اما دعا کردن برای تعجیل در فرج امام عصر (ع) هیچ منافاتی با تسلیم بودن نسبت به مدت زمان غیبت ندارد و از مصادیق استعجال نیست. برای روشن شدن مسئله باید به دو نکته اساسی در امر دعا به طور کلی توجه کرد:
نکته اول اینکه: خداوند دعای بنده را از بالاترین عبادتها و بهترین وسایل توجه خود به بندگانش قرار داده است. امیر مؤمنان (ع) در سفارش خود به امام مجتبی (ع) چنین فرموده اند:
بدان کسی که گنجینه های آسمان ها و زمین به دست اوست، تو را اجازه داده که (او را) بخوانی و پاسخ دادن به تو را ضمانت کرده است، و تو را فرموده از او درخواست کنی تا به تو ببخشد و از او طلب رحمت کنی تا تو را رحمت فرماید و میانِ تو و خودش مانعی قرار نداده است.
دعا به معنای خواندن و سئوال به معنای درخواست است. دعا ممکن است با سئوال همراه باشد یا نباشد. گاهی انسان خدا را می خواند نه به خاطر اینکه چیزی از او طلب کند، و گاهی، هم خدا را می خواند و هم از او درخواست می کند، و هر دو حالت محبوبِ خدا و از چیزهایی است که خداوند برای بندگانش پسندیده است. از این بالاتر اصرار ورزیدن در سئوال از پروردگار است که درباره آن از امام صادق (ع) چنین نقل شده است:
خدای عزوجل دوست ندارد که مردم در درخواستِ از یکدیگر اصرار بورزند، ولی این حالت را نسبت به خودش دوست دارد.
پس نه تنها دعا و سئوال کردن بنده را خداوند دوست دارد، بلکه اصرار ورزیدنِ در آن را هم دوست می دارد.
نکته دوم در امر دعا اینکه: خداوند دعای بنده را تغییر دهنده قضا و قدر خود قرار داده. و این، کمال لطف و فضل اوست به بندگانش که می توانند با دعای خود، خواستِ خدا را نسبت به سرنوشتِ خودشان تغییر دهند. از امام هفتم (ع) نقل شده که فرمود:
بر شما باد دعا کردن. زیرا دعا برای خدا و خواستن از خدا، بلایی را که مقدر شده و به وقوعش حکم شده و جز اجرایِ آن باقی نمانده است بر می گرداند.
تقدیر به معنای اندازه گیری است، و زمانِ وقوع یک امر، از مقدراتِ آن به حساب می آید. و قضا هم حکم خداوند است به ایادی عُمالۀ خود مانند فرشتگان که چیزی را انجام دهند. و امضا مرحله وقوع خارجی است. تقدیر و قضای الهی تا وقتی که امرِ مقدرَّ و مقضی واقع نشده است به وسیله دعا قابل تغییر هستند. پس دعا و درخواست از خدای متعال، علاوه بر اینکه ذاتاً عبادت و بندگی اوست، در سرنوشت دعا کننده و دیگران می تواند مؤثر باشد.
با توجه به یان دو نکته درباره ارزش دعا و تأثیر آن در مقدرات الهی، می توانیم نتیجه بگیریم که: دعا و درخواست از پروردگارِ متعال، هیچ منافاتی با راضی بودن به قضای الهی ندارد. خدا خود بابِ دعا و مسئلت را به سوی بندگانش باز کرده و دوست دارد که آنها برای رفع بلا و گرفتاری ها از این باب به او توجه کنند و همین درخواستِ بندگان را بالاترین عبادت محسوب کرده است. بنابراین دعا کردن و درخواست رفع گرفتاری از خداوند، در حقیقت تسلیم شدن به قضای تشریعی اوست. [4] و البته نشانه تسلیم بودن بنده این است که چه خداوند حاجت او را برآورد و چه در زمانی که مطلوبِ او بوده برآورده نشود، در هر حال به آنچه خدا برایش خواسته راضی و خشنود باشد و قلباً اعتراضی به قضا و قدر الهی نداشته باشد.
با توضیحات فوق، منافات نداشتنِ دعا برای تعجیل فرج امام زمان (ع) با تسلیم بودن نسبت به طولانی شدن غیبت ایشان کاملاً روشن می شود. غیبت مهمترین گرفتاری و بلایی است که ما با آن مواجه هستیم. خداوند این طور مقدر کرده که مردم به غیبت امام زمانشان مبتلا شوند تا این مصیبت همه وجودشان را به درد آورد و از همه جا و همه چیز ناامید شوند و با سوز دل و حال اضطرار، در پیشگاه خدا بنالند و تعجیل در فرج مولایشان را از خدا بخواهند. خود این نالدین از درد هجران امام (ع) و دعا برای تعجیل فرجش، عبادت و بندگی خداست، در عین آنکه در جلو افتادن وقتِ ظهور هم مؤثر است. از امام موسی بن جعفر (ع) درباره ارتباط دعا با کوتاه شدنِ بلا چنین روایت شده است:
هیچ بلایی به بنده مؤمنی نمی رسد که خدای عزوجل (برای رفع آن بلا) دعا را به او الهام نماید مگر آنکه رفعِ آن بلا نزدیک باشد. و هیچ بلایی به بنده مؤمنی نمی رسد که از دعا کردن (نسبت به رفع آن) خودداری کند مگر آنکه آن بلا طولانی باشد. پس (حال که چنین است) وقتی بلا نازل شد، بر شما باد که به درگاه خدای عزوجل دعا و تضرع نمایید.
تعبیر «الهام دعا» که در حدیث فوق به خداوند نسبت داده شده، این حقیقت را روشن می کند که در هنگام نزول بلا، اگر انسان به یادِ دعا کردن افتاد، بداند که مورد لطفِ خداوند قرار گرفته است، و هر کسی، در وقتِ مصیبت توفیق دعا به پیشگاه پروردگار را پیدا نمی کند. بنابراین نفس دعا کردن در هنگام بلا و گرفتاری نشان دهنده توجه انسان به فضل و رحمت الهی است که امر بسیار پسندیده و محبوبی است. و علاوه بر این اگر انسان توفیق دعا کردن نصیبش شود، بداند که ان شاء الله رفع آن گرفتاری نزدیک است و خداوند با الهام دعا به او خواسته است که وسیله ای برای خلاصی او فراهم آورد به شرطِ آنکه انسان قدر بداند و از این وسیله خدادادی کمال استفاده را بنماید.
از اینجا می توان فهمید که دعا برای تعجیل فرج امام عصر (ع) می تواند در تحقق آن و جلو انداختن زمانش مؤثر باشد، همانطور که نمونه ای از این گونه تعجیل فرج در مورد قوم بنی اسرائیل پیش آمد. مطابق آنچه از امام صادق (ع) نقل شده خداوند برای فرزندان ابراهیم از همسرش ساره (بنی اسرائیل) چنین مقدر کرده بود که پس از چهار صد سال به وسیله حضرت موسی (ع) و هارون (ع) از ظلم و ستم فرعون خلاصی یابند، اما بنی اسرائیل با ضجه و گریه به پیشگاه پروردگار موفق شدند فرج موعود را صد و هفتاد سال به جلو اندازند. عین عبارتِ حضرت چنین است:
پس وقتی (مدت) عذاب بر بنی اسرائیل طولانی شد، به پیشگاه خدا چهل صباح ضجه و گریه کردند، تا اینکه خداوند به موسی و هارون وحی فرمود که آنها را از (شَرِّ) فرعون نجات دهند. پس به این ترتیب صد و هفتاد سال (از عذاب مقدر بر ایشان) کم کرد.
وضع شما نیز همینطور است. اگر چنین کنید (گریه و ضجه نمایید) خداوند فرج ما را می رساند. ولی اگر چنین نکنید، امرِ (فرج) به آخرین حدِ خود خواهد رسید.
هشدار عجیبی است به مؤمنان در زمان غیبت که اگر فرج پیشوایان خود را از خدا می خواهند؛ راهی که خود پیشوایان پیش روی آنها نهاده اند، بشناسند و جدی بگیرند و نسبت به آن اهتمام ورزند.
نکته لطیفی که در این حدیث شریف نهفته و درس مهمی به دعا کنندگان برای تعجیل فرج می دهد، تعبیر «عنا» است. یعنی دعا و ضجۀ شیعیان می تواند فرج اهل بیت (ع) را به جلو اندازد و کسی که برای تعجیل فرج دعا می کند، باید بیش از هر چیز و پیش از هر چیز، فرج مولا و آقا و محبوب خود را از خداوند طلب کند. درباره ارزش و فایده این گونه دعا کردن در فصل دیگری که مربوط به «دعا» است بحث مختصری خواهیم داشت انشاء الله.
[1] نهج البلاغه نامه 31
[2] اصول کافی، کتاب الدعا، باب الالحاح فی الدعاء ح 4
[3] اصول کافی، کتاب الدعاء، باب أن الدعاء یرد البلاء و القضاء، ح 8
[4] قضای تشریعی، در مقابل قضای تکوینی، به افعال اختیاری بندگان تعلق می گیرد و منظور از آن امر و نهی الهی است. آنچه متعلق فضای تکوینی خداوند قرار گیرد، واقع می شود، ولی متعلق قضای تشریعی، یعنی آنچه خدا به آن امر کرده یا از آن نهی کرده، وقوع و عدم وقوعش به خواستِ انسان ها بستگی پیدا می کند. در اینجا هم آنچه خدا خواسته این است که بندگانِ او با اختیار خود دعا کنند و رفع گرفتاری های خود را از او بطلبند تا او هم بلا را از ایشان بگرداند. اگر چنین کنند، در حقیقت به قضای تشریعی پروردگار تسلیم شده اند و اگر نکنند مخالفت نموده اند.