montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

ولایت و برائت دو شاخه تنومند درخت توحیدند. میوه ای که از شاخه ولایت می روید، محبت اولیای خداست و میوه شاخه برائت، بغض دشمنان خدا. کسی نمی تواند ادعای ولایت اهل بیت (ع) را داشته باشد ولی از برائت نسبت به دشمنان آنان بی بهره باشد. کسی به امام صادق (ع) عرض کرد: فلان کس موالات شما را دارد اما نسبت به برائت از دشمنان شما ضعیف است، آن حضرت فرمودند:

هیهات! کَذَبَ مَنِ ادَّعی مَحَبَّتنا وَلَم یَتَبَرَّأ مِن عَدَوِنا [1]

هرگز چنین نیست! دروغ گفته است آن کس که ادعای محبت ما را داشته باشد در حالی که از دشمنان ما بیزاری نجسته است.

مگر می شود کسی را دوست داشت اما نسبت به دشمن او بی تفوات بود؟! ولایت و برائت و ثمرات آنها، یعنی حب و بغض، لازم و ملزوم یکدیگرند و ایمان در همین حب و بغض خلاصه می شود: «وَهَلِ الایمانُ اِلا الاُحبُ و البُغضُ؟»

محبت ما نسبت به اهل بیت (ع) در اعمالی ظهور و بروز پیدا می کند که از جمله آن اعمال، صلوات فرستادن بر محمد و آل محمد (ص) است که در احادیث، سفارش های اکیدی نسبت به آن صورت گرفته است:

ما فیِ المیزانِ شیءٌ أَثقُل مِنَ الصَّلاهِ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَّمَدٍ [2]

چیزی در میزان اعمال، سنگین تر از صلوات بر محمد و آل محمد (ص) نیست.

و فرموده اند صلوات بر پیامبر (ص) باید همراه با صلوات بر اهل بیت ایشان باشد و صلوات کامل چنین صلواتی است امام باقر (ع) شنیدند که مردی به پرده کعبه آویخته بود و می گفت: اللهم صل علی محمد. به او فرمودند:

یا عَبدُاللهِ، لاتُبِترها. لاتَظلِمنا حَقَّنا قُل: اللهُّمَ صَلِ عَلی مُحَّمَدٍ وَ اَهلِ بَتِهِ [3]

ای بنده خدا، صلوات را ناقص مکن. در حق ما ستم روا مدار. چنین بگو: خدایا بر محمد و اهل بیت او درود فرست.

آنقدر مسأله صلوات فرستادن اهمیت دارد که پیامبر اکرم (ص) می فرمایند:

مَن ذَُکِرتُ عِندَهُ فَنَسیِ الصَّلاهَ عَلَیَّ، خُطیءَ بِهِ طَریقَ الجَنَّه [4]

هر کس که نزد او نام من برده شود و صلوات بر من را ترک نماید، از راه بهشت منحرف می شود.

همانگونه که صلوات فرستادن، نشانه ها محبت به اهل بیت (ع) است، نشانه بغض نسبت به دشمنان ایشان نیز لعنت کردن آنهاست. «لعن» در لغت به «الاِبعاد و الطرد من الخیر» یعنی «دور کردن و طرد کردن از خیر» معنا شده و معنای «لعنت» را «الدعاء علیه» یعنی نفرین کردن، دانسته اند. [5] پس همانطور که صلوات، دعای خیر و طلب رحمت و درود است، لعنت، دعای علیه کسی و درخواست دور شدن او از خیرات دنیوی و اخروی است. وقتی خدا کسی را لعنت می کند، در واقع او را از خیرات دور می سازد. به تصریح قرآن، خدای متعال، آنان را که پیامبر (ص) را آزار دهند، مورد لعن خود قرار داده است. [6]

اِنَّ الذَّینَ یُؤذُونَ اللهَ وَ رَسولَهُ لَعَنَهُم اللهُ فیِ الدُنیا والآخِرهِ و اَعدَّلَهُم عَذاباً مُهیناً [7]

همانا آنان که خدا و رسول را اذیت کنند، خدا در دنیا و آخرت لعنتشان کند و برای آنها عذابی خوار کننده مهیا نماید.

در اینجا ما با استفاده از قرآن و منابع معتبر اهل سنت می خواهیم جواز لعن دشمنان اهل بیت (ع) را ثابت کنیم تا کسی گمان نکند که بحث لعنت از مباحث غیر قابل دفاع است. در کتاب شریف «فضائل الخمسه» بابی با این عنوان وجود دارد: «فی قول النبی (ع): فاطمه بضعه منی فمن أغضبها أغضبنی» [8] و در ذیل آن، مؤلف، احادیثی را از کتب معتبر اهل سنت همچون صحیح بخاری، صحیح مسلم، صحیح ترمذی و سنن ابوداوود، نقل می کند که همگی در این مضمون مشترکند که پیامبر اکرم (ص) فرمود: هر کس فاطمه را بیازارد و خشمگین سازد، مرا آزرده و خشمگین ساخته است. به عنوان نمونه، به حدیثی که در صحیح بخاری از پیامبر اکرم (ص) وجود دارد، توجه کنید:

هِیَ فاطِمَهُ بَضعَهٌ مِنیّ ... یُؤذینی ما آذاها [9]

او فاطمه است؛ پاره تن من می باشد ... آنچه او را بیازارد، مرا آزرده است.

عین همین تعبیر در صحیح مسلم و صحیح ترمذی هم آمده است.

حال، نقل ابن قتیبه را در کتاب «الامامه و السیاسه» بنگرید:

وقتی ابوبکر و عمر به عیادت حضرت زهرا (ع) آنگاه که در بستر بیماری بودند آمدند، آن حضرت فرمودند:

نَََشَدتُکُما اللهَ، سَمِعتُم قَولَ رَسُولِ اللهِ (ص): رِضا فاطِمَهَ مِن رِضایَ وَ سَخَطُ فاطِمَهَ مِن سَخَطی. فَمَن أَحَبَّ فاطِمَهَ ابنَتی، فَقَدا اَحَبَّنی وَ مَن اَرضا فاطِمَهَ، فَقَد اَرضانی وَ مَن اَسخَطَ فاطِمَهَ، فَقَد اَسخَطَنی قالا: نَعَم، سَمِعناها مِنَ رَسُولِ اللهِ (ص) قالت فاطمَهُ: فَاِنّی اُشِهِدُ اللهِ وَ مَلائِکَتَهُ اَنَّکُما اَسخَطتُمانی فَما اَرضَیتُمانی وَ لَئِن لَقیتُ النَّبیَّ، لاَشکُوَنَّکُما اِلَیه فَبَکی اَبوبَکر وَ قالَت لَهُ: وَاللهِ لاَدعوُنَّ اللهَ عَلیکَ فی کُلِّ صَلاهٍ اُصلیها [10]

شما دو نفر را به خدا قسم می دهم، آیا فرمایش پیامبر را شنیدید که فرمود: خشنودی فاطمه، خشنودی من، و ناخشنودی او ناخشنودی من است. پس هر کس فاطمه را دوست بدارد، مرا دوست داشته و هر کس فاطمه را خشنود سازد، مرا خشنود ساخته. و هر کس فاطمه را خشمگین کند، مرا خشمگین کرده است. گفتند: آری، از رسول خدا (ص) شنیده ایم این سخن را. فرمود: من خدا و ملائکه را شاهد می گیرم که شما دو نفر مرا خشمگین کردید و خشنود نساختید. و اگر پیامبر (ص) را ملاقات کنم، شکایت شما را به او خواهم کرد. در این حال، ابوبکر به گریه افتاد. حضرت به او فرمودند: به خدا قسم، در هر نمازی که می خوانم تو را نفرین خواهم کرد.

در کتاب صحیح بخاری نیز چنین نقل شده است:

فَغَضِبَعت فاطِمَهُ بِنتُ رَسولِ اللهِ (ص) فَهَجَرَت اَبابَکرِ فَلَم تَزَّل مُهاجَرَتُهُ حَتی تُوُفِیت [11]

فاطمه دختر پیامبر (ص) بر ابوکر غضب کرد و با او قهر نمود و تا هنگام مرگش این قهر ادامه داشت.

در جای دیگری از همان کتاب آمده است:

فَوَجَدَت فاطِمَهُ عَلی اَبی بَکرٍ فی ذلِکَ فَهَجَرتُهُ فَلَم تُکَلِمُه حَتیّ تؤُفیِتَ [12]

فاطمه بر ابوبکر خشم گرفت پس با او قهر نمود و تا هنگام مرگ سخن نگفت.

بنابراین به گواهی مدارک معتبر اهل سنت، غاصبان حق اهل بیت (ع) حضرت زهرا (ع) را آزرده و خشمگین کرده اند و بنا بر فرمایش منقول از پیامبر (ص) در همان مدارک، ایذای فاطمه (ع) ایذای رسول خدا (ص) است و خدای متعال در قرآن آنان را که رسول را ایذا کنند، مورد لعن خویش قرار داده است.

پیامبر اکرم (ص) نیز آن کسی را که به حضرت زهرا (ع) ظلم کند، لعنت فرموده است. ابن عباس نقل می کند که پیامبر (ص) در حق حضرت زهرا (ع) فرمودند:

اللهُّمَ العَن مَن ظَلَمَها [13]

خدایا آن کسی را که به فاطمه ظلم کند، لعنت کن.

ائمه (ع) نیز مقید بودند که دشمنان اهل بیت (ع) را لعن کنند. به عنوان نمونه در کتاب کافی نقل شده که راوی می گوید:

سَمِعنا اَبا عَبدِاللهِ علیه السلام وَ هُوَ یَلعَنُ فی دَبرِ کُلِّ مَکتُوبِهٍ اَربَعَهً مِنَ الرَّجالِ وَ اَربَعَاً مِنَ النساءِ فُلانٌ وَ فُلانٌ وَ فُلانٌ وَ معاویهَُ وَ یُسَمیهِم وَ فُلانُه وَ فُلانُه وَ هِندٌ وَ اُمَُّ الحَکُمِ اُختُ مُعاوِیَهَ [14]

شنیدیم که امام صادق (ع) بعد از هر نماز واجبی چهار تن از مردان و چهار تن از زنان را لعن می کرد. فلانی و فلانی و فلانی و معاویه که آنها را نام می بردو و فلان زن و فلان زن و هند و ام الحکم خواهر معاویه.

پس لعن، سنتی بوده است که ائمه (ع) به آن مقید بوده اند و شیعیان خود را نیز به آن سفارش می کرده اند. در زیارت عاشورا که بر خواندن آن تأکید زیادی صورت گرفته است، در موارد مختلف، دشمنان اهل بیت (ع) لعنت شده اند. از جمله می خوانیم:

اللهُّمَ العَن اَوَّلَ ظالِمِ حَقَّ مُحَمَدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ ... اللهُّم خُصَّ اَنتَ اَوَّلَ ظالِمٍ بِاللغنِ مِنّی وَابدأَ بیهِ اَوَّلا ثُّمَ الثانی ثُّمَ الثالِثِ ثُمَّ الرابِعَ. اللهُم العَن یَزیدَ بنَ مُعاویه خامِساً و العَن عُبیدُاللهِ بن زیادٍ وَابنَ مَرجانَهَ وَ عمرَ بنَ سَعدٍ وَ شِمراً و آلَ اَبی سُفیانَ وَ آلَ زیادٍ وَ آلَ مَروانَ اِلی یَومِ القیامَهِ [15]

در اینجا این نکته را به اجمال تذکر دهیم که اگر آل ابوسفیان و آل زیاد و آل مروان، همگی مورد لعنت قرار می گیرند به این جهت است که آنان از فعل پدران خود راضی و مسرور هستند. چنانکه در همین زیارت می خوانیم:

وَ هذا یَومً فَرِحَت بِهِ آلِ زیادٍ و آلُ مَروانَ بِقَتلِهِمُ الحُسَینَ صَلَواتَ اللهِ عَلَِیه.

و هر کس از کرده قومی راضی و خشنود باشد، شریک فعل آنان حسوب می گردد. [16]

مطلب دیگر این است که لعن، یکی از مصادیق نصرت اهل بیت (ع) دانسته شده و از این جهت نیز اهمیت فوق العاده ای پیدا می کند. کسی به امام صادق (ع) عرض می کند:

یاَبنَ رَسُولِ اللهِ اِنِّی عاجزٌ بِبَدَنی عَن نُصرَتِکُم وَ لَستُ اَملِکَ اِلاَّ البرَاءَ هَ مِن اَعدائِکُم وَ اللَّعنَ فَکَیفَ حالی؟ فَقال لَهُ الصادِقُ (ع) حَدَّثنی اَبی عَن اَبیهِ عَن جَدِهِ عَن رَسُولِ اللهِ (ص) اَنَّهُ قالَ: مَن ضَعفَ عَن نُصرَتِنا اَهلَ البَیتِ فَلَعَنَ فی خَلَواتِهِ اَعداءَنا، بَلَّغَ اللهُ صَوتَهُ جَمیعَ الاَملاکِ مِنَ الثَّری اِلی العَرش فَکُلَّما لَعَنَ هذاَ الرَّجُلُ اَعداءَ نا لَعناً، ساعَدُوهُ وَ لَعَنُوا مَن یَلعَنُهُ، ثُّمَّ ثَنَّوا فَقالُوا: اللهُّمَ صلِ عَلی عَبدِکَ هذاَ الذَّی قَد بَذَلَ ما فی وُسعِهِ وَلَو قَدَرَ عَلی اَکثَرَ مِنهُ لَفَعَلَ فَاِذاَ النِداءُ مِن قِبَلِ اللهِ عزَّوَجَلَّ: قَد اَجَبتُ دُعاءَ کُم وَ سَمِعَتُ نِداءَ کُم وَصَلَّیتُ عَلی رُوحِهِ فیِ الارواحِ وَجَعَلتُهُ عِندی مِنَ المُصطَفَینَ الاخَیار [17]

ای فرزند رسول خدا، من عاجزم که با بدنم شما را نصرت کنم و جز برائت جستن از دشمنان و لعنت آنان کاری از من بر نمی آید. حال من چگونه است؟ امام صادق (ع) فرمودند: پدرم از پدرش از جدش از رسول خدا (ص) حدیث فرمود که پیامبر (ص) فرمودند: هر کس از نصرت ما اهل بیت (ع) ناتوان باشد ولی در خلوتهای خود، دشمنان ما را لعنت کند، خدا صدای او را به همه صاحبان قدرت از زمین تا عرش می رساند. پس هر گاه این شخص دشمنان ما را لعنت کند، آنها نیز او را کمک می کنند و همان کسانی را که او لعنت کرده، لعنت می کنند، سپس یک کار دیگر می کنند و می گویند: خدایا بر این بنده ات درود فرست. او کسی است که آنچه در توانش بود انجام داد و اگر می توانست بیش از این انجام می داد. آنگاه از جانب خدای عزوجل ندا می رسد: دعای شما را اجابت کردم و صدایتان را شنیدم و بر روح او درود فرستادم و او را از برگزیدگان و نیکان قرار دادم.

بنابر آنچه گفته شد، لعنت کردن دشمنان اهل بیت (ع) از آثار و لوازم برائت است. و یکی از فوائد زنده ماندن این سنت این است که دشمنان خدا شناخته می شوند و نسلهای مختلف با شناخت دشمنان خدا و برائت از آنان، از منحرف شدن در راه دین، مصون می مانند. علاوه بر آنکه از این طریق به خدا و اهل بیت (ع) تقرب می جویند.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم بقائمهم و العن اعداءهم.

[1] بحارالانوار ج 27 ص 58 ح 18

[2] اصول کافی، کتاب الدعا، باب الصلاه علی النبی (ص)، ح 15

[3] همان، ح 21

[4] همان، ح 19

[5] لسان العرب، ج 13 ص 208

[6] در این زمینه مرحوم محقق کرکی کتابی با عنوان «نفحات اللآهوت فی لعن الجبت و الطاغوت» دارند که به فارسی هم با همین نام، ترجمه شده است. در آنجا ایشان بحثی مستدل درباره وجوب لعن امامان کفر مطرح کرده اند.

[8] فضائل الخمسه ج 3 ص 184

[9] صحیح بخاری، کتاب النکاح، باب ذبِ الرجُل عن ابنتِه (نقل از فضائل الخمسه ج 3 ص 184)

[10] الامامه و السیاسه ص 14

[11] صحیح بخاری، کتاب الجهاد و السیر باب فرض الخمس ج 2 ص 186

[12] صحیح بخاری، کتاب المغازی، باب غزوه خیبر ج 3 ص 55

[13] امالی صدوق مجلس 24 ح 2 ص 69 و 70

[14] کافی ج 3 ص 342

[15] بحار الانوار، ج 98 ص 296

[16] از امام رضا (ع) نقل شده که فرمود:

ذراری قتله الحسین (ع) یرضون بافعال آبائهم و یفتخرون بها. و مَن رضی شیئاً کان کمن اتاه و لو ان رجلاً قتل بالمشرق فرضی بقتله رجل فی المغرب لکان الراضی عندالله عزوجل شریک القاتل.

(عیون اخبارالرضا (ع) ج 1 ص 273)

یعین: فرزندان کشندگان حسین (ع) به اعمال پدران خود راضی بوده و به آن افتخار می کنند. و هر کس به انجام چیزی راضی و خشنود باشد، مانند کسی است که آن را انجام داده است. تا آنجا که اگر کسی در مشرق کشته شود و دیگری در مغرب به کشتن او راضی باشد، رضایت دهنده نزد خدای عزوجل، شریک قاتل محسوب می شود.

[17] بحار الانوار، ج 27 ص 222، ح 1

آثار و لوازم ولایت و برائت


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته
 Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1