اصل - 1- يابن البدور المنيرة 2- يابن السرج المضيئة 3- يابن الشهب الثاقبة 4- يابن الأنجم الزاهرة 5- يابن السبل الواضحة 6- يابن الأعلام اللائحة 7- يابن العلوم الکاملة 8- يابن السنن المشهورة 9- يابن المعالم المأثورة 10- يابن المعجزات الموجودة 11- يابن الدلائل المشهودة
الاعراب - الترکيب کما في الفقرات السابقه بدون تفاوت و البدور جمع البدر. اي القمر في ليالي نصف الشهر، والسرج بضمتين جمع السراج معرب چراغ، والصفات في هذه العبارات مفرد مؤنث لان الموصوف جمع و هو بمعني الجماعة وهي مفرد مؤنث ايضا فالمطابقة حاصلة.
ترجمه - اي فرزند ماههاي شب چهارده نور دهنده 2- اي فرزند چراغهاي روشني دهنده 3- اي فرزند ستارههاي جهندهي نافذه 4- اي فرزند ستارههاي درخشان 5- اي فرزند راههاي هويدا 6- اي فرزند نشانههاي آشکارا 7- اي فرزند علوم تمام، 8- اي فرزند احکام مشهورهي دين 9- اي فرزند نشانههاي رسيده شده 10- اي فرزند معجزات موجوده، 11- اي فرزند دليلهاي واضحه
شرح - اين عبارات از باب استعاره است که آباء گرام آن حضرت را تشبيه نموده در جمله اولي به ماه شب چهارده، و در جمله دوم به چراغهاي پرنور، و مراد آن است که بدن و صورت ايشان داراي نور بوده و اين معني از بسياري اخبار و حکايات برميآيد، از هلال بن نافع
نقل شده که گويد وقت شهادت حضرت سيدالشهداء رفتم در کنار قتلگاه ديدم بدن آن حضرت نوراني بود؛ و هيچ کشتهاي را نورانيتر از حسين علیه السلام نديده بودم، و بدن آن حضرت به مقداري نوراني بود که من از حيرت؛ کشته شدن او را در نظر نداشتم.
و مسلم جصاص گويد در بازار کوفه سر حسين علیه السلام را بر نيزه ديدم و هو رأس قمري زهري أشبه الخلق برسول الله صلی الله علیه و آله و سلم و يا مراد آن است که داراي نور معنوي بودند که به هر که توجه ميفرمودند قلب او را نوراني ميفرمودند، و طريق قويم و صراط مستقيم و راه سعادت بر او واضح و هويدا ميگرديد و در زيارت وارث است.
أشهد أنک کنت نورا في الأصلاب الشامخة و الارحام المطهرة
يعني گواهي ميدهم که نوري بودي در صلبهاي بزرگوار و در رحمهاي پاکيزه، و در جمله سوم ايشان را تشبيه به شهاب ثاقب نموده، که در آيه 10 سوره 37 و الصافات فرموده الا من خطف الخطفة فاتبعه شهاب ثاقب يعني خداوند شياطين را از گرفتن خبرهاي غيبي آسماني دفع ميفرمايد، مگر آنانکه بربايند خبرها را ربودني، پس آنان را پي ميآيد ستارههاي جهندهي نفوذ کننده، و در آيه 17 سوره 15 حجر فرموده و حفظناها من کل شيطان رجيم الا من استرق السمع فأتبعه شهاب مبين
يعني و حفظ نموديم آسمانها را از شيطان رانده شده مگر آنانکه استراق سمع کنند: يعني به پنهاني تقديراتي را که به زبان ملائکه
جاري شود بربايند پس ميرسد به آنها ستارههاي جهنده آشکارا.
و در خبر است که شياطين خبرهاي آسماني را ميگرفتند و به کاهنان و غيب گويان ميرسانيدند: و در زمان عيسي از سه آسمان ممنوع شدند و چون پيغمبر خاتم صلي الله عليه و آله و سلم مبعوث شدند از همهي آسمانها ممنوع گرديدند و بعد از آن هر وقت براي استراق سمع به طرف آسمان روند تيرهاي شهاب به آنها ميرسد و آنها را ميراند و منع مينمايد و بعد از بعثت خاتم الانبياء صلي الله عليه و آله و سلم غيبگوئي کاهنان سرآمد و اين تيرهاي شهاب که در طرف آسمان ميبينيم قبل از بعثت نبوده و از معجزات پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم است و اهل هيأت گويند اين روشنائي که در هوا پيدا ميشود در اثر قوهي مغناطيسي در هوا است و قوه مثبته و منفيه چون اتصال پيدا کنند مانند دو سيم برق نوري حادث ميشود. ولي در آسمان دو نوع نور کشيده ديده ميشود. يک قسم آن است که در موقعي که ابر در هوا باشد و صداي صاعقه بلند ميشود برقي ميجهد و به زمين ميآيد و گاهي بعضي از مکانها يا اشخاص را ميسوزاند، و اين قسم از تصادم قوه مثبته و منفيه برق است.
و قسم ديگر در موقعي که هوا صاف است بدون غرش رعد نور کشيده در هوا ديده ميشود که بعضي از آنها هم امتداد زيادي پيدا ميکند و ظاهرا مراد از ستاره جهنده و تير شهاب اين قسم باشد که شياطين را ميراند و منع از ربودن خبرهاي آسماني مينمايد.
و احتمال هم ميرود که مراد از شهاب که شياطين را منع ميکند امر غيبي خارج از امور طبيعيه باشد که عقل ما از فهم آن کوتاه باشد و در اين جمله ائمه طاهرين علیه السلام را تشبيه به شهاب ثاقب نموده براي آنکه هرگاه کسي از دشمنان خواست لطمه بر دين اسلام وارد آورد امام علیه السلام به هر نوعي که صلاح باشد او را دفع فرمايد و دين را از شر او حفظ نمايد هم چنانکه هر کدام از ائمه طاهرين علیه السلام به مقتضاي وقت دين را از شر اجانب حفظ نمودند.
و در جمله چهارم ايشان را تشبيه به ستارههاي روشنيدهنده در شب نموده است و مراد آن است که چون در موقع غصب خلافت ضلالت مانند تاريکي عالم را فرو گرفت و مردم در تاريکيهاي گمراهي ماندند، ائمهي طاهرين مانند ستاره روشني ميدادند و کساني را که طالب نور هدايت بودند هدايت ميفرمودند و سعي داشتند که حتيالامکان راه هدايت براي طالبين واضح باشد و در تبليغ مردم به راه دين سعي بليغ مينمودند.
در شرح (اين الانجم الزاهره) اشاره به اين معني شد و نيز در آنجا شرح جمله 5 و 6 نيز ظاهر ميشود، قوله يابن العلوم الکامله تا آخر کلمه (اين) به معني منسوب است يعني اي منسوب به علمهاي کامل؛ واي منسوب به سنتها و احکام مشهوره؛ و اي منسوب به نشانهها و اخبار رسيده شده، و اي منسوب به معجزات صادرات از ائمه و اي منسوب بادله و براهيني که به آنها استدلال براي دين ميشود و مراد آن است که حضرت داراي اين فضائل و هم آباء عظام او صاحبان اين فواضل ميباشند.
نوراني بودن بدن و سر مقدس حسين و مراد از شهاب ثاقب