پيش گذشت که دارالملک او کوفه است و منزلش مسجد سهله.
حضرت صادق عليه السلام فرمود:
«آگاه باشيد که مسجد سهله منزل صاحب ما است هر گاه با اهل خود وارد شود». [1]
و نيز فرمود:
«گويا ميبينم نزول قائم ارواحنا له الفداء را با اهل و عيال خود در مسجد سهله».
ابوبصير عرض کرد:
«فداي تو شوم آيا منزل او در مسجد سهله خواهد بود؟».
فرمود:
«بلي منزل ادريس و ابراهيم خليل عليه السلام در آن بده و هيچ پيغمبري را خداوند نفرستاده مگر اينکه در آن نماز گزارده و در آن مسکن خضر عليه السلام است، اقامه کنندهي در آن مانند اقامه کنندهي در خيمهي پيغمبر صلي الله عليه و اله و سلم است و هيچ مومن و مومنهاي نيست مگر اينه قلب او ميل ميکند به سوي آن و هيچ روز و شبي نيست مگر اينکه ملائکه در آن مسجد وارد ميشوند، عبادت خدا در آن ميکنند. اي ابا محمد اگر من در قرب شما بودم هيچ نمازي نميگزاردم مگر در آن».
عرض کرد: «فداي تو شوم، قائم ارواحنا له الفداء همواره در آنجا خواهد بود؟».
فرمود: «بلي».
عرض کرد: «پس کساني که بعد از وي باشند (يعني در رجعت)؟».
فرمود:
«هر کس بعد او باشد چنين خواهد بود تا انقضاي خلق». [2]
روزي بعضي از اصحاب ذکر خانههاي بني العباس کرد، پس مردي گفت: خدا آنها را خراب کند يا اينکه به دست ما خراب شود. آن حضرت فرمود:
«چنين مگو که آنها مسکنهاي قائم ارواحنا له الفداء و اصحاب او خواهد بود، آيا نشنيدهاي که خداوند فرمود: (و سکنتم في مساکن الذين ظلوا أنفسهم). [3]
«سکني گرفتيد در مسکنهاي آنان که به جان خود ستم کردند». [4]
و چنانکه از حال معلوم است و همچنين از تمسک به آيه معلوم است، مقصود مساکن بني العباس تنها نيست بلکه مطلق مسکنهاي ظالمين است و چون خواهد آمد که آن حضرت آثار ظالمين را محو ميکند و هم گذشت که قصرهاي ظالمين را در کوفه خراب ميکند، پس مقصود از اين حديث منزلهاي شخصي است که آثار باقيهي تفرعني ايشان نباشد و آنها را در هر کجا باشد به اصحاب خود تفويض خواهد کرد.
[1] معجم احاديث الامام المهدي ارواحنا له الفداء :502:3 ح 1074، فروع کافي: 495:3 ح 3، غيبت طوسي: ص 471 ف 8 ح 488، بحار: 331:52 ب 27 ح 54، منتخب الانوار المضيئه: ص 334 ف 12.
[2] معجم احاديث الامام المهدي ارواحنا له الفداء :503:3 ح 1075، بشارة الاسلام: ص 300-299 ح 49، بحار: 317:52 ب 27 ح 13- ص 376 ح 177.
[3] ابراهيم: 45.
[4] معجم احاديث الامام المهدي ارواحنا له الفداء :194:5 ح 1617، اثباة الهداة: 551:3 ب 32 ف 28 ح 516، تفسير عياشي: 2: 253-252 ح 49، بحار: 347:52 ب 27 ح 95.