما آن اهل ذکر هستیم که خداوند فرموده: «اگر نمی دانید از اهل ذکر بپرسید.» [3]

و این راه تنها راهی است که می توان علم را از طریقِ آن طلب کرد. و از غیر این طریق، علمی به دست نمی آید. امام باقر (ع) می فرمایند:

وَاللهِ لایُوجَدُ العِلمُ اِلا مِن اَهلِ بَیتٍ نَزَلَ عَلَیهِم جَبرَئیلُ [4]

قسم به خدا، علم یافت نمی شود مگر از ناحیه اهل خانه ای که جبرئیل بر آنها نازل شده است.

بنابراین اگر حقیقتی برای انسان کشف شود، مسلماً ریشۀ آن به اهل بیت (ع) بر می گردد، هر چند که خودِ شخص به این مطلب توجه نداشته باشد. همچنانکه امام باقر (ع) می فرمایند:

اَما اِنَّهُ لَیسَ عِندَ اَحَدٍ مِنَ النَّاسِ حَقٌّ وَلاصَوابٌ اِلا شَیءً اَخَذُوهُ مِنّا اَهلَ البَیتِ. [5]

توجه داشته باشید! هیچ حقیقت و سخن صحیحی نزد مردم نیست مگر آنکه آن را (بالاخره) از ما اهل بیت گرفته اند.

ریشه سخنان صحیح و معارف حقه، فقط و فقط فرمایش های اهل بیت (ع) است. و اگر این سخنان نبود، هیچکس از معرفت صحیح برخوردار نمی شد. و همین خارج شدن از ناحیه اهل بیت (ع) معیار صحت یک عقیده می باشد، به طوری که اگر عقیده ای با آنچه ایشان فرموده اند، تطبیق نمی کرد و از آنها نگرفته بود، قطعاً سخن بیهوده و باطلی است. امام باقر (ع) می فرمایند:

کلَّ ما لَم یَخرُجُ مِن هذاَ البَیتِ، فَهُوَ باطِلٌ [6]

هر آنچه از این خانه (بیت وحی) نیامده باشد، باطل و ناصواب است.

بنابراین بالاترین درجه ایمان به این است که انسان خود را ملتزم نماید که جز از اهل بیت (ع) سخن و عقیده ای را از کسی نگیرد و فقط تسلیم در خانه ایشان باشد. و اگر چنین کند، مفتخر به رتبۀ «منا اهل البیت» می گردد. امیرالمؤمنین (ع) خطاب به کمیل بن زیاد نخعی می فرمایند:

یا کُمیلُ، لاتَأخُذ اِلا عَنَا، تَکُن مِنّا [7]

و این بزرگترین افتخار برای دوستدار اهل بیت (ع) است که هر چند از نعمت درکِ حضور امام زمانش محروم است، ولی با تقید به احادیث ائمه (ع) در همین زمانِ غیبت می تواند به چنان مقامی نایل شود.

پس اگر انسان بخواهد معارف صحیحی در دین داشته باشد، باید برای کسب علم جز به اهل بیت (ع) رجوع نکند و محصول تفکرات بشری را بر تعالیم اهل بیت (ع) ترجیح ندهد و از التقاط و مخلوط کردن اینها با یکدیگر پرهیز نماید. و اگر چنین نماید، از قوتِ یقینی در معرفتِ خود برخوردار می شود که هیچ شبهه و اشکالی او را نسبت به عقایدش سست نمی سازد؛ به طوری که اگر کوهها سست شوند، او سست نمی گردد.

امیرالمؤمنین (ع) در جنگ جمل خطاب به محمد بن حنفیه می فرمایند:

تَزولُ الجِبالُ وَلا تَزُل [8]

(حتی اگر) کوهها سست شوند (فرو ریزند) تو استوار باش.

این فرمان امیرالمؤمنین (ع) در زمینه ایمان و عقیده نیز باید مورد توجه واقع شود و راه عملی شدنش همین است که انسان عقاید خود را از طریق صحیح آن کسب کند و به غیر آنچه از این راه به دست می آید، اعتماد نورزد. تنها در این صورت است که می تواند مطمئن بشاد که هیچ مطلبی او را متزلزل نمی کند و به هیچ وجه نسبت به عقاید صحیح خود به شک و تردید نمی افتد.

«شک» بدترین آفتی است که ایمان و یقین انسان را تهدید می کند و در زمان غیبت امام (ع) مواجه با انواع و اقسام افکار و عقیده هایی هستیم که هر یک به شکلی معرفت های انسان را در معرض شک و تردید قرار می دهند. انسان هر اندازه هم که با سواد باشد و با سخنان این و آن آشنا باشد، تا از منبع اصلی معرفت، عقاید خود را کسب نکرده باشد، از خطر شک در آنها مصون نخواهد بود، و یکی از عوامل حفظ اعتقاد آدمی در مقابل شک و وسوسه همین امر است. و بنابراین اگر نگران حفظ دین خود در زمان غیبت هست، باید نسبت به مجرای به دست آوردن آن، دقت کافی را انجام دهد و جز به آنچه از ناحیه اهل بیت (ع) رسیده، اعتماد نورزد.
امام (ع) می فرمایند:

مَن اَخَذَ دینَه مِن کِتابِ اللهِ وَ سُنَّهِ نبِیهِ صَلَواتُ اللهِ عَلَیهِ وَ آلِهِ، زالَتِ الجِبالُ قَبلَ اَن یَزولَ. وَ مَن اَخَذَ دینَه مِن اَفواهِ الرِّجالِ، رَدَّتهُ الرَّجال. [9]

هر کس دین خود را از کتاب خدا و سنت پیامبرش برگیرد، اگر کوهه سست شوند، او سست نمی شود. و کسی که دین خود را از دهانِ این و آن (غیر معصوم) بگیرد، همان افراد (و امثال آنان) او را از دین بر می گردانند.

گاهی تحت این عنوان که انسان باید همه سخنان را بشنود و آنگاه از میانِ آنها بهترینش را برگزیند، همه افکار و اندیشه ها در کنار هم گذاشته می شوند و همگی به یک چشم نگریسته می شوند. و مکرر مشاهده می شود که بسیاری می خواهند از این طریق و با فهم و تشخیص خود، تکلیف احادیث معصومین (ع) را هم معلوم کنند و هیچ فرقی بین افکار بشری و الهی در اصلِ نگرش خود قائل نمی شوند. آنگاه سخن خود را به آیه قرآن هم مستند می کنند که می فرماید:

«فَبَشِر عِبادِ الذَّینَ یَستمِعونَ القَولَ فَیَتَّبعونَ اَحسَنَهُ اُولئِکَ الَّذین هَداهُمُ اللهَ وَ اُولِئکَ هُم اُولُوالاَلبابِ» [10]

پس بشارت ده بندگان مرا که سخن (حق) را می شنوند، سپس به بهترین صورتش از آن پیروی می کنند. آنها کسانی هستند که خداوند هدایتشان کرده و آنها همان صاحبانِ عقل سلیم هستند.

این گونه اشخاص آیه را چنین معنا می کنند که باید هر سخنی را شنید الفه و لام را در «القول» الف و لام استغراق می گیرند و آنگاه از میان آنها بهترینش را برگزید. بعد هم اضافه می کنند که خدا به کسانی که چنین روشی دارند، وعده هدایت داده و آنها را صاحبانِ عقل خوانده است. غافل از اینکه در معنای خود آیه شریفه هم چون به اهل بیت (ع) مراجعه نکرده اند، به خطا رفته و تفسیر به رأی نموده اند. وقتی ابوبصیر از حضرت صادق (ع) درباره این آیه پرسید، حضرت چنین پاسخ دادند:

هُمُ المُسلِمُونَ لِآلِ مُحَّمَدٍ (ص) الذَّینَ اِذا سَمِعُوا الحَدیثَ لَم یَزیدُوا فیهِ وَ لَم یَنقُصُوا مِنهُ؛ جاؤُوا بِهِ کَما سَمِعُوهُ [11]

اینها کسانی هستند که تسلیم آل محمد (ص) می باشند. اینها وقتی حدیث را می شنوند، در آن (تغییر نمی دهند) و اضافه و کم نمی کنند و همانگونه که شنیده اند، آن را نقل می کنند. (یا: مورد عمل قرار می دهند)

پس «القول» در آیه شریفه، قولِ خاصی است که همان قولِ حق و سخن صحیح می باشد. و الف و لامِ آن الف و لامِ عهد است، و آیه خاصِ کسانی است که وقتی حدیثِ اهل بیت (ع) را می شنوند، تسلیم آن می گردند و بدون دخل و تصرف در آن و به همان شکلی که شنیده اند، ملتزم به آن می شوند. پس «یتبعون احسنه» معنایس این نیست که از میان اقوالِ مختلف بهترین آن را انتخاب می کنند، بلکه منظور پیروی از حدیث به بهترین شکل و صورت آن است، و بهترین شکل حدیث، همان صورت دست نخورده و تغییر نیافته آن می باشد، و چنین کسانی را خداوند هدایت کرده است.

در آیه شریفه صحبت از وعده هدایت در آینده نیست، بلکه اینها «هدایت شده» هستند که چنین عمل می کنند و می دانند که باید نسبت به حدیث آل محمد (ص) چه برخوردی داشته بشناسد. و عاقلها هم همینها هستند؛ کسانی که به ضعفِ علمی و عقلیِ خود رسیده اند و به همین دلیل می دانند که باید کاستیهای خود را با رجوع به اهل بیت (ع) جبران کنند. و بنابراین در تسلیم نسبت به ایشان، تأمل و تردیدی به خود راه نمی دهند و در لفظ یا معنای احادیث دخل و تصرفی را از ناحیه خود مجاز نمی شمارند. و اینجاست که می فهمیم معرفتِ صحیح جز با تسلیم به اهل بیت (ع) برای انسان حاصل نمی گردد.

پس هر سخنی را نباید شنید و هر فکری را نباید دنبال کرد و به هر مکتبی نباید روی خوش نشان داد. افکار و اندیشه های مختل، سلامت روح و قلبِ انسان را به خطر می اندازد، و انسان نباید به نام تحقیق، خود را آلوده به هر گرایشی بکند و در معرض انواع و اقسام انحرافات قرار بدهد. زیرا معلوم نیست که بتواند از منجلاب آراء و افکار منحرف، سالم بیرون بیاید.

پس شرط عقل و درایت، احتیاط و اجتناب از موارد مشکوک و آن مکتبهایی است که انتساب آنها به منبع وحی مورد اعتماد نیست. و تا انسان مطمئن نشده است که یک مکتب فکری از منبع الهی تغذیه می کند، نباید با دیده خوش بینانه به آن بنگرد، و اگر خودش صاحب نظر نیست باید به افراد با صلاحیت در این زمینه مراجعه نماید. همچنانکه در مورد جسم و بدنِ خود، نیز به هر کسی رجوع نمی کند و تا مطمئن نشود که طرف پزشک متخصص می باشد، به سخنانش اعتماد نمی کند.

سلامتی روح و قلب انسان به مراتب بیش از سلامتی جسمش ارزش دارد و باید آن حساسیتی که در مورد بدنش دارد، در مورد روحش بیشتر داشته باشد. طبیبِ روح و فکر آدمی ائمه (ع) هستند و کسانی که همه اعتقادات خود را از آنها کسب کرده اند، صلاحیت دارند که انسان به ایشان رجوع کند و از آنها راهنمایی بخواهد.

[1] بحار ج 1 ص 225

[2] وسائل الشیعه، ج 18 ص 49 به نقل از رجال کشی

[3] نحل / 43

[4] بحار ج 2 ص 91

[5] بحار ج 2 ص 94

[6] وسائل الشیعه ج 18 ص 50

[7] وسائل الشیعه ج 18 ص 16

[8] نهج البلاغه فیض الاسلام، خطبه 11

[9] مقدمه کتاب شریف کافی

[10] زمر / 18

[11] تفسیر علی بن ابراهیم قمی، ذیل آیه 18 زمر


علم صحیح فقط نزد اهل بیت (ع) است


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته
 Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1