montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

کسی که خود را در حضور امام زمانش ببیند، به اندازه معرفتی که نسبت به ایشان دارد، سعی می کند از آنچه مورد پسند ایشان است تخطی نکند و به آنچه باعث ناخشنودی ایشان می گردد، دست نزند. و این یکی از نشانه های بارز اهل معرفت در زمان غیبت امام (ع) است. امیرالمؤمنین (ع) می فرمایند:

اللهُّمَ الابُدّ لَکَ مین حُجَجٍ فی اَرضِکَ حُجَّهٍ بَعدَ حُجَّهٍ عَلی خَلقِکَ یَهدُونَهُم اِلی دینِکَ وَ یُعلِمُنَهُم عِلمَکَ لِکَِلا یَتَفَرَقَ اَتباعُ اَولیائِکَ؛ ظاهِرٌ غَیرُ مُطاعٍ، اَو مُکتَتِمٌ خائِفٌ یَتَرَقَّبُ، اِن غابَ عَنِ النّاسِ شَخصُهُم فی حالِ هُدنَتِهِم فی دَولَهِ الباطِلِ، فَلَن یَغیبَ عَنهُم مَبثوُثُ عِلمِهِم وَ اَدابُهُم فی قُلُوبِ المؤُمِنینَ مُثبَتَهٌ وَ هُم بیها عامِلوُنَ [1]

خداوندا، تو قطعاً حجتهایی در زمنی داری که یکی بعد از دیگری بر آفریدگانت حجت هستند؛ آنها را به سوی دین تو هدایت می کنند و علم تو را به ایشان یاد می دهند تا آنکه پیروان اولیای تو پراکنده نگردند. حجت های تو برخی آشکار هستند ولی مورد اطاعت (مردم) قرار نمی گیرند، برخی هم پنهان در حالِ ترس و در انتظار. اگر شخص ایشان از مردم به هنگام آرامش و صلح در حکومت باطل، غایب گردد، ولی علم پخش شده آنها از مردم پنهان نمی شود و سنتهای ایشان در قلبهای مؤمنان جای گرفته است و به آن عمل می کنند.

دو مسئله در این حدیث شریف بسیار با اهمیت تلقی شده است: یکی رجوع به علوم و معارف ائمه (ع) و دیگری عمل به سنت و سیره ایشان در همه مسائل و این هر دو کار در زمان غیبت امام (ع) امکان پذیر است هر چند که به سادگی زمانِ حضور ایشان نیست. بنابراین نباید به خاطرِ عدم دسترسی عادی به امام (ع) این دو وظیفه زیر پا گذاشته شود. درباره ضرورت رجوع به احادیث اهل بیت (ع) که شامل علوم و معارف ایشان است، قبلاً بحث کرده ایم وظیفه دوم را در اینجا قدری توضیح می دهیم.

«اَدآب» جمع «دأب» و «دأب» به معنای شأن و عادت آمده است (قاموس فیروز آبادی) و ما آن را به سنت ترجمه کردیم و منظور از آن در اینجا صفات و عادات و سنت هایی است که از امامان (ع) رسیده که باید به اینها عمل کنیم نه اینکه صرفاً به آنها معتقد باشیم اعتقاد به آنها و پذیرفتن قلبی آنها یک مرحله است و مرحله دوم ضرورت عمل به آنهاست که این هم مانند مرحله اول لازم است. به همین خاطر در احادیث ما روی «اجتهاد» و «وَرَع» تأکید زیادی شده است تا جایی که آن را جزء ارکان دین شمرده اند.

در زمان حضرت باقر العلوم (ع) یک فرد نابینا خدمت ایشان می رسد و عرض می کند: ای پسر رسول خدا، آیا شما محبت و دلباختگی و ولایت مرا نسبت به خودتان می دانید؟ فرمود: بله. عرض می کند: من پرسشی دارم و با توجه به اینکه نابینا هستم و کمتر راه می روم و نمی توانم همیشه خدمت شما برسم، از شما پاسخ آن را می خواهم (یعنی پاسخ کاملی می خواهم که تکلیف مرا روشن کند) حضرت فرمودند: درخواستِ خود را بگو. گفت: دینی را که شما و اهل بیت شما، خدا را به آن بندگی می کنید، به من بفرمایید تا من هم خدای عزوجل را به همان دین، بندگی کنم. فرمود:

اِن کُنتَ اَقصَرتَ الخُطبَهَ فَقَد اَعظَمتَ المَساَلَهَ و اللهِ لاُعطینَکَّ دینی وَ دینَ آبائی الذَّی نَدینُ اللهَ عزوَّجَلَّ بِهِ. شَهادَهُ اَن لا الهَ اِلا اللهُ، وَ اَنَّ مُحَّمَداً (ص) رَسُولُ اللهِ، و الاقرارُ بما جاءَ بِهِ مِن عِندِ اللهِ، وَ الوِلایَهُ لِوَلِینا، وَ البَراءَهُ مِن عَدُوِنّا، وَ التَّسلیمُ لاَمرِنا، وَ انتِظارُ قائِمِنا، وَ الاِجتِهادُ، وَ الوَرَعُ. [2]

سخن کوتاه نمودی ولی پرسش بزرگی مطرح کردی، قسم به خدا دین خود و دین پدرانم را که خدای عزوجل را به آن بندگی می کنیم برایت می گویم: شهادت به وحدانیت خدا و رسالت پیامبر اسلام (ص)، و پذیرفتن آنچه او از جانب خدا آورده است، و دوستی با دوستِ ما، و بیزاری از دشمن ما، و تسلیم نسبت به امرِ ما، و انتظار کشیدن نسبت به قائم ما، و تلاش و جدیت، (در رعایت واجبات و پرهیز از محرمات) و ورع.

پذیرفتن آنچه پیامبر (ص) از جانبِ خدا آورده و تسلیم نسبت به آن، یک امر صِرفاً قلبی است و بیش از هر چیز شامل اعتقاد به امامت و ولایت ائمه (ع) می شود. اجتهاد و ورع نیز ریشۀ قلبی دارند، اما لوازم و آثار خارجی آنها هم مهم است. اجتهاد از کلمه «جهد» به معنای تلاش و کوشش گرفته شده و منظور از آن جدیت داشتن در رعایت حرام و حلال شریعت است و سهل انگاری نکردن نسبت به احکام شرعی. لااُبالی گری در مورد عمل به احکام شرعی، با تعبد و تقیّد که لازمه تسلیم و پذیرش ولایت خدا و پیامبر (ص) و امام (ع) است، نمی سازد. بنابراین هر قدر مؤمن تقیدش در عمل به وظایف شرعی و رعایت حدود آن بیشتر و کاملتر می باشد، سهم بیشتری از تقید و تسلیم نسبت به خدا و اهل بیت (ع) برده است و لذا دیندارتر است. و هر چقدر اهل مسامحه و سهل انگاری در این امور باشد، به همان اندازه کمتر اهل تسلیم می باشد.

[1] غیبت نعمانی، باب 8، ح 2

[2] اصول کافی، کتاب الایمان و الکفر، باب دعائم الاسلام، ح 10


رعایت سنن ائمه (ع) در زمان غیبت توسط مؤمنان


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته
 Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1