یکی از موارد وجوب تسلیم در زمان غیبت امام زمان (ع) که اهل ایمان نسبت به آن مورد امتحان قرار می گیرند، تسلیم نسبت به «طولانی شدن زمان غیبت» است. این مسئله را قبل از شروع غیبت، پیشوایان ما پیشگویی کرده بودند و تحمل آن برای مؤمنان بسیار سخت و سنگین است. کسانی که درد غیبت امام (ع) را می چشند، هر روز و هر ساعتی که ظهور ایشان به تأخیر افتد، سختی مصیبت را بیشتر احساس می کنند و تحمل آن برایشان مشکلتر می شود. و چون هر چه مصیبت سختتر باشد، صبر بیشتری می طلبد، باید از خدای متعلا، برای اینکه صبر خود را در تحمل مصیبت غیبت امام (ع) از دست ندهند، یاری بخواهند. نمونه ای از طلب کردنِ صبر را در دعایی که از جناب عثمان بن سعید عمروی نایب اول اما زمان (ع) به ما رسیده است، می بینیم:
خدایا ... مرا بر اطاعت از ولی امر خود که او را از آفریدگانت پنهان کرده ای، ثابت قدم بدار؛ آن ولیی که غیبت او از بندگانت به اجازه تو بوده و منتظر فرمان (ظهور از) تو است. و تو بدون (نیاز به) تعلم، به آن زمانی که مصلحت ظهور ولی تو در آن است دانا هستی که به او اجازه ظاهر کردن امرش و پرده برداری از رازش را بدهی. پس مرا در این مسئله صبور قرار ده تا اینکه جلو انداختن آنچه به تأخیر انداخته ای و تأخیر در آنچه جلو انداخته ای را دوست نداشته باشم و از آنچه پنهان داشته ای پرده بر ندارم و از آنچه کتمان نموده ای، جستجو نکنم و با تو در تدبیر کارهایت کشمکش و نزاع نداشته باشم و نگویم؛ چرا و چگونه و چطور است که ولی امر ظهور نمی کند در حالی که زمین پر از ظلم شده است؟! و همه کارهایم را به تو واگذار کنم.
خطری که در سختیها و مصیبتها، ایمانِ انسان را تهدید می کند، همانا از دست دادن صبر و ناراضی شدن از قضا و قدر الهی می باشد. مؤمن باید در هر شرایطی راضی به قضای الهی باشد و از آنچه خداوند برای او خواسته است ناراضی نباشد. البته بعضی بلاها و گرفتاریها ممکن است به خاطر معصیت هایی باشد که انجام داده و چه بسا خداوند بخواهد او را در دنیا مجازات نماید و به همین جهت او را مبتلا به سختیهایی می کند. در چنین حالتی باید از گناه خود که سبب نزول بلا شده است، ناراضی و پشیمان باشد و عملِ زشت خود را بد بداند، ولی از عقابِ خدا و جزای او در دنیا که فرو فرستادن بلاست، نباید ناراضی باشد و اقتضای تسلیم به پیشگاه الهی آن است که قلباً به خواستِ خدا راضی و خشنود باشد.
غیبت امام زمان (ع) هم برای مؤمنان مصیبتی است که هر چند وجه اصلی آن برای ما روشن نیست و طبق بعضی احادیث پس از ظهور آن حضرت روشن می شود، ولی طبق آنچه در ابتدای بخش دوم کتاب مطرح گردید، نتیجه عدل الهی است و گناهان خود مردم آنها را مستحق غضب پروردگار مهربان کرده است پس باید از کوتاهی کردن ها و قدر ناشناسی های خود و دیگران ناراضی و ناخشنود باشیم در عین آن که از غیبت امام (ع) و طولانی شدن آن به فرمان الهی راضی و خشنود بمانیم. راضی بودن به طولانی شدن غیبت، در حقیقت راضی بودن به عدل خداست و شرط ایمان آن است که انسان از آنچه خدا با او رفتار می کند قلباً راضی باشد. امام صادق (ع) می فرمایند:
بدانید هرگز بنده ای از بندگان خدا ایمان نمی آورد مگر آنکه رضایت داشته باشد از خدا در آنچه خدا برای او قرار داده و از آن گونه که خدا با او رفتار کرده نسبت به آنچه خوش دارد و آنچه ناخوش دارد.
مؤمن آن است که در آنچه برایش «محبوب» یا «مکروه» است از خداوند راضی باشد و غیبت امام عصر برای مؤمنان از امور بسیار مکروه و ناخوشایند است اما با همه تلخی اش آن را تحمل می کنند و اعتراضی به خواست پروردگار ندارند.
یکی از عواملی که ایمان مؤمنان را در زمان غیبت امام (ع) تهدید می کند، همین از دست دادن صبر و حوصله و ناراضی شدن از طولانی شدن آن است. نشانه این حالت در انسان، شتاب ورزیدن در امر ظهور امام (ع) می باشد که در احادیث ما «استعجال» نامیده می شود. این امر دارای درجات است و هر چه تسلیم در انسان کمتر و ضعیفتر باشد، استعجال شدیدتر است و مرتبه بالای آن می تواند شخص را تا مرحله انکار نسبت به اصل وعده الهی بکشاند. استعجال در امر ظهور ایمان فرد را تباه می کند و او را به هلاکت می رساند. حضرت جواد الائمه (ع) می فرمایند:
(در زمان غیبت کبرا) شتاب کنندگان هلاک می شوند و اهل تسلیم نجات می یابند.
پس یکی از مصادیق تسلیم در زمان غیبت این است که انسان نسبت به تأخیر افتادن وقتِ ظهور، صبر خود را از دست ندهد و کاملاً به خواست خداوند در این مورد راضی باشد.