مسجدها مانند کنيسه و کليسا به طلا و نقره زينت شود.
مساجد مخروبه گردد (يعني آنها که مورد توجه نيست).
منارهها بلند شود.
اماکن بر مساجد تنگ گيرد و مساجد را در مضيقه افکند (يا از جهت اعمال و کردارشان و يا از جهت بلند کردن ساختمانها و يا غير ذلک).
در مساجد آلات موسيقي بنوازند و کسي بر ايشان انکار نکند.
مسجدها را مجالس طعام و غذا قرار دهند.
مساجد معمور است و از هدايت خراب.
مسجدها معمور به اذان و دلها خالي از ايمان.
مساجدشان آباد (از نفوس يا از نقوش) و دلهاشان خراب از هدايت.
به سبب خصومتها و دشمنيها نماز از مسجدها برداشته شود.
صفها و جمعيتها بسيار و هواها مختلف.
صفها بسيار اما با دلهاي پر از بغض و کينه بر يکديگر و با زبانهاي مختلف. مساجد پر باشد از کساني که خوف خدا ندارند، جمع ميشوند در آنها براي غيبت و خوردن گوشت اهل حق و در آنها توصيف شراب مسکر براي يکديگر ميکنند.
گاه باشد که امام جماعت به حال مستي و بي شعوري نماز بگزارد و از ترس او را در حال مستي اکرام کنند و او را به خود واگذارند و عقوبت نکنند و بعد هم براي او عذري ميسازند.
در مساجد درآيند و حلقه حلقه بنشينند و ذکر ايشان و صحبت ايشان دنيا و حب دنيا باشد، با ايشان مجالست مکنيد که خداوند را به ايشان نيازي نيست.
مساجد معمور باشد از گمراهي و خراب باشد از هدايت، پس قاريان آن مساجد و آباد کنندگان آن مساجد (به حضور خود يا به تعمير آنها) خائب و نااميدترين خلق خدايند، گمراهي از ايشان جاري ميشود و به سوي ايشان برميگردد، حضور در چنين مساجد که حال اهلش اين است و رفتن به چنين مساجد کفر به خداوند عظيم است، در صورتي که به گمراهي ايشان عارف و آگاه باشد.
پس مساجد آنان به سبب آن نحوه افعالشان و کردارشان از هدايت خراب و از گمراهي آباد است، سنت خدا را تبديل و از حدود تجاوز کردهاند، دعوت به سوي هدايت ميکنند، مال خدا را قسمت ميکنند، کشتههاي خود را در اين راه شهداء ميخوانند، پس خدا را به افتراء و انکار ديندار شدهاند، به جهل خود مستغني از علم شدهاند.

وضع و حال مساجد و معابد
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1