گذشته از طبيعيين که منکر خدايند و آن را بحثي است جداگانه، مامليين دنيا از يهود و نصاري و مسلمان و هر کس که قائل به خداي واحد و خالق واحد است براي همهي اين عالم، چون نظر به وجدان ايماني و فطرت عقلاني خود کنيم، اين دو بالصراحة قضاوت ميکنند که اين جهان بشريت بر روي اين کرهي خاک با اين محيط افلاک، نبايد بدين وضع کنوني که مشاهده ميشود باشد و نبايد همواره بر اين روش و سيره بماند که از هر سري صدايي و از هر نايي نوايي و هر جزئي از زمين را جباري حيازت کرده، جان و مال و خون مردم را مباح خود ميشمارد و فجايع عالمگير شده، فسق و فجور و فواحش علني و هتک اعراض و قتل نفوس شايع، جز منکرات در همهي صفحات چيز ديگر مشاهده نميشود.
از طرف ديگر چون نظر به نوع بشر ميکنيم، ميبينيم جز عدهي قليل انگشت شمار همه حياري و سکاري، برخي از باب جستجوي دين و حقيقت در چاه ويل افتاده که به هيچ وجه راه خلاصي ندارند و برخي ديگر عنان را از خود گسيخته، تابع هوا و شهوات گشته به راي خود دينداري و به هواي خود خداپرستي ميکنند!
هرگز وجدان ايماني و عقل سليم رباني نميپذيرد که دنيا براي هميشه بر همين منوال آفريده باشد و جز همين روش چيزي ديگر از ايشان نخواهد.
بلکه اين عقل و وجدان به مقتضاي نظر در حکمت سبحان حکم ميکند که بايد خلقت غير اين باشد و غرض و غايت خلقت غير اين باشد و آن بندگي و ستايش و پرستش است، چنانکه اين آيه:
(و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون) [1]
نيز اين حکم فطري و اين نظر فکري را تاييد ميکند و همچنين به مقتضاي عدالت ذات احديت حکم ميکند که اين هرج و مرج و فتنه و فساد و ظلم و جور هم نبايد دائمي و ابدي باشد، بلکه بايد روزي باشد که صفحهي زمين از اين لوثها پاک گردد، اگر چه به مقتضاي امتحان و مهلت؛ چنانکه در پيش گذشت، چند روزي از وي چشم پوشي و هر کس به خود واگذاشته شود تا هر کس از قالب خود بيرون آيد و هر چه در باطن او نهانست بيرون دهد.
مويد اين حکم نيز اين آيه است:
(فاوحي اليهم ربهم لنهلکن الظالمين و لنسکننکم الارض من بعدهم ذلک لمن خاف مقامي و خاف وعيد) [2]
«پس خداوند به پيغمبران وحي فرمود: که هر آينه ستمکاران را هلاک خواهم ساخت البته، و هر آينه شما را در زمين سکونت خواهم داد بعد از ايشان، اين براي کسي است که از مقام من و از وعدههاي من بترسد.»
پس به مقتضاي اين حکم وجدان و عقل، هر کس که خود را از مليين ميشمارد چارهاي ندارد جز اينکه منتظر روزي باشد که غايت خلقت در سراسر بشريت ظاهر و دائر گردد و فرشتهي عدالت در همه جاي زمين حکمفرما شود و الا نقض غرض و اهمال خلق لازم خواهد آمد.
يعني اگر بناي خدا بر همين باشد اهمال خلق خواهد بود اهمال کلي، و اين اهمال بيش از آن اهمالي است که در اشکال بر غيبت ايراد کردهاند، زيرا که او اهمال جزئي و تا چندگاهي است و اين اهمال کلي و دائمي است.
و اگر بناي خدا از اصل بر اين نيست و نبوده، پس اينگونه واگذاري که هيچ روزي نباشد براي ظهور غايت خلقت و نشر عدالت، نفض غرض است و اين هم محال است.
پس هر صاحب ملتي چون به وجدان ايماني خود نظر کند ناچار است که منتظر يک چنين روزي باشد و لهذا يهود و نصاري منتظرند، نهايت آنان منتظر محمد صلي الله عليه و اله و سلم هستند و ميگويند او هنوز ظاهر نشده و آن حضرت را به نام فارقليط و فارقليطا ميخوانند و نصاري نيز منتظر نزول عيسي هستند که ميگويند او هم با محمد نازل خواهد شد و همچنين مخالفين مذهب ما از مسلمانان منتظر مهدي ارواحنا له الفداء هستند، نهايت ميگويند او بعد از اين متولد خواهد شد، [3] غير از صوفيه که آنان مهدويت را نوعي ميدانند يعني مهدويت را به شخص خاص قائم نميدانند، بلکه هر کس قطب وقت باشد همان مهدي است، مهدي امري است نوعي، منحصر به يک فرد نيست بلکه عددش بي شمار است.
پس امام حي قائم آن وليست
خواه از نسل عمر خواه از عليست
(مولوي)
آري بعض کمي که خود را هم شيعه ميگمارند و هم صوفيهي متشرعه، مهدي را همان فرد ميدانند، اما قطب را جانشين و واسطهي او ميدانند. [4]
اين حکومت عقل و وجدان نظر به اصل مليت و عقيدهي خداپرستي به نحو اشتراک بين همهي مليين.
و باز قضاوت ديگر به مقتضاي وجدان اسلاميت و مسلماني کنيم:
چون نظر به بعضي از آيات قرآني ميکنيم و در وعدههاي آنها تامل ميکنيم، ميبينيم از ظهور اسلام تا کنون عملي نشده بلکه ضد آن عملي گشته و همچنان رو به تزايد است، پس وجدان اسلامي ما قضاوت خواهد کرد که بايد روزي باشد که اين وعدهها يا اين گفتهها صدق پيدا کند و الا مستلزم کذب خدا و رسول است و اين محال است و آن آيات اين است:
(قال رب فانظرني الي يوم يبعثون قال فانک من المنظرين الي يوم الوقت المعلوم) [5]
«ابليس گفت: پروردگارا مرا مهلت ده تا روزي که برانگيخته خواهند شد.
فرمود: ترا مهلت دادم تا روز وقت معلوم».
پس بايد روزي باشد که دولت ابليس برچيده شود. در سوره «ص» [6] نيز مثل اين آيه است.
(هو الذي أرسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهره علي الدين کله و لو کره المشرکون) [7]
«او آن خدائي است که رسول خود را فرستاد به هدايت و دين حق، تا اينکه ظاهر و غالب سازد او را بر همهي دينها، اگر چه مشرکين خوش ندارند».
نظير اين آيه در سورهي فتح [8] و در سوره صف [9] [نيز هست و] هنوز اين وعده به مقام فعليت نرسيده.
(و لقد کتبنا في الزبور من بعد الذکر أن الأرض يرثها عبادي الصالحون) [10]
«و هر آينه به تحقيق که نوشتيم در زبور بعد از ذکر زمين را به وراثت خواهند گرفت بندگان صالح من».
اين وعده نيز عملي نشده.
(وعد الله الذين آمنوا و عملوا الصالحات ليستخلفنهم في الأرض کما استخلف الذين من قبلهم و ليمکنن لهم دينهم الذي ارتضي لهم و ليبدلنهم من بعد خوفهم أمنا يعبدونني لا يشرکون بي شيئا) [11]
«خداوند وعده فرموده است کساني را که ايمان آورده و عمل صالح کردهاند، آنکه آنان را جانشين گرداند در زمين، چنانکه جانشين ساخته آنان را که پيش از ايشان بودند و ديني را که براي ايشان پسند فرموده بر ايشان متمکن سازد و خوف ايشان را مبدل به امن کند، تا عبادت کنند مرا و هيچگونه شرکي به من نياورند».
و غير اين از آيات که يا خود تصريح و يا تلويح دارد و يا به ضميمه روايات اشعارش به حد ظهور ميرسد که مجموع آنها دويست و هفده آيه است که اشاره به خصوصيات قائم ارواحنا له الفداء دارد، همه آنها را در تفسير خود جمع آوري نمودهام و چون بناي اين رساله بر اختصار است به همان آيات اکتفا شد.
اکنون ما اگر منصفانه به وجدان ايماني و اسلامي و عقل فطري خود مراجعه کنيم و سپس نظري به آن آيات افکنيم، از دل و جان تصديق اين فرمودهي حضرت صادق عليه السلام خواهيم کرد که در تفسير اين آيه فرمود:
(و تلک الأيام نداولها بين الناس) [12] .
«اين ايام است که ما آنها را دستگردان قرار دادهايم در ما بين مردم».
يعني هر روز دولت دست يکي است. فرمود:
«همواره از هنگامي که خداوند آدم را آفريده؛ يک دولت براي خدا بود و يکي براي ابليس، پس کجا شد دولت مستقل خدا؟ نيست مگر قائم واحد». [13]
[1] الذاريات: 56.
[2] ابراهيم: 14-13.
[3] ر. ک. الامام المهدي ارواحنا له الفداء عند اهل السنة: 152:1.
[4] ر. ک. الامام المهدي ارواحنا له الفداء عند اهل السنة: 1: 178 -145.
[5] حجر: 38-37.
[6] صاد: 81-79.
[7] توبة: 33.
[8] فتح: 28 (هو الذي ارسل رسوله بالهدي و دين الحق ليظهره علي الدين کله و کفي بالله شهيدا).
[9] صف:9.
[10] انبياء: 105.
[11] نور: 55.
[12] آل عمران: 140.
[13] معجم احاديث الامام المهدي ارواحنا له الفداء : 64:5 ح 1487، تفسير نور الثقلين: 395:1 ح 374 به نقل از تفسير عياشي، بحار: 54:51 ب 5 ح 38.

مطلب اول
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1