اصل - هل من معين فأطيل معه العويل و البکاء. هل من جزوع فأساعد جزعه اذا خلا. هل قذيت عين فساعدتها عيني علي القذي. هل اليک يابن أحمد سبيل فتلقي هل يتصل يومنا منک بعدة (بغده خ ل) فنحظي
اعراب. هل، استفهام للندبه: و من زائده: و معين مبتدأ - و الخبر محذوف. اي هل معين لي: فاطيل متکلم من المضارع من اطال: و هو منصوب بان المقدرة بعدالفأ في جواب الاستفهام، و معه حال لضمير المتکلم، بمعني مجتمعا: و العويل مفعول و هو رفع الصوت بالبکاء اسم مصدر من اعال اوعول: قوله هل من جزوع اعرابه کالجمله قبلها فاساعد جزعه، فعل و فاعل و مفعول و اذ ظرف له و قذيت من باب علم و عين فاعله اي اجرت الدمع کمانه وقع فيها القذي، اي الشوک و القذي سيلان الدمع، فتلقي مخاطب من المضارع المجهول منصوب: اي فتستقبل، قوله بعدة مصدر نوعي من الوعد؛ اي عدة عظيمة، و في بعض النسخ بغده بالغين المعجمه و الاضافه الي الهاء فالضمير يرجع الي يومنا فنحظي متکلم مع الغير من مضارع حظي من باب علم اي نصيب حظا من العدة و هو منصوب بان المقدره بعد الفأ في جواب الاستفهام.
ترجمه - آيا ياري کنندهاي هست براي من تا با او طول دهم ناله و گريه خود را، آيا ناله کننداهي هست تا ياري کنم نالهي او را در زماني که تنها شود: آيا چشمي هست که اشگ بريزد تا چشم من ياري او کند بر فرو ريختن اشک، آيا راهي از من به سوي تو پيدا ميشود، اي فرزند پيغمبر صلي الله عليه و آله و سلم تا به استقبال تو آيم. آيا روز ما اتصال مييابد به وعدهي وصالي تا بهرهمند شويم از آن.
شرح - در اين موضع استفهام را تغيير ميدهد و به (هل) استفهام ميکند و آن دلالت بر زيادتي شوق وصال و بيتابي شخص داعي دارد و پنج مرتبه کلمهي هل را تکرار ميکند تا مانند کلمهي عزيز پنج مرتبه تمام شود. و در سه جمله اول اظهار ميکند که گريهي من در اين امر بزرگ اندکست و ياري ميطلبد تا به اندازهي کافي گريه و ناله واقع شود
و در دو جمله آخر کشف حجاب نموده با امام زمان ارواحنا له الفداء خطاب ميکند و از او راه ملاقات و بهرهمندي از وصال را ميطلبد. اين عبارات اشعار دارد که ياد امام زمان ارواحنا له الفداء و اظهار شوق و ندبه و گريه در مجالس اجتماعي مطلوب است تا آنکه موجب تشويق ديگران و بيداري غافلان و ارغام انف دشمنان گردد.