حضرت باقر عليه السلام فرمود:
«بپرهيز از خروج کنندگان از ما پس به تحقيق که ايشان نه بر چيزي هستند و نه به سوي چيزي». [1]
يعني: نه برحقند و نه بر رخصت از ما و نه به مقصود نائل ميشوند و کاري انجام ميدهند و نيز به بريد، فرمود:
«بپرهيز از شذاذ آل محمد صلي الله عليه و اله و سلم [2] (يعني، از پارههاي متفرق و منفرد)».
و همين را نيز به جابر جعفي فرمود، سپس اضافه کرده فرمود:
«به تحقيق که براي آل محمد صلي الله عليه و اله و سلم و علي عليه السلام يک رايت است و براي ديگران رايات است (يعني اميد پيشرفت و نيل به مقصود براي احدي از علويين نداشته باش، زيرا که براي ايشان در تقدير خدا يک رايت بيش نيست و آن رايت فتح مهدي ارواحنا له الفداء است) پس ملازم زمين باش و پيروي مکن از ايشان احدي را ابدا تا اينکه مردي از اولاد حسين عليه السلام را ببيني که با او است عهد پيغمبر صلي الله عليه و اله و سلم و رايت او و سلاح او، زيرا که عهد پيغمبر صلي الله عليه و اله و سلم منتقل شد به علي بن الحسين عليه السلام و بعد از آن در نزد محمد بن علي است (خود آن حضرت) و پس از آن آنچه خداوند بخواهد خواهد کرد، پس هميشه ملازم آنان باش که عهد و رايت و سلاح پيغمبر صلي الله عليه و اله و سلم نزد ايشان است و بپرهيز از آن پراکندهها از آل محمد که به تو گفتم». [3]
عمر بن حنظله به حضرت صادق عليه السلام بعد از ذکر پنج علامت حتمي عرض کرد:
«فداي تو شوم اگر يکي از اهل بيت تو پيش از اين علامات خروج کند با او خارج شوم؟
فرمود: نه». [4]
و نيز از آن حضرت در وقتي که رايات سياه از خراسان حرکت کرده بود با اينکه عليه بني اميه بود پرسيدند: چه ميفرمائي در همراهي با اينها؟
فرمود:
«در خانههاي خود بنشيند، پس هر گاه ببينيد ما را که بر يک نفر اجتماع کرديم، با سلاح به سوي ما سرعت کنيد». [5]
و نيز فرمود:
«بر شما باد به تقواي خداي وحده لا شريک له و براي جان خود نظر کنيد و با نظر باشيد، تا اينکه فرمود: به خدا قسم اگر هر يک از شما را دو جان ميبود که با يکي مقاتله ميکرديد و تجربه ميآموختيد و با ديگري عمل ميکرديد باکي نبود وليکن هر يک از شما را يک جان بيش نيست، هر گاه آن يک جان برود پس به خدا قسم که توبه از دست شما رفته، پس شما سزاوارتر هستيد به اينکه براي جان خود خير بيني و خير انديشي کنيد، پس اگر قيام کننده و دعوت کنندهاي بر شما بيايد نظر کنيد که بر چه و براي چه خروج ميکنيد؟ و نگوئيد زيد بن علي بن الحسين عليه السلام خروج کرد، زيرا که زيد مردي بود عالم و راستگو و با صداقت و هم شما را دعوت به نفس خود و پيشوائي خود نکرد، بلکه او شما را دعوت به رضاي آل محمد نمود (يعني هر که را آل محمد صلي الله عليه و اله و سلم راضي شوند) و اگر او غالب ميشد هر آينه وفا ميکرد به آنچه دعوت کرده بود - تا اينکه فرمود: - کساني که از ما خروج ميکنند به چه چيز دعوت ميکنند جز به رضائي آل محمد صلي الله عليه و اله و سلم؟ و ما اکنون شما را شاهد ميگيريم که راضي به خروج ايشان نيستيم، آن خروج کنندگان الآن که هنوز هيچکس با او نيست نافرماني ما ميکند وقتي که بيرقها و علمها با او باشد، سزاوارتر خواهد بود که از ما نشنود و نپذيرد». [6]
از اين حديث شريف ظاهر شد که اگر قيام کننده عالم و صدوق باشد و دعوت به نفس نکند بلکه دعوت به اقامهي حق و دفع باطل باشد اتباع او جائز است و اين همان متابعت مجتهد جامع الشرائط است در عصر غيبت که گفته شد.
پس اين حديث که نيز آن حضرت فرمود:
«کل راية ترفع قبل قيام القائم فصاحبها طاغوت يعبد من دون الله عز و جل»:
هر رايتي که پيش از قيام قائم بلند شود صاحب او طاغوت است که پرستش ميشود از غير خداي عز و جل». [7]
بايد حمل شود بر آن کس که دعوت به خود و پيشوائي خود کند و قيام او براي دنيا باشد نه براي دين، چنانکه شان قيام کنندگان نوعا اين است، بلکه رايت در حقيقت گفته ميشود بر آنکه قيام براي نفس خود و دعوت به نفس خود باشد (نه صرفا براي دفع ظلم يا دفع باطل) در آن صورت اگر دعوت کننده عالم هم باشد اتباع او جائز نيست.
زيرا که اولا: او موفق به مقصود نميشود و ثانيا: اگر هم به مقصود برسد باز هم با اهواء مختلفهي ناس موفق به تمام مقصود نخواهد شد و ثالثا: چون معصوم نيست پس در هر مرتبه از علم و عمل که باشد چون به رياست رسد باز هم در بسياري از امور از جهت حفظ مقام و سياست ناچار است از ارتکاب بعضي و چشمپوشي از بعضي و حبس بعضي و زجر بعضي و همچنين.
پس از اين اخبار حکم مطلق رايات معلوم شد و اما راياتي که در سال ظهور پيدا ميشود حکم يک يک در محل خود معلوم شد و معلوم شد که پيروي خراساني و حسني و يماني جائز است و يماني از همه بهتر است. و السلام علي من اتبع الهدي.
[1] معجم احاديث الامام المهدي ارواحنا له الفداء : 267:3 ح 793، غيبت نعماني: ص 129، بحار: 136:52 ب 22 ح 41.
[2] بحار: 269:52 ب 25 ح 160 به نقل از کتاب «سرور اهل الايمان».
[3] معجم احاديث الامام المهدي ارواحنا له الفداء : 21:5 ح 1452، الزام الناصب: 117:2، تفسير عياشي: 84:1 ح 117.
[4] معجم احاديث الامام المهدي ارواحنا له الفداء : 298:5 ح 1729، روضه کافي: ص 245 ح 483، بحار: 304:52 ب 26 ح 74.
[5] معجم احاديث الامام المهدي ارواحنا له الفداء : 465:3 ح 1028، غيبت نعماني: ص 131، بحار: 52: 139-138 ب 22 ح 44.
[6] معجم احاديث الامام المهدي ارواحنا له الفداء : 438:3 ح 993، روضه کافي: ص 210 ح 381، بحار: 52: 302-301 ب 26 ح 67.
[7] معجم احاديث الامام المهدي ارواحنا له الفداء : 431:3 ح 988، روضه کافي: ص 234 ح 452، بحار: 143:52 ب 22 ح 58، وسائل الشيعه: 37:11 ب 13 ح 6، اثباة الهداة: 532:3 ب 32 ف 27 ح 461.

پيروي از فتنهها و رايات
در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
|
 |
|
 |
|
Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1