پس از آنکه دانستیم برای تحقق دینداری باید دشمنان اهل بیت (ع) و پیشوایان گمراهی را بشناسیم و از آنان بیزاری بجوییم، حال می گوییم این برائت، فی نفسه موضوعتی دارد. ما در فصل دوم از بخش اول کتاب، نشان دادیم که گوهر دینداری، پذیرفتن ولایت اهل بیت (ع) است و اگر کسی این گوهر را نداشته باشد، اعمال نیکش نفعی به حال وی ندارد. از امام صادق (ع) آوردیم که فرموده بودند:
خداوند شرم نمی کند از عذاب کردن امتی که خدا را با امامی که از جانب او نیست دینداری کنند، اگر چه آن امت در اعمال خود نیکوکار و پرهیزکار باشند. و خداوند شرم می کند از عذاب کردن امتی که خدا را با (قبول) امامی از جانب او دینداری می کنند، هر چند که آنها در اعمال خود، ستمکار و بدکار باشند.
هر کس امام از اهل بیت پیامبر (ص) را بشناسد و ولایتش را بپذیرد، آنگاه هر کار خیری که برای خود انجام دهد، از او پذیرفته اس و پاداشی چند برابر برای او قرار داده می شود. چنین کسی از اعمال خیر خود با معرفتی که دارد، سود می برد... همچنین خدا از بندگان، در صورتی که ولایت امام ستمگری که از جانب خدا نیست، پذیرفته باشند. اعمال صالح را نمی پذیرد.
عبدالله بن ابی یعفور به آن حضرت عرض کرد: مگر خدای متعال نفرموده: «هر کس حسنه بیاورد (پاداشی) بهتر از آن برای اوست و در روز قیامت از بیم و هراس در امان است»؟ پس چگونه عمل صالح برای کسی که ولایت ائمه جور را پذیرفته باشد، سودی نمی بخشد؟ امام صادق (ع) فرمودند: آیا می دانی آن «حسنه» ای که خدای متعال در این آیه می فرماید چیست؟ آن حسنه، معرفت امام و اطاعت از اوست. و نیز فرموده: «هر کس سیئه را بیاورد با رو در آتش افکنده می شود. آیا جز جزای اعمال خویش را می بینید؟» و جز این نیست که مراد خدا از «سیئه» انکار امامی است که از جانب خدا باشد. هر کس در روز قیامت، ولایت امام ستمگری را که از جانب خدا نیست بیاورد و منکر حق ما و ولایت ما باشد، خدای متعال او را روز قیامت با رو در آتش خواهد افکند.
پس ملاک و اصل دینداری، قبول ولایت اهل بیت (ع) است که بدون آن هیچ عملی نفعی نمی بخشد. حال اگر کسی با وجود شناخت ائمه هدی (ع) بنا را بر دشمنی و مخالفت با ایشان بگذارد و نسبت به آنها اظهار بغض و کینه توزی نماید، چنین کسی بکلی از مسیر دین خارج است و هیچ کار خوبش با وجود دشمنی و بغض نسبت به اهل بیت (ع) برای او سودی ندارد. این فرد اصلاً زیر بار بندگی خدا نرفته و با محور عبودیت و طاعتِ خدا مخالفت ورزیده است، بنابراین اگر کار خوبی هم انجام دهد، در حقیقت خدا را به مسخره و استهزا گرفته است و به همین جهت از امام باقر (ع) روایت شده است که فرمودند:
همانا دشمن ما اهل بیت تفاوتی نمی کند که نماز بخواند و روزه بگیرد یا زنا و دزدی کند. او در هر صورت در آتش است.
اصل دینداری، در مسیر بندگی خدا بودن است و این منحصراٌ با قبول ولایت و امامت ائمه (ع) و برائت از دشمنانشان محقق می شود و آنچه ارزش عمل را تعیین می کند، همین است. بنابراین آن که چنین ولایتی را نپذیرفته، اعمالش او را نجات نخواهد داد و از این جهت که در آتش خواهد بود، عمل خیر و گناه برای او یکسان است. البته گناه هیچگاه از گناه بودن نمی افتد و ارتکاب گناه برای چنین شخصی سبب افزایش عذاب خواهد بود، ولی کارهای خوبش از این جهت که او را سعادتمند نمی کند با اعمال زشت او تفاوتی ندارد.
برائت از دشمنان اهل بیت (ع) خودش فی نفسه عبادتی است که مقرب الی الله است. و این معنا از جملاتی از زیارت عاشورا فهمیده می شود:
ای اباعبدالله، من به سوی خدا و رسولش و امیرالمؤمنین و فاطمه و حسن (ع) و به سوی تو تقرب می جویم به وسیله دوستی تو و بیزاری جستن از قاتلان تو و آنان که جنگ با تو را به پا کردند و به وسیله بیزاری جستن از آنان که اساس ظلم و جور بر شما را بنا نهادند.... و تقرب می جویم به سوی خدا و سپس به سوی شما به وسیله دوستی شما و دوستی دوستان شما و به وسیله بیزاری جستن از دشمنان شما و آنان که جنگ با شما را به پا کردند و به وسیله بیزاری جستن از پیروان آنان.
یعنی ما همانطور که به وسیله ولایت ائمه (ع)، به سوی خدای متعال تقرب می جوییم، به وسیله برائت از دشمنانشان نیز تقرب می جوییم. و چنانکه در جملات دیگری از زیارت می خوانیم، برائت از دشمنان اهل بیت (ع) نعمت ارزشمندی است که خدا روزی افراد می کند و آنان به وسیله آن به او نزدیک می گردند.
[1] اصول کافی، کتاب الحجه، باب فیمن دان الله عزوجل بعیر امام من الله جل جلاله، ح 5