montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

پس آن حضرت براي اين امر مهيا شد؛ و بر در سراي پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم آمد، و دق‏الباب نمود، چون ام‏سلمه صداي در را شنيد، ندا در داد که: کوبنده‏ي در کيست؟ پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم فرمود برخيز و در را بگشا؛ کوبنده‏ي در که کسي است خدا و رسول دوستدار اويند؛ ام‏سلمه گفت: اين مرد کيست که پيش از ديدار او چنين توصيف مي‏نمائي؟ فرمود: مه يا ام‏السلمة: هذا رجل ليس بالخرق و لا بالنزق هذا أخي و ابن عمي؛ و أحب الخلق الي.
ترجمه: ساکت باش اي ام‏سلمه، اين مردي است که از هيچکس خوف ندارد؛ و در امور عجله نمي‏کند، اين برادر و پسر عم من، و محبوبترين خلقست نسبت به من.
پس ام‏سلمه در را گشود، اميرالمؤمنين علیه السلام وارد شده سلام کرد، و در برابر پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم نشست، و از حيا سر به زير انداخت، حضرت رسول صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: گويا حاجتي داشته باشي، حاجت خود را اظهار کن. که هر چه خواهي حاجت تو برآورده مي‏شود اميرالمؤمنين علیه السلام عرض کرد: پدر و مادرم فداي تو باد، تو حق عظيمي بر من داري مرا در کودکي به خانه‏ي خود آوردي و مؤدب به آداب خويش نمودي و از پدر و مادر براي من بهتر و نيکوتر بودي و چه بسيار فيوضات کثيره که از تو به من رسيد؛ و حال مرا زوجه‏اي لازم است، به خدمت رسيدم که اگر صلاح داني فاطمه سلام الله علیها را با من ازدواج فرمائي. پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم را از اين کلام فرح و مسرتي در صورت ظاهر گرديد و با خنده و شادماني فرمود: چيزي داري که براي فاطمه سلام الله علیها صداق قرار دهي؟ اميرالمؤمنين گفت: تو دانائي به آنچه اندوخته‏ي من است، من از مال شتري و شمشيري و زهي دارم؛ فرمود: يا علي شمشير براي جهاد تو را لازم است و شتر هم که براي آبکشي نخلستانها تو را به کار آيد بهاي زره براي تزويج فاطمه سلام الله علیها کافي است و من به همان راضي مي‏شوم؛ پس فرمود: يا علي بشارت باد تو را که خدا عقد تو را با فاطمه سلام الله علیها در آسمان بسته است؛ و جبرئيل خبر داد که ما صداق فاطمه را خمس دنيا و ثلث بهشت قرار داديم و از زمين چهار نهر را مختص فاطمه نموديم: نهر فرات و نيل مصر و نهر نهروان[1] و نهر بلخ؛ ولي يا رسول‏الله شما در زمين فاطمه را براي علي تزويج نما و مهر او را پانصد درهم مقرر فرما و اين مهر السنه در امت تو ثابت باشد.
پس پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم به فاطمه خبر داد و از او اجازه خواست فاطمه سکوت نمود به نوعي که سکوت او دال بر رضايت او بود پس از آن پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم خطبه‏اي اداء فرمود و علي نيز خطبه‏اي خواند و ازدواج واقع شد.
[1] هي ثلاث نهروانات: اعلي و اوسط و اسفل، و هي کورة واسعة اسفل من بغداد شرقي.
آمدن علي علیه السلام براي خواستگاري فاطمه سلام الله علیها و ازدواج ايشان


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته
 Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1