غرض از قيام آن حضرت به نحو اجمال اين است: اقامه دين، و احياي سنتهاي مرده و از بين رفته سيد المرسلين، و اماته يعني ميراندن و از بين بردن بدعتهاي حادثه از امراء و سلاطين، يا از فرقههاي ضاله و مضلين و مشايخ کفر و زندقه به اسم دين، و تعليم کتاب مبين و تفسير آن از تنزيل و تاويل به نحوي که نازل شده، و اقامه قسط و عدل در همه روي زمين، و رفع ظلم و جور از مسلمين، و کشتن مشرکين و منافقين، و گرفتن زمين را از دست نااهلان و به تصرف دادن به عباد الله الصالحين، و زائل کردن کفر و شرک و نفاق و ستمگري، تا اينکه نماند در روي زمين مگر يک دين و يک آئين و آن دين ستودهي ختم المرسلين و توحيد خالص رب العالمين، و نماند مگر يک فرقه و آن فرقه هاديهي مهديهي اعني شيعهي اثني عشريه لا شرقية و لا غربية يعني لا صوفية و لا شيخية و لا کسروية و لا مزدکية.
پس مومنين را از تحت شکنجهي تقيه و اسارت ستمگران نجات دهد و زمين را از لوث همهي مفسدين پاک سازد و هر فسق و فجور و بدعت و ضلالت را براندازد، عبادت با حريت و آزادي را خالص از هر گونه ساختگيهاي بشر رواج دهد، و تمکن اجراي همه قوانين اسلام و حدود و احکام برقرار کند.
خلاصهي همهي اينها اين است که اسلام را از سر گيرد و دعوت را تجديد کند و لباس نو بر اندام وي بپوشاند، زيرا که همهي اينها آثار اسلام است که در اثر طول زمان و تصرف ايادي نااهلان يا جباران و ستمگران محو گشته پس او دوباره زنده کند و رسوم او را تازه کند و حقيقت او را از پس پردههاي اوهام ظاهر کند. قهرا او در نظر عوام بلکه خواص آلودهي به اوهام و پرورش يافته در رسوم و عادات ايام اسلام جديد مينمايد، لهذا در اخبار به جديد بودن آن اشارت رفته.