از مطلب اول چنين نتيجه گرفتيم که مسئله قيام قائم ارواحنا له الفداء از مهمترين حوادث کونيه است و از مهمترين مقاصد حق و دخيل ترين اسباب در غايت خلقت است و او موعودي است که به همهي انبياء مژده داده شده و وعده داده شده و او کسي است که دولت حقهي خدا را به پا خواهد کرد و دولت ابليس و شياطين انسي را مضمحل خواهد ساخت و او عملي را انجام خواهد داد که از بدو خلقت تا کنون نشده و آن اين است که تمام زمين را به تصرف بندگان صالح خدا دهد و بنيان کفر و شرک را از صفحهي زمين براندازد، به طوري که ديگر يک نفر غير مومن موحد پيدا نشود. پس هيچ مهمي مهمتر از اين نيست و بايد چنين مهم واقع شود.
و از مطلب دوم چنين نتيجه گرفتيم که چون اين قيام از مهمات حوادث است، پس بايد براي او علاماتي ارضي و سماوي باشد و چون از مهمترين حوادث است، پس بايد علامات مهمهي بزرگي ظاهر شود و چون مهمتر از او نيست و تاکنون مانند او نبوده و اصل دنيا براي خاطر اين مهم برپاست، پس بايد علامات سماوي و ارضي او بسيار باشد، چنانچه علامات براي ولادت عيسي عليه السلام بيش و براي ولادت و بعثت پيغمبر صلي الله عليه و اله و سلم بيشتر بود.
نتيجهي اين نتيجه آن است که ساده گان گول و فريب نخورند، صرف کشته شدن فلان يا حبس شدن فلان يا خراب شدن فلان يا غرق شدن فلان يا جنگ فلان با فلان يا خشکسالي و تلف اموال يا کسادي بازار و ورشکستگي تجار و اشباه ذلک را علامت حساب نکنند و هر چيزي را نگويند اين علامت است از عجلهاي که دارند، و يا از بيتابي و بي تحملي در برابر فشار يا کشت و کشتار، بلکه اين امر مهم را علامتهاي مهم بسيار هم در آسمان و هم در زمين بايد نمودار گردد، تا امر بر همه روشن شود و اخطار از طرف پروردگار و اعلام خطر بر همهي بشر مدلل و مسجل گردد.

نتيجه دو مطلب
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1