montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

ما اگر بخواهیم دین را به عنوان روش صحیح بندگی خدا به دست آوریم و بدان عمل کنیم، ناگزیر باید دشمنان دین را بشناسیم و کارهایی را که در جهت منحرف کردن راه دین، انجام داده اند، بدانیم. راه دین توسط رسول خدا (ص) و امامان از اهل بیت ایشان، بیان می گردد و ما موظفیم سرپرستی این اولیای الهی را بپذیریم و به دلالت آنان قدم در راه بندگی بگذاریم. به همین شکل، وظیفه داریم دشمنان اهل بیت (ع) را در حدی که وادی ضلالت را تشخیص داده و در امر دین به اشتباه نیفتیم، بشناسیم. در واقع آنچه لازم است شناخت گمراهی ها و انحرافات از اصل دین می باشد و آشنا شدن با پیشوایان ضلالت از این جهت که ما را از بدعتها و کجرویهای ایشان آگاه می کند، ضرورت دارد. این معنا را امیرالمؤمنین (ع) در خطبه ای که در محلی به نام «ذی قار» فرموده اند، چنین بیان می فرمایند:

وَ اعلَموُا اَنَّکُم لَن تَعرِفُوا الرَّشدَ حَتی تَعرِفُوا الذَّی تَرَکَهُ وَلَم تأخُذُوا بِمیثاقِ الکِتابِ حتّی تَعرِفواُ الذَّی نَقَضَهُ وَلَن تَمَسَّکُوا بِهِ حتیّ تَعرِفوُا الذَّی نَبَدَهٌ ... وَلَن تَعرِفواُ التَّقوی حَتیِّ تَعرِفُوا الذَّی تَعَدیّ. فَاِذا عَرَفتُم ذلِکَ، عَرَفتُمُ البِدَعَ وَ التَّکَلُّفَ وَرَایتُمُ الفِریَهَ عَلی اللهِ وَ عَلی رَسوُلِهِ .... وَرَاَیتُم کَیفَ هَدَی اللهَ مَن هَدی. [1]

بدانید که هرگز مسیر رشد و هدایت را نخواهید شناخت مگر آنکه کسی را که آن را ترک کرده، بشناسید. و پیمان قرآن را ادا نخواهید کرد مگر آنکه کسی را که پیمان شکنی کرده، بشناسید. و هرگز متمسک به قرآن نخواهید شد مگر آنکه کسی را که آن را کنار گذاشته، بشناسید... و هرگز راه تقوا را نخواهید شناخت مگر آنکه کسی را که از مسیر تقوا تجاوز کرده، بشناسید. پس آنگاه که چنین معرفتی پیدا کردید، بدعتها و تکلفها را خواهید شناخت و تهمتها و افتراهایی که بر خدا و رسول بسته اند .... خواهید دید و مشاهده خواهید کرد که خدا چگونه اهل بیت را هدایت کرده است.

از این فرمایش امیرالمؤمنین (ع) به روشنی فهمیده می شود که برای شناخت هدایت، ناگزیر باید ضلالت و اهل آن را شناخت. هم بدعتگزاران را باید شناخت و هم با بدعتها باید آشنا بود تا بتوان حساب دین را از غیر دین جدا کرد.

امیرالمؤمنین (ع) در خطبه دیگری چنین می فرمایند:

وَ اِنَّما بَدءُ وُقُوعِ الفِتَنِ مِن اَهواءٍ تُتَّبَعُ وَ اَحکامٍ تُبتَدَعُ یُخالَفُ فیها حَکُم اللهِ یَتَوَلّی فیها رِجالّ رِجالاً اَلا اِنَّ الحَقَّ لَو خَلَصَ، لَم یَکُنِ اختلافٌ وَ لَو اَنَّ الباطِلَ خَلَصَ، لَم یَخفَ عَلی ذی حِجیً. لکِنَّهُ یُؤخَذُ مِن هذا ضِغثٌ وَ مِن هذا ضِغثٌ فَیُمزجانِ فَیُجَللانِ مَعاً. فَهُنالِکَ یَستَولِی الشّیطانُ عَلی اَولیائِهِ وَ نَجاَ الذَّینَ سَبَقَت لَهُم مِنَ اللهِ الحُسنی. اِنّی سَمِعتُ رَسُولِ اللهِ (ص) یَقُولُ: کیَفَ اَنتُم اِذا لَبِسَتکُم فِتنَهٌ یَربُو فیهاَ الصَغیرُ وَ یَهرُمُ فیهاَ الکَبیرُ یَجریِ الناسُ عَلَیها وَ یَتخِذُونَها سُنَّهً فَاِذا غُیرِ مِنها شَیءٌ قیلَ قَد غُیِرَتِ السُّنَّهُ

جز این نیست که آغاز وقوع فتنه ها از هواهایی نفسانی است که مورد پیروی قرار می گیرد و از احکامی که بدعت گذاشته می شود. در این احکام بدعت آمیز با حکم خدا مخالفت می شود و گروهی ولایت گروه دیگر را می پذیرند. آگاه باشید! همانا اگر حق، خالص می بود، اختلافی پدید نمی آمد. و اگر باطل، خالص می بود، بر هیچ عاقلی مخفی نمی ماند. ولی مشتی از حق و تکه ای از باطل گرفته می شود و به هم آمیخته می گردد و بدین شکل، هر دو پوشیده می مانند. در آن حال است که شیطان بر اولیای خود تسلط می یابد و کسانی نجات پیدا می کنند که نیکی از جانب خدا برای آنان پیشی گرفته است. من از رسول خدا (ص) شنیدم که می فرمود: چگونه خواهید بود آنگاه که فتنه ای طولانی رخ نماید که در آن، خردسالان بزرگ شوند و بزرگسالان پیر و فرتوت گردند و مردمان بر مبنای آن، عمل می کنند و آن را به عنوان سنت بر می گیرند؛ پس هر گاه جیزی از آن تغییر کند، گفته می شود که سنت تغییر کرد.

سپس امیرالمؤمنین (ع) روی خود را به سمت اطرافیان خود از اهل بیت خویش و شیعیان و نزدیکانشان می کنند و خطاب به آنان می فرمایند:

قَد عَمِلَتی الوُلاهُ قَبلی اَعمالاً خالَفوا فیها رَسولَ اللهِ (ص) مُتَعَمِدینَ لِخلافِهِ، ناقِضینَ لِعَهدِهِ، مُغَیرینَ لِسُّنَّتِهِ وَلَو حَمَۀتُ النّاسَ عَلی تَرکِها وَ حَوَّلتُها اِلی مَواضِعِهِا وَ الی ما کانَت فی عَهدِ رَسُولِ اللهِ (ص) لَتَفَرَّقَ عَنی جُندی حَتِّی اَبقی وَحدی اَو قَلیلٌ مِن شیعَتِیَ الذَّیَ عَرَفوُا فَضلی وَ فَرضَ اِمامَتی مِن کِتابِ اللهِ عزوَّجَلَّ وَ سُنَّهِ رَسُولِ اللهِ (ص).

حاکمان پیش از من، اعمالی انجام دادند که در آن با رسول خدا (ص) مخالفت ورزیده اند در حالی که در این مخالفت تعمد داشتند، پیمان او را شکستند و سنت او را تغییر دادند. و من اگر مردم را مجبور به ترک آن اعمال کنم و آنها را به جای اصلی خود که در زمان رسول خدا (ص) بود، بازگردانم، سپاهیانم از گرد من متفرق خواهند شد تا آنجا که من تنها بمانم یا فقط عده کمی از شیعیان بمانند که برتری و وجوب امامت مرا از کتاب خدا و سنت رسول (ص) می فهمند و قبول دارند.

آنگاه حضرت نزدیک به سی مورد از مواردی را مثال می زنند که خلفای گذشته بدعت گذاشته اند و ایشان نمی توانند تغییری در آنها ایجاد کنند. سپس می فرمایند:

وَاللهِ لَقَد اَمَرتُ النّاسَ اَن لایَجتَمِعُوا فی شَهرِ رَمَضانَ اِلاّ فی فریضَهٍ وَ اَعلَمتُهُم اَنَّ اجتِماعَهُم فیِ النَّوافِلِ بِدعَهٌ، فَتتادی بَعضُ اَهلِ عَسکَری مَمَّن یُقاتِلٌ مَعیِ: یا اَهلَ الاِسلامِ، غُیِرَّت سُنَّهُ عُمَرَ! یَنهانا عَنِ الصَّلاهَ فی شَهرِ رَمَضانَ تَطوَّعاَ! وَ لَقَد خِفتُ اَن یَثُورُوا فی ناحِیَهِ جانِبِ عَسکَری. ما لَقیتُ مِن هذِهِ الامَّهِ وَ طاعَهِ اَئِمَّهِ الضَّلالَهِ وَ الدَّعاهِ اِلی النّارِ! [2]

به خدا قسم آنگاه که به مردم دستور دادم در ماه رمضان جز برای نماز واجب اجتماع نکنند و اعلام کردم به جماعت خواندن نماز نافله، بدعت است، بعضی از لشکریانم، از همانها که در کنار من می جنگیدند، فریاد زدند: ای اهل اسلام، سنت عمر تغییر پیدا کرد! علی ما را از نماز مستحبی در ماه رمضان باز می دارد! و من ترسیدم که در گوشه ای از لشکرم شورشی به پا کنند. چه ها دیدم من از این امت، از جدایی شان و از اطاعت کردنشان نسبت به امامان گمراهی که دعوت کننده به سوی آتشند!

این نمونه ای از بدعتهایی است که امیرالمؤمنین (ع) با آن مواجه بودند و می بینیم که آنان که این بدعتها را نمی شناختند بلکه آن را سنت می شمردند، چگونه در مقابل امیرالمؤمنین (ع) ایستادند و با امام هدایت، مخالفت ورزیدند.

[1] کافی ج 8 ص 390 ح 586

[2] کافی ج 8 ص 58 تا 63 ح 21


شناخت دشمنان اهل بیت (ع) و بیزاری جستن از آنان، برای تحقق دینداری، طریقیت دارد


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته
 Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1