montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

ورع به روحیه «پاسداری و مراقبت از دین» اطلاق می شود؛ یعنی اینکه انسان حفظ دین برایش اهمیت داشته باشد. وقتی شیء گرانقیمتی به کسی سپرده می شود و او مسئولیت نگهداری از آن را می پذیرد، چه رفتاری را نسبت به آن پیش می گیرد؟ قطعاً آن را جایی قرار می دهد که مطمئن است آسیبی به آن نمی رسد و خطری آن را تهدید نمی کند. و اگر جایی باشد که احتمال دهد نه یقین داشته باشد آفتی متوجه آن چیز باشد، هرگز در آن امکان قرارش نمی دهد. کسی که همین حالت را نسبت به دینِ خود که ارزشمندترین و گرانقیمت ترین چیز است داشته باشد، اهل ورع است.

بنابراین «وَرِع» به شخصی گفته می شود که نه تنها از محرمات قطعی بلکه از مشتبهات نیز اجتناب می کند؛ زیرا نگران است که اگر از شبهات پرهیز نکند، به حرام کشیده شود. او می خواهد به گونه ای رفتار کند که مطمئن باشد دینش محفوظ می ماند. چنین کسی در مواردِ مشکوک قطعاً احتیاط می کند و بی باکانه واردِ آنها نمی شود؛ درست مانند کسی که از کنار دره هولناکی عبور می کند که اگر از لبه آن حرکت کند، از سقوط در آن ایمن نیست و لذا احتیاط می کند و قدری با لبه پرتگاه فاصله می گیرد تا مطمئن باشد که با یک لغزش کوچک به تَهِ دره سقوط نخواهد کرد.

با این ترتیب، ورع حکم نخ تسبیح را دارد که همه دانه های آن را در کنار هم نگه می دارد و عبادات حکم دانه های تسبیح را دارند. تا وقتی این نخ سالم است، دانه ها در کنار هم قرار گرفته و منظم هستند؛ و اگر این نخ پاره شود، دانه ها هم می ریزند و دیگر تسبیحی باقی نمی ماند. امام زین العابدین (ع) می فرمایند:

الوَرَعُ نِظامُ العِبادَهِ. فَاِذاَ انقَطَعَ الوَرَعُ، ذَهَبتِ الدیانَهُ کَما اَنَّهُ اِذاَ انقَطَعَ السِّلکُ اتَّبَعَهُ النِظامُ [1]

ورع به رشته در آورنده عبادات است. اگر ورع بریده شود، دینداری هم می رود. همانطور که اگر رشته پاره شود، رشته شده هم به دنبال آن از هم می پاشد.

بنابراین رعایت واجبات و اجتناب از محرمات که جدیت در آن، اجتهاد نامیده می شود، باید با حالت وَرَع توأم باشد تا دینِ انسان را حفظ کند. لذا فرموده اند که اجتهاد بدونِ وَرَع مفیدِ فایده نیست:

اِعلَم اَنَّهُ لایَنفَعُ اِجتهادٌ لاوَرَعَ فیهِ [2]

بدان که اجتهادی که ورع در آن نباشد، فایده ندارد و نتیجه نمی بخشد.

ظاهراً فایده مورد نظر که با اجتهاد تنها به دست نمی آید؛ حفظ و مراقبت از دین است که این کار فقط از حالت ورع ساخته است. شخصی از امام صادق (ع) می پرسد: «ما الذِّی یُثبِتُ الایمانَ فی العبدِ؟» چه چیزی ایمان را در بنده ثابت می گرداند؟ حضرت می فرمایند:

الذّی یُثبِتُهِ فیهِ الوَرَعُ [3]

آنچه ایمان را در بنده ثابت می گرداند، ورع است.

پس معلوم می شود که اجتهاد با ورع متفاوت است و در عین حال هر دو در کنار هم باید باشند، البته ورع از اجتهاد بالاتر است. حد بالای اجتهاد ترک گناهان است و بالاترین مرتبه ورع، توقف کردن در امور شبهناک می باشد. امام صادق (ع) می فرمایند:

اَورَعُ النّاسِ مَن وَقفَ عِندَ الشَّبهَهِ ... اَشَدَّ النّاسِ اجتِهاداً مَن تَرَکَ الذَّنوُبَ [4]

با ورع ترین مردم کسی است که در موارد شبهناک توقف کند ... سخت کوش ترین مردم کسی است که گناهان را ترک کند.

در پایان بحث از ورع این نکته ار متذکر می گردیم که: طبق آنچه در بخش اول کتاب گذشت، اصل دینِ همانا اعتقاد به امامت و ولایت اهل بیت (ع) و تسلیم به ایشان است که حقیقت اسلام و ایمان نیز همین است؛ ولی آنچه این اصل را از تباهی حفظ می کند، روحیه پاسداری و مراقبت از آن به وسیله رعایت احکام الهی است. و ورع درست همین نقش را در محافظت از دین دارد. به همین جهت ائمه (ع) که خود را به امر خدا متکفل دستگیری و نجاتِ دوستانشان می دانند، سفارش زیادی نسبت به «ورع» کرده اند با این تعبیر که رعایت ورع کمکی است که دوستداران اهل بیت (ع) به ایشان می کنند. امام صادق (ع) به یکی از موالیان خود فرمود:

واللهِ اِنَّکُم لَعَلی دینِ اللهِ وَ مَلائِکَتِهِ فَاَعینوُنا عَلی ذلکَِ بِوَرَعٍ وَ اجتهادٍ [5]

قسم به خدا شما بر دین خدا و فرشتگان او هستید. پس ما را نسبت به این امر (دینداری خودتان) به وسیله ورع و اجتهاد یاری نمایید.

سفارش امام (ع) این است که ما را برای حفظ دین خودتان یاری کنید با اینکه حفظ دین ما علی الظاهر به خودِ ما مربوط می شود، ولی ایشان به خاطر علاقه ای که به عاقبت به خیری دوستانشان دارند و خود را ولی و سرپرست آنها می دانند، نمی توانند نسبت به حفظ دین آنها بی تفاوت باشند. و در واقع لطف و عنایت ایشان باید دستگیری از اهل ولایت کند تا در لغزشگاه ها سقوط نکنند و بتوانند خود را حفظ نمایند. کاری که از ما بر می آید این است که آنها را به وسیله ورع و اجتهاد در نجات خودمان کمک و یاری نماییم و با گناه کردن، آنها را در نجات دادن خود به زحمت نیندازیم. امام صادق (ع) می فرمایند:

عَلَیکُم بِالوَرَعِ فاِنَّهُ الدینُ الذّی نُلازِمُهُ وَ نَدینُ اللهَ بِهِ وَ نُریدُهُ مِمَّن یُوالینا، لاتُتعِبُونا باِالشَّفاعَه [6]

بر شماست رعایت کردن ورع بدرستی که ورع آن دینی است که ما ملتزم به آن هستیم و خدا را به وسیله آن بندگی می کنیم. و همین را از اهل ولایت و محبت خود انتظار داریم. ما را به خاطر شفاعت کردن به سختی و زحمت نیندازید!

آنچه بالاخره انسان را نجات می دهد و باعثِ سعادت اخروی اوست، همانا شفاعت اهل بیت (ع) می باشد. وقتی که فرشتگان مقربِ خدا و پیامبرانِ فرستاده شده او و مؤمنان امتحان شده خدا، احتیاج به شفاعتِ ایشان دارند، حسابِ ما بندگانِ گناهکار روشن است. حضرت کاظم (ع) می فرمایند:

اِذا کانَت لَکَ حاجَهُ اِلی اللهِ فَقُل: اللهُّمَ اِنّی اَسالَکَ بِحقِ مُحَّمَدٍ وَ عَلیٍ .... فَاِنَّهُ اِذا کانَ یَومُ القیامَهِ لَم یَبقَ مَلَک مُقَرَّبٌ وَلانَبیِ مُرسَلُ وَلامؤمِنٌ مُمتَحَنٌ اِلا وَ هُوَ یَحتاجُ اِلَِیهِما فی ذلکِ الیَومِ [7]

اگر نیازی به درگاه لاهی داشتی، خدا را به حق محمد و علی قسم بده که ... زیرا وقتی روز قیامت شود هیچ فرشته مقرّب و هیچ پیغمبر مرسل و هیچ مؤمن امتحان شده ای نمی ماند مگر آنکه در آن روز به این دو نفر احتیاج دارد.

البته نیاز معصومین (اعم از پیامبران و فرشتگان) به اهل بیت (ع) به خاطر نجات از عذاب الهی نیست، بلکه دستگیری پیامبر (ص) و علی (ع) از آنها برای بالا بردن درجه و مقام آنهاست و به طور کلی هیچکس از شفاعت پیامبر (ص) در قیامت بی نیاز نیست. امام صادق (ع) می فرمایند:

ما اَحَدٌ مِنَ الاولینَ وَ الاخِرینَ اِلا وَ هُوَ یَحتاجُ اِلی شَفاعَهِ مُحَمَّدٍ (ص) یَومَ القیامَهِ [8]

هیچکس از اولین و آخرین نیست مگر آنکه در روز قیامت، محتاج شفاعت حضرت محمد (ص) می باشد.

البته شفاعت اهل بیت (ع) از شفاعت ایشان جدا نیست و کسی را که آنها شفاعت کنند مانند این است که پیامبر (ص) شفاعت کرده باشد. حال که همه امید ما در عاقبت به خیری و سعادت اخروی به دستگیری و شفاعتِ اهل بیت (ع) است، کاری نکنیم که ایشان را در شفاعت کردن خود به زحمت بیندازیم. به خاطر همین مسئله ما را به رنج و زحمت اندازیم، مورد شفاعت آنها قرار بگیریم – ان شاء الله تعالی.

[1] بحار ج 70 ص 308

[2] بحار ج 70 ص 296 از امام صادق

[3] بحار ج 70 ص 304

[4] بحار ج 70 ص 305

[5] بحار ج 70 ص 306 ح 27

[6] بحار ج 70 ص 306 ح 29

[7] بحار ج 8 ص 59

[8] بحار ج 8 ص 42 ح 31

عاقبت به خیری به وسیله ورع


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته
 Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1