montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net
montazar.net

4- از اميرالمؤمنين علیه السلام نقل است که روزي من و فاطمه سلام الله علیها و حسن و حسين عليهم‏السلام خدمت رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم بوديم پس آن حضرت نظري به ما کرده و بگريست از سبب گريه‏ي او جويا شدم فرمود گريه‏ي من به جهت بلاها و مصيباتي است که بعد از من بر شما وارد مي‏آيد عرض کردم آن بلاها چيست؟ فرمود: ضربتي بر فرق تو مي‏زنند و تو را به قتل مي‏رسانند و سيلي به صورت فاطمه مي‏زنند و خنجر بر ران حسن مي‏زنند و او را زهر مي‏دهند و به زهر کشته مي‏شود و حسين را مي‏کشند عرض کردم. آيا خلقت ما براي بلا است. فرمود بشارت باد تو را که خداي عزوجل عهد بسته است که دوست ندارد تو را مگر مؤمن. ئو دشمن ندارد تو را مگر منافق.
5- از ابن‏عباس رسيده که روزي امام حسن بر رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم وارد شد، حضرت گريان شد و فرمود پيش آي و او را بر زانوا نشانيد و فرمود حسن فرزند من و روشنائي چشم من، و ضياء و ميوه‏ي دل من و سيد جوانان بهشت، و حجت خداي بر خلق است، امر او امر من و قول او قول من است. هر که متابعت او کند از من است و هر که مخالفت او کند از من نيست، و هرگاه نظر به او کنم ياد مي‏کنم از ظلم‏ها و خواري‏ها که به او مي‏رسد؛ تا آنکه او را به زهر شهيد مي‏کنند.
فعند ذلک تبکي الملائکة و السبع لشداد لموته و يبکيه کل شئي حتي الطير في جو السماء؛ و الحيتان في جوف الماء؛ فمن بکاء لم تعم عينه يوم تعمي العيون و من حزن عليه لم يحزن قلبه يوم يحزن القلوب و من زاره في بقيعه تثبت قدمه علي الصراط يوم تزل فيه الاقدام
يعني چون شهيد شود. فرشتگان آسمانها بر شهادت او گريان شوند، و تمام اشياء بر او گريه کنند حتي مرغان در هوا، و ماهيان در جوف دريا، پس هر چشمي بر او بگريد بينا باشد در روزي که چشمها نابينا است.و هر دلي براي او محزون شود شاد باشد در روزي که دلها محزون است، و هر که در بقيع او را زيارت کند قدم او بر صراط ثابت باشد روزي که قدمها لغزان است.
6- از ابن‏عباس رسيده - که رسول خدا را سفري پيش آمده در اثناء راه نظر او به حسين علیه السلام افتاد و او دو ساله بود، آن حضرت ايستاده و نظر به حسين داشت و فرمود انا لله و انا اليه راجعون از سبب گريه و ترجيع جويا شديم، فرمود در اين ساعت جبرئيل خبر مي‏دهد که حسين را در زميني که آن را کربلا گويند کنار شط فرات به قتل مي‏رسانند و گويا محل کشته شدن و جاي دفن او را مي‏بينم؛ و گويا مشاهده مي‏کنم که اهل بيت او را سوار بر شتران با سر مقدس او به هديه براي خبيث بن خبيث يزيد مي‏برند، به خدا قسم يزيد با شادي نظر به سر مقدس او نکند مگر آنکه مخالفت خدا بر دل و زبان او افتد، و چون پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم از سفر مراجعت کردند؛ دو فرزند خود حسن و حسين علیه السلام را در برگرفته برمنبر بالا رفت؛ و حسن را بر ران راست و حسين را بر ران چپ نشانيد؛ و دست بر سر ايشان گذارد و گفت خدايا منم بنده و پيغمبر تو و اين دو فرزند از پاکيزگان عترت و از نيکان ذريه‏ي منندو ايشان را بعد از خود به امانت در ميانه‏ي امت مي‏گذارم و قد أخبرني جبرئيل أن ولدي هذا مقتول بالسم، و ألاخر شهيد مضرج بالدم.
و جبرئيل خبر مي‏دهد که اين فرزندم حسن به زهر کشته مي‏شود، و آن فرزند ديگرم حسين شهيد و غلطان در خون مي‏شود، خدايا شهادت را بر فرزند مبارک و او را از سادات شهداء گردان و برکات خود را از کشندگان و کساني که ياري او نمي‏کنند بردار، و کشنده‏ي او را در جهنم و در درک اسفل جاي ده.
پس اهل مسجد گريان شدند، فرمود آيا براي او گريه مي‏کنيد و او را ياري نمي‏کنيد؛ خدايا تو ياور او باش.
خبر دادن پیغمبر صلی الله علیه و آله وسلم از شهادت امام حسن و ثواب گریه و زیارت او


در خواست عضویت جهت دریافت ایمیل
نام:
ایمیل:
montazar.net

نظر سنجی
مایلید در کدام حوزه مطالب بیستری در سایت گذاشته شود؟
معارف مهدویتغرب و مهدویت
وظایف ما در عصر غیبتهنر و فرهنگ مهدویت
montazar.net

سایت های وابسته
 Could not add IP : Data too long for column 'user_agent' at row 1