اما حضرت امير علیه السلام آن شب را در منزل دخترش امکلثوم بود چون سفره انداخت دو قرص نان جو و کاسهي شير و قدري نمک حاضر کرده، حضرت فرمود اي دخترک کي دو نان خورش در سفرهي علي ديدهاي يکي از اينها را بردار امکلثوم خواست نمک را بردارد فرمود شير را بردار پس با نان جو و نمک افطار نمود و آن شب را بيدار بود و مشغول نماز و قرآن و دعاء و مناجات و استغفار و صلوات بود سوره يس را ميخواند و ميگفت أللهم بارک لي في الموت يعني خدايا مرگ را بر من مبارک گردان و گاهي از حجره بيرون ميآمد؛ و نظر به آسمان کرده ميفرمود انا لله و انا اليه راجعون: و گاهي ميگفت لا حول و لا قوة الا بالله العلي العظيم.
ضربت زدن ابن ملجم بر سر علي و نداء دادن جبرئيل امکلثوم عرض کرد اين اضطراب شما براي چيست؟ فرمود صبح اين شب من شهيد ميشوم، عرض کرد جعدة بن هبيره را براي نماز بفرستيد فرمود از قضاي خدا نميتوان فرار کرد، و عازم مسجد شد چون به صحن خانه رسيد، مرغابيان که در خانه بودند صدا بلند نمودند، خواستند آنها را دور نمايند، فرمود عوهن فانهن صوائح تتبعها نوائح؛ يعني بگذاريد آنها را به حال خود، صيحه کنندگانند که از پي نوحهکنندگان ميباشند؛ امکلثوم يا امان حسن علیه السلام گفت اي پدر چرا فال بد ميزني، فرمود فال بد نيست، کلام حقي بر زبانم جاري شد، چون خواست از خانه خارج شود قلاب در کمربند آن حضرت بند شد، و از کمر آن حضرت بازشد، کمربند را بست و گفت
اشدد حيازيمک للموت
فان الموت لاقيک
يعني کمر خود را براي مرگ محکم ببند زيرا که مرگ تو را ملاقات خواهد کرد امکلثوم گريان شد، و امام حسن علیه السلام خواست همراه آن حضرت به مسجد برود حضرت او را برگردانيد، و وارد مسجد شد و قدري نماز خواند؛ و بر بالاي بام رفته صدا به اذن برداشت. چندان که همه خانههاي کوفه صداي او را شنيدند؛ پس از مأذنه به زير آمد، و زبان او به ذکر و تهليل و صلوات گويا بود، و خفتگان را براي نماز بيدار مينمود به ابن ملجم رسيد ديد به روي خوابيده فرمود براي نماز برخيز و بر روي مخواب که خواب شياطين است يا به پهلوي راست بخواب که طريقه مؤمنين و يا به دست چپ بخواب که خواب حکماء و يا به پشت بخواب که دأب انبياء است: از ارادهاي که کردهاي نزديک است آسمانها بر زمين آيد، و زمين و کوهها از هم بپاشد و اگر بخواهم ميتوانم بگويم که در زير جامهات چه داري.
پس براي نماز وارد محراب شد و مشغول نافله شد، اول شيب ضربتي زد و آن به طاق محراب خورد، پس فورا ابن ملجم ضربتي بر سر آن حضرت زد که تا موضع سجده را شکافت، و آن حضرت بروي زمين افتاد، و فرمود: بسم الله و بالله، و علي ملة رسولالله؛ فزت و رب الکعبه، قسم به خداي کعبه که رستگار و آسوده شدم، و جبرئيل ندا در داد که صداي او را مردم شنيدند که:
تهدمت و الله أرکان الهدي، و انطمست أعلام التقي، و أنفصمت العروة الوثقي قتل ابن عم المصطفي؛ قتل الوص المجتبي قتل علي المرتضي قتله أشقي الاشقياء
بس حسنين و زينبين و مؤمنين به مسجد آمده گريبانها چاک و صداها به گريه و ناله بلند نمودند و آن حضرت را تاب برخاستن نبود، نماز را نشسته خواند، و امام حسن علیه السلام با مردم نماز را به جماعت گزارد، عالم چو سر علي شکافي برداشت.
اصل - لم يمتثل أمر رسول الله صلي الله عليه و آله في الهادين بعد الهادين و الامة مصرة علي مقته؛ مجتمعه علي قطيعة رحمه؛ و اقصاء ولده الا القليل ممن و في لرعايه الحق فيهم.
اعراب: قوله: لم يمتثل، مضارع مجهول مجزوم بلم، والجملة مستأنفة، قوله امر نايب الفاعل مضاف، قوله في الهادين، الجار متعلق بالفعل المذکور، قوله و الامة مبتدء، و قوله مصرة. و مجتمعة خبران عنها. قوله و اقصاء عطف علي قطيعة. و مضاف؟ قوله. الا القليل: استثناء من الامة: قوله وفي. صلة للموصول و مطابق للفظه.
ترجمه: فرمانبرداري پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم نشد دربارهي ائمه که راهنماهاي دين بودند، هر کدام پس از ديگري، و امت بر غضب پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم اصرار نمودند؟ و بر قطع رحم و خويشان او و دشمني و آواره کردن ايشان اجتماع کردند؛ مگر اندکي از آنان که در رعايت حق اهل بيت وفاداري نمودند، مانند سلمان و اباذر.
حالات علي علیه السلام در شب نوزدهم و به مسجد آمدن آن حضرت