montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

امامان کفر با گشودن راه ضلالت، مردم را از قدم نهادن در راه هدایت باز می دارند و به این وسیله، آنان را از همه خیرات محروم می سازند. در اینجا برای آنکه بدانیم آنان با دین خدا چه کردند، به دعایی که از امام صادق (ع) نقل شده، استناد می کنیم. آن حضرت فرموده اند که: از حقوق ما بر شیعیان و دوستانمان این است که پیش از آنکه این دعا را بخوانند، محل نماز خود را ترک نکنند. در قسمتی از این دعا می خوانیم:

اللهُّمَ وَ ضاعِف لَعنَتَکَ و بَأسَکَ وَ نَکالَکَ وَ عَذابَکَ عَلیَ اللذَینِ کَفَرا نِعمَتِکَ وَ خَوّنا رَسُولَکَ وَاتَّهَما نَبِیَّکَ و بایَناهُ وَ حَلا عَقدَهُ فی وَصیِهِ وِ نَبَذا عَهدَهُ فی خَلیفَتِهِ مِن بَعدِهِ وَ اَدَّعیا مَقامَهُ وَ غَیرَّا اَحکامَهُ وَبدَّلاسُنَّهُ وَ قَلَّبا دینَهُ وَ صَغَّرا قَدرَ حُجَجِکَ وَبَدءا بِظُلمِهِم وَطَرَّقا طَریقَ الغَدرِ عَلَیهِم والخلافِ عَن اَمرِهِم والقَتلِ لَهُم وَ اِرهاجِ الحُرُوبِ عَلَیهِم وَ مَنعِ خَلیفَتِکَ مِن سَدِ الثَّلمِ وَ تَقویم العِوَجِ وَ تَثقیفِ الاَوَدِ وَ اَمضاءِ الاَحکامِ وَ اِظهارِ دین الاِسلامِ وَ اِقامَهِ حُدُودِ القُرآنِ [1]

خدایا، لعنت و شدت و عقوبت و عذاب را دو چندان کن بر آن دو نفر که به نعمتت کفر ورزیدند و رسولت را خائن دانستند و به او تعمت زدند و راه خود را از او جدا کردند و پیمان او را در مورد وصیتش گسستند و عهد او را در مورد جانشین بعد از خودش زیر پا گذاشتند و مدعی مقام او شدند و احکامش را تغییر دادند و سنتش را مبدل ساختند و دینش را وارونه کردند و قدر و منزلت حجتهای تو را کوچک شمردند و آغاز کننده ظلم و ستم بر آنان بودند و راه خیانت به ایشان را هموار ساختند و باب مخالفت با امر ایشان و کشتن ایشان و به پا کردن جنگ با ایشان را گشودند و خلیفه تو را از پر کردن شکاف ها و راست کردن کژیها و تصحیح انحرافات و اجرای احکام و آشکار نمودن دین اسلام و بر پا داشتن حدود قرآن باز داشتند.

کاری که امامان ضلالت انجام دادند، سبب شد که باب ظلم بر اهل بیت (ع) گشوده شود و راه خیانت به آنان هموار گردد. از همین جهت، آنان پیشوایان گمراهی هستند و سایرین به دنبال آنها رفته و می روند و راهی را که آنان باز کرده اند، می پیمایند. از این رو ریشه و اصل هر گونه بدی و انحراف و فساد به آنان بازگشت می کند. پیشتر، این حدیث را از امام صادق (ع) نقل کرده بودیم:

وَ عَدُّوُنا اَصلُ کُلِّ شَرٍ و مِن فُرُوعِهیم کُلُّ قَّبیحٍ وَ فاحِشَهٍ [2]

دشمنان ما ریشه هر بدی هستند و هر کار زشت و ناپسند از شاخه های (درختِ) آنهاست.

هر کار زشتی از امامان کفر سرچشمه می گیرد؛ زیرا آنان مسیری را که خدای متعال برای بندگی انسان ها معین فرموده بود، منحرف کردند و اهل بیت (ع) را که مربیان توحید و عبودیت برای بشریت هستند، خانه نشین ساختند و خود را به جای آنها معرفی نمودند. نتیجه چنین کاری این شد که مردم زیر نظر مربیان حقیقی پرورش نیافتند و در مکتب اهل بیت (ع) تربیت نشدند و در نتیجه، باب انجام همه کارهای زشت و ناپسند بر ایشان باز شد. کسی که نیاز به دستگیری و تربیت یک مربی الهی دارد، اگر از این نعمت محروم شود و در نتیجه به انواع انحرافات و معاصی گرفتار آید، بیش از هر کس در این امر، آن کسانی مقصر هستند که باعث محرومیت او از نعمت وجود آن مربی شده اند. ولی البته این امر از گناه و تقصیر خود او چیزی کم نمی کند. و اصولاً از کسانی که خود را تحت ولایت دشمنان ائمه (ع) قرار می دهند، نمی توان انتظار داشت که اهل طاعت و وَرَع گردند. خوبیها، میوه هایی هستند که بر شجره طیبه ولایت ائمه هدی (ع) می رویند و بدیها، حنظل های شجره خبیثه ولایت ائمه کفر و ضلالت هستند. هر قدر اتصال با اهل بیت (ع) در فرد قویتر باشد، به همان اندازه بیشتر اهل انجام خوبیهاست و در مقابل هر کس از ولایت ائمه هدی دور گردد و تحت سرپرستی دشمنان ایشان که ائمه کفر و ضلالت هستند، باشد، به اندازه اتصال و ارتباطش با آنان، با ارتکاب بدیها سنخیت پیدا می کند و اهل معصیت می گردد.

در اینجا بحث دقیق و مهمی وجود دارد درباره بعضی از پیروان ائمه کفر که ظاهراً اهل طاعت و تقوا هستند کارهای خوب این گونه افراد در حقیقت بر درختِ وجودشان نروییده و جنبه عاریتی و مصنوعی دارد، مانندمیوه سیب که بر دخرت حنظل به چشم می خورد. این میوه ثمره آن درخت نیست بلکه از جای دیگر روییده و اکنون به این درخت چسبانده شده است. توضیح سرّ این حقیقت مهم، محتاج بحث مفصل و دقیقی است که خارج از حوزه نوشتار فعلی است. آنچه اکنون مورد نظر می باشد، این واقعیت است که خدای متعال مربیانی برای بشریت قرار داد و پیامبر اکرم (ص) هم آنان را معرفی فرمود، ولی پیشوایان ضلالت، راه را بر این سرچشمه ناب بستند و آب گل آلود را در اختیار مردم قرار دادند.

کمیت شاعر می گوید: به امام باقر (ع) عرض کردم: به من از حال آن دو نفر خبر دهید. فرمودند:

واللهِ یا کُمَیتُ، ما اُهریقَ مِحجَهٌ مِن دمٍ وَلا اُخِذَ مالٌ مِن غَیرِ حِلِهِ وَلاقُلِبَ حَجَرٌ عَن حَجَرٍ اِلا ذاکَ فی اَعناقِهِما[3]

به خدا قسم ای کمیت، هیچ خونی هر چند ناچیز ریخته نمی شود و هیچ مالی به غیر حلال گرفته نمی شود و هیچ سنگی از جا حرکت نمی کند مگر آنکه گناهش بر گردن آن دو می باشد.

هر جنایتی که صورت می گیرد و هر گناهی که انجام می شود، علاوه بر آنکه فاعل آن مورد مؤاخذه است، گناهش بر گردن امامان ضلالت خواهد بود. چرا که آنان مانع شدند از اینکه مردم در مکتب اهل البیت (ع) تربیت شوند و تقوا و پاکی بیاموزند.

در حدیث دیگری از امام باقر (ع) چنین روایت شده است:

ما اُهرِقَت مِحجَمَهُ دَمٍ إلاّ وَ کانَ وِزرُها فی اَعناقِهِما اِلی یومِ القیامَهِ مِن غَیرِ اَن یَنقِصَ مِن وِزرِ العامِلینَ شیءٌ

هیچ خونی – هر چند نا چیز – ریخته نمی شود مگر آنکه گناه آن تا روز قیامت به گردن آن دو نفر است بدون اینکه از گناهِ انجام دهندگانِ آن چیزی کاسته شود. [4]

[1] مهج الدعوات ص 334

[2] کافی ج 8 ص 242 ح 336

[3] کافی ج 8 ص 103 ح 75

[4] بحارالانوار ج 85 ص 264 ح 5

ائمه کفر، اصل هر شرّ هستند


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته
 Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1