montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

دو جواب است يکي اجمالي و يکي تفصيلي جواب اجمالي از سه وجه:
وجه اول: مانند جوابي که به غير مسلمان مي‏دهيم و آن اين است که مسئله غيبت و خصوصيات او اگر از فروعات مذهب است پس اگر شما را با ما بحثي است بايددر اصل مذهب بحث کنيد و گرنه اين اشکالات بيجا و بي‏مورد است.
وجه دوم: اينکه اصلا اين مسئله از فروعات اسلام است نه تنها از فروعات مذهب شيعه پس اگر اصل او در اسلام ثابت شد. اولا جاي چون و چرا نيست زيرا که اشکالات گذشته بعضي به معارضه با مشيت خدا و حکمت خدا برگشت مي‏کند و بعضي با قدرت خدا و از شخص مسلمان اين معارضه بعيد و غير مناسب با عقائد اسلاميست. و ثانيا: مسئله مشترک خواهد بود پس اشکالات شما اگر بجا باشد مشرک الورود خواهد بود پس شما هم ملزم به جواب خواهيد بود. [1]
ميزان اينکه مسئله اسلامي است پس مشترک مابين همه‏ي مذاهب است يا اختصاص به يک مذهب تنها دار اين است، اگر آن قضيه و حکم را همه نقل کرده‏اند مشترک مابين همه است و اگر تنها يک مذهب يا دو مذهب يا بيشتر نقل کرده‏اند مختص بناقل وي است و اما اينکه قضيه غيبت و ظهور حضرت مهدي عليه‏السلام مشترک اسلام است و اصلش در اسلام ثابت است اثباتش را محول به کتب خود شما مي‏نمائيم و شما را به کتب خود حواله مي‏دهيم مراجعه کنيد تا ببيند چه اخبار زيادي از پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم و از صحابه مانند جابر و حذيفة و عبدالله بن مسعود و عبدالله بن عباس و عبدالله بن عمر و عبدالله بن عمرو بن العاص و ابو سعيد خدري و ابو امامه باهلي و انس بن مالک و ابوهريره و غيرهم نقل کرده‏اند درباره‏ي خصوصيات مهدي عليه‏السلام از شمائل او و نسب او و کيفيت ظهور او و نماز خواندن عيسي بن مريم پشت سر او و همواره پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم و همچنين صحابه مردم را مژده مي‏دادند به ظهور او. و شما را حواله مي‏دهيم به منصفين شما مانند کمال الدين محمد بن طلحة در کتاب مطالب السئول در مناقب آل رسول و سبط. ابن الجوزي در کتاب تذکرة الائمة و شيخ سليمان حنفي نقش‏بندي در کتاب ينابيع المودة و غيرهم که چگونه به تمام خصوصيات مهدي عليه‏السلام مانند شيعه اعتراف نموده‏اند حتي جواب از اشکالات را هم تا حدي داده‏اد و چگونه اخبار بسيار نقل کرده‏اند بلکه بعضي بخصوص در اين باره کتاب نوشته‏اند مانند محمد بن يوسف گنجي که کتابي نوشته بنام کتاب البيان في أخبار صاحب الزمان و حافظ أبو نعيم چهل حديث نقل کرده و در ينابيع المودة اعتراف بسياري از بزرگان علماي أهل سنت را ذکر کرده و شعرهائي که در اين باره گفته‏اند درج ساخته و کتابهاي بعضي را که نوشته‏اند يا مقداري از کتاب را که در خصوص آن حضرت است عين آن را نقل کرده و سيد ابن طاوس سه کتاب از ايشان را عين آن را در کتاب ملاحم و فتن خود نقل کرده يکي کتاب الفتن تأليف نعيم بن حماد خزاعي دوم کتاب الفتن تأليف ابي‏صالح سليمي، سوم کتاب الفتن تأليف أبي يحيي زکريا بن يحيي، آيا با اين وصف جاي تعجب نيست که اين همه بنويسند و نقل کنند باز چنان اشکالاتي کنند که شأن مسلمان نيست بلکه وظيفه او تسليم است در مقابل گفته خدا و رسول.
اما ليس هذا اول قارورة کسرت في الاسلام.
اين اولين شيشه نيست که در اسلام شکسته شده، همان غرض و مرضي را که نسبت به اميرالمؤمنين عليه‏السلام و يک يک از ائمه طاهرين اعمال کردند نسبت به آخر ايشان نيز دارند و اعمال مي‏کنند شما را به خدا اين عمل را به چه مي‏توان حمل کرد جز بر غرض و مرض و عناد و لجاج. اعمال کردند نسبت به آخر ايشان نيز دارند و اعمال مي‏کنند، شما را به خدا اين عمل را به چه مي‏توان حمل کرد جز بر غرض و مرض و عناد و لجاج؟!
[1] لهذا منصفين ايشان که اعتراف به آن حضرت و غيبت او نموده‏اند درصدد جواب برآمده و به قدر فهم خود از بعضي از اين شبهات جواب گفته‏اند.
و اما جواب از مخالفين با ما در مذهب


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته
 Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1