اجمالا به طور کلي ميتوان گفت: که از بزرگترين نشانهها و مهمترين علامات قرب و نزديکي، شدت همان فسادهائي است که در وقايع دوران غيبت گذشت، از فسادهاي ديني و اجتماعي و مملکتي و تربيتي و اخلاقي، يعني هر چه اين امور شدت پيدا کند ظهور نزديکتر شود، زيرا که او براندازندهي همين امور است و قيام او براي برداشتن همين فسادها است و تا عالم پر از جور و فساد نشود که ديگر چاره پذير نباشد و قابل اصلاح نباشد، قيامي نخواهد بود.
پس هر چه دامنهي فساد وسعت پيدا کند و بي ديني زيادتر گردد و ظلم و جور و تعدي و فواحش و فجايع عموميتر شود و عالمگير گردد، اميدواري بيشتر و به فرج نزديکتر خواهد بود.
پس مومنين اگر چه از ديدن اين امور و مشاهدهي اين احوال سخت دلگيرند، اما از جهت ديگر بايد دلگير نباشند که زودتر به آرزوي ديرينه نائل خواهند شد. ان شاء الله.
به اين احاديث توجه کنيد که پايهي بلا و فتنه را تا چه حدي بالا بردهاند، پيغمبر صلي الله عليه و اله و سلم فرمود:
«بلاي اين امت به نحوي باشد که پناهگاهي نباشد که به وي پناه برند». [1]
و حضرت باقر عليه السلام فرمود:
«چنان باشيد که مانند بزهاي ترسان که نه قدرت دفاع از خود دارند و نه پناهگاهي دارند، به نحوي که قصاب دست بر هر کدام که خواهد ميگذارد». [2]
و حضرت صادق عليه السلام فرمود:
«تا اينکه اکثر مردم بگويند: خدا را به آل محمد احتياجي نيست». [3]
و همچنين امير المومنين عليه السلام از پيغمبر صلي الله عليه و اله و سلم که فرمود:
«چنان زمين پر از جور و ستم شود که نتواند کسي بگويد الله، مگر مخفيانه» [4]
(شايد اين مختص بعضي اوقات يا بعضي امکنه باشد و يا مقصود اين است که ظلم را ببيند و قدرت نداشته باشد که از ظلم ناله و داد کند والله بگويد و اين اظهر است).
«ظهور نخواهد بود مگر بعد از طول مدت و قساوت دلها و پر شدن زمين از جور». [5]
و حضرت باقر عليه السلام فرمود:
«به طوري باشد که آرزو کننده در صبح و شام آرزوي مرگ کند از عظم [بزرگي] آنچه ميبينند، از درافتادن مردم به يکديگر و خوردن بعضي بعضي را». [6] (يعني مستاصل و نابود کردن).
در کتاب «ملاحم و فتن» سيد بن طاووس از پيغمبر صلي الله عليه و اله و سلم فرمود:
«زود است رو آورد بر شما فتنهي کور و کر که عقول مردان در وي معوج شود، تا اينکه دور باشد که مرد عاقلي ببيني، [7] چنان عقول مردم برود که گويا مردم بهائم هستند و تا اينکه هيچ فردي از مردم پناهي از آن فتنه نيابد و هيچ فردي قدرت آن نداشته باشد که بگويد مه مه (چرا چرا، يا بس است بس است) فتنه از ناحيهاي بلند نشود مگر اينکه در ناحيه ديگر فرود آيد، [8] هر کس خود را گمان کند که بر چيزي هست (يعني هر کس خود را عاقل و با ايمان و عقيدهي صحيح بگمارد) و حال اينکه بر چيزي نيست و در آن هنگام تمني مرگ ميکند و به قبرستان ميآيد، پس خود را مانند چارپايان بر قبر مياندازد و به خاکي ميغلطد و به صاحب قبر ميگويد: اي کاش من به جاي تو ميبودم [9] و ميگويد نجات يافتي، نجات يافتي، کاش من به جاي تو ميبودم، تا اينکه هيچ خانهاي نماند مگر اينکه فتنه داخل او شود و هيچ مسلماني نماند مگر اينکه به او آسيبي زند، تا اينکه مردي از عترت من خروج کند». [10]
[1] معجم احاديث الامام المهدي ارواحنا له الفداء : 83:1 ح 44، عقد الدرر: ص 17 ب 1، ينابيع المودة: 258:3 ب 72 ح 11، اثباة الهداة: 608:3 ب 32 ف 8 ح 120، منتخب الاثر: ص 197 ف 2 ب 1 ح 13، بحار: 104:51 ب 1 ح 39.
[2] غيبت نعماني: ص 128، بشارة الاسلام: ص 105 ب 6.
[3] معجم احاديث الامام المهدي ارواحنا له الفداء :214:1 ح 3-166 :65- ح 614- ص 357 ح 904، کمال الدين: 342:2 ب 33 ح 22، غيبت طوسي: ص 340 ف 5 ح 290.
[4] معجم احاديث الامام المهدي ارواحنا له الفداء :8:3 ح 563، امالي طوسي: ص 382 مجلس سيزدهم ح 72:821، بحار: 117:51 ب 2 ح 17.
[5] معجم احاديث الامام المهدي ارواحنا له الفداء :317:4 ح 1333، غيبت طوسي: ص 395 ف 6 ح 365، کمال الدين: 516:2 ب 45 ح 44، الثاقب في المناقب: ص 603 ح 15:551، بحار: 361:51 ب 16 ح 8.
[6] معجم احاديث الامام المهدي ارواحنا له الفداء :254:3 ح 783، مختصر بصائر الدرجات: ص 213، بحار: 231:52 ب 25 ح 96.
[7] التشريف بالمنن: ص 70 ب 10 ح 10.
[8] التشريف بالمنن: ص 68 ب 6 ح 6.
[9] التشريف بالمنن: ص 72 ب 13 ح 14-13.
[10] معجم احاديث الامام المهدي ارواحنا له الفداء : 81:1 ح 43، منتخب الاثر: ص 548 ف 6 ب 3 ح 17، التشريف بالمنن: ص 70 ب 9 ح 9.