از فتنههاي بزرگ خروج سفياني است و بلاي او از همه شديدتر و اخبار دربارهي او از همه بيشتر و در چند خبر او را از علائم حتميه شمرده، هم به معني حتمي الوقوع و هم حتمي العلامة و پيش گذشت که خروج او و يماني و خراساني در يک روز و يک ماه و يک سال خواهد بود.
وصف و تفصيل او در اخبار بسيار است ولي از باب اختصار و احتراز تکرار ملخص مضمون همه را نقل ميکنم، آن چه ذکر ميشود از امير المومنين عليه السلام و حضرت باقر و حضرت صادق عليهما السلام است.
خروج او در ماه رجب بعد از خسف قريهاي از قراء دمشق و بعد از اختلاف دو رايت در شام که پيش گذشت خواهد بود، محل خروجش وادي يابس است از اراضي شام، يا به اعتبار خشکي آن زمين از گياه او را يابس گويند و يا به اعتبار اينکه قبلا دريا بوده و خشک شده.
نام او عثمان پدرش عنبسة يا عيينة از اولاد عتبة بن ابي سفيان زادهي هند جگر خوار خبيثترين مردم است، هرگز عبادت خدا نکرده و مکه و مدينه را نديده، خبائث او به حدي است که مادر بچهي خود را زنده به گور ميکند از ترس اينکه مبادا امر او را فاش کند، در هنگام خروجش صليب طلا در گردن خواهد داشت (بشربن غالب گفت: از بلاد روم خواهد آمد به زي نصرانيت، در گردنش صليب خواهد بود).
(معلوم ميشود پشتيبانش روم است) او مردي است سفيد مائل به سرخي، چهار شانه، مهيب صورت، بزرگ جمجمه، در صورت او اثر آبله ظاهر است، چون او را ببني گمان ميکني که اعور است (يعني يک چشم او چنان تنگ و ريز يا نابينا است که چون او را ببيني ابتداء گمان ميکني يک چشم است).
تمام دوران او از ابتداء خروجش تا هنگام کشته شدنش 15 ماه خواهد بود. در اول خروجش حمله به شام کند و با رايت اموي و حسني و قيسي بجنگد تا اينکه شام را صاف کند و مرکز خود قرار دهد و اين در مدت سه ماه خواهد بود، پس تسلط او بر شام يک سال خواهد بود، پس سه ماه از آن را به اطراف بپردازد تا آنکه پنج ولايت را متصرف شود، دمشق و حمص و فلسطين و اردن و قنسرين و پس از آن نه ماه ديگر مالک خواهد بود. - به اين تفصيل رفع اختلاف از اخبار ميشود که در بعضي مدت ملک او را بعد از پنج ولايت نه ماه و بعضي حمل يک شتر ياد کرده است -.
اهل شام مطيع و منقاد او شوند و با او خروج کنند، به جزء طائفهاي که بر حق مقيم گشتهاند، خداوند آنان را نگه ميدارد از خروج با وي مگر عدهاي که با وي به ظاهر خارج شوند نه به قصد متابعت و چون به حضرت مهدي ارواحنا له الفداء رسند از لشکر او خارج و به لشکر آن حضرت ملحق شوند.
تا يکي دو ماه آسيب او به اهل حق نميرسد، گرفتار جنگهاي داخلي و جنگ با احزاب است، اما پس از آن هيچ همتي ندارد به جز مبارزه با اهل دين و معاندت او از همه بيشتر با آل محمد صلي الله عليه و اله و سلم و شيعه است، پس چون پنج ولايت را متصرف شود و داخلهي خود را امن کند دو لشکر جرار با رايتهاي سرخ و به روايتي سبز تنظيم کند. يکي براي گرفتن عراق و ديگر براي حجاز، اما لشکري که به عراق ميفرستد صد و سي هزار است، چون به قرقيسا عبور کنند در آنجا جنگ بپا باشد.
پس با بني العباس و ترک و روم و مغربي بجنگند و بر همه فائق شوند تا اينکه صد هزار از جباران را بکشند، پس آن لشکر بيايند و در روحاء و فاروق که موضعي است در دو راهي حجاز و عراق اردو زنند و از آنجا لشکري، هفتاد هزار يا شصت هزار براي بغداد و کوفه حرکت دهند، پس از ناحيه ي هجر متوجه عراق شوند و به هر قريه و آبادي که رسند دست به قتل و غارت زنند تا به بصره آيند، بزرگان آن را بکشند و حريمشان را اسير کنند پس رو به بغداد آورند، اما اهل او به شدت با ايشان مبارزه کنند و عاقبت آنان را برگردانند (حذيفه گفت: بيش از سه هزار نفر بکشند و بيش از صد زن را فضيحت کنند و سيصد پهلوان بزرگ را از بني العباس بکشند).
سپس رو به کوفه آورند و در نخيله موضع قبر هود فرود آيند و در روز زينت (يعني روز عيد) بر اهل کوفه هجوم کنند. پس از اهل کوفه ميکشند و به دار ميزنند و اسير ميکنند، پس مردي از موالي اهل کوفه با عدهي ضعيفي بر ايشان خروج ميکند، لشکر سفياني او را با يارانش بين حيره و کوفه ميکشند. پس رحل خود را در رحبهي کوفه ميافکنند و منادي ندا ميکند هر کس سر يک شيعه علي بياورد هزار درهم براي او است، پس همسايه بر همسايه خود سعايت ميکند و ميگويد اين از ايشان است، پس گردن او را ميزنند و هزار درهم ميگيرد.
در آن روز مردي که صاحب برقع باشد (چفيه) از اولاد زنا است در ميان شيعيان با ايشان مراوده دارد و همه را ميشناسد و شيعيان به حقيقت او آگاه نيستند او يک يک را معرفي خواهد کرد، امارت و حکومت در عراق در آن زمان در اولاد زنا باشد و امير ايشان جبار عنيدي خواهد بود که او را (از شيطنت و طراري) کاهن ساحر گويند، با پنج هزار از کهنهي خود (شياطين) از بغداد براي دفع و معارضه ايشان حرکت کند، تا اينکه بر جسر کوفه هفتاد هزار کشته شوند، به حدي که مردم سه روز از آب فرات خودداري کنند از بسياري خون و گند و تعفن اجسام که در شط ريخته شود.
پس هفتاد هزار باکره از کوفه اسير کنند اما از آنها کشف قناع نکنند و دستي به آنها نزنند و همه آنها را در غري يعني نجف جمع کنند، اما طولي نکشد بلکه آن روز شام نشود که سواران يماني و خراساني از دو طرف مانند دو اسب مسابقه برسند و اسيران را بازستانند (حذيفه گفت: پس ايشان را تعقيب کنند و همه را بکشند که يک نفر براي خبرگزاري از دست ايشان نگريزد).
و اما لشکري که به سوي مکه و مدينه فرستد، دوازده هزار از سواران متوجه مکه شوند، امير ايشان مردي است از بني اميه که او را خزيمة گويند، چشم چپ او مطموس است (خشکيده و چسبيده به هم يا کور و نابيناست) بر چشم او طفرهي غليظي است (يک پلک او به بالا جسته يا تخم چشمش بيرون جسته) مردان را مثله ميکند، گوش و بيني و دست ميبرد، رايت او به هر جا حمله کند بر نميگردد، ميآيد تا وارد مدينه شود (حذيفه گفت: سه روز و سه شب غارت کنند) در خانهاي که او را خانه ابوالحسن اموي گويند، اميرشان نازل شود، پس عدهاي از زنان و مردان (آل محمد) را در آن خانه حبس کند.
(در «ملاحم و فتن»: شمشير را در قريش ميگذارد و از ايشان ميکشد و دو خواهر و برادر را که نامشان علي و فاطمه است ميکشد و بر در مسجد به دار ميزند) قبل از ورود ايشان مهدي ارواحنا له الفداء و وزيرش منصور در مدينه باشند و چون لشکر ايشان وارد مدينه شود، آن حضرت با وزيرش به سمت مکه فرار کنند، پس آن لشکر به عقب ايشان به سوي مکه متوجه شوند، چون به بيابان سفيد که او را بيداء گويند برسند، همه لشکر يک مرتبه خسف شوند، نماند از ايشان مگر دو برادر يا سه نفر براي خبرگزاري که صورتهاشان به پشت برميگردد، پس يکي به مکه آيد و به امام عليه السلام خبر دهد در حاليکه صورت او برگشته باشد. بقيهي شرح در کيفيت ظهور.
حدود تعدي و تجاوز سفياني بعد از شامات، عراق است و از حجاز خصوص مدينه و چون بيشتر هم او کشتن شيعه است، لهذا فرمودند: در وقت خروج او در مدينه در عراق نمانيد، فقط مردان از او رو پنهان کنند و يا از شط فرات عبور کنند، حتي در سواد کوفه و قراء آن نباشند و اما زنان پس بر ايشان باکي نيست، اگر چه نبودنشان بهتر و از اسارت مختصر هم محفوظند و اما مکه محل اجتماع است، در آنجا ياسي نيست و از موضع ديگر ايمنتر است. [1]
و اما جنگ حضرت صاحب يا سفياني و کشتن آن حضرت، او را در کيفيت ظهور خواهد آمد.
[1] معجم احاديث الامام المهدي ارواحنا له الفداء : 481:1 ح 5-321: 355 ح 7191، (از حضرت رسول الله (صلي الله عليه و اله و سلم). منتخب الاثر: ص 565 ف 6 ب 6 ح 11، عقد الدرر: ص 79-77- ص 82، (از حذيفه). معجم احاديث الامام المهدي ارواحنا له الفداء : 88:3 ح 633- ص 89 ح 635- ص 91 ح 638-ص 92 ح 639- ج 224:5 ح 1645- ص 255 ح 1680- ص 355- ص 357 احاديث 1794 -1793 -1791، غيبت طوسي: ص 461 ف 7 ح 476، غيبت نعماني: ص 206، مختصر بصائر الدرجات: ص 200-199، الزام الناصب: 198:2 - ص 199- ص 206 (خطبة البيان)، عقد الدرر: ص 90 ب 4 ف 2 ش [45 و]، التشريف بالمنن: ص 125 ب 108 ح 125، منتخب الاثر: ص 563 ف 6 ب 6 ح 2- ص 567 ف 6 ب 6 ح 22، بحار: 253:52 ب 25 ح 53 -144: 82 ب 29 ح 86، (از حضرت امير المومنين عليه السلام). معجم احاديث الامام المهدي ارواحنا له الفداء : 271:3 ح 800- ص 274 ح 805، غيبت طوسي: ص 445 ف 7 ح 441- ص 462 ف 7 ح 477- ح 478، غيبت نعماني: ص 203، عقد الدرر: ص 86 ب 4 ف 2 ش [43 و] - ص 89 ب 4 ف 2 ش [44 ظ]، بحار: 216:52 ب 25 ح 74- ص 238 ب 25 ح 105، (از امام باقر عليه السلام). معجم احاديث الامام المهدي ارواحنا له الفداء : 462:3 ح 1023-ص 463 ح 1024- ص 466 ح 1029- ص 469 ح 1033- ص 481 ح 1048، غيبت طوسي: ص 449 ف 7 ح 452- ص 450 ف 7 ح 453، غيبت نعماني: ص 202- ص 205، منتخب الاثر: ص 565 ف 6 ب 6 ح 15- ح 16، بحار: 215:52 ب 25 ح 71- ح 72- ص 252 ب 25 ح 141- ص 272 ب 25 ح 166، (از امام صادق عليه السلام).

26- خروج سفياني
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1